انرژی درمانی

1- انرژی درمانی و انرژی چیست ؟


انرژی و یا درمان با انرژی در دنیای کنونی یکی از موثرترین و ساده ترین و بی ضررترین روشهای شناخته است و در تمام دنیا تحقیقات بسیار گسترده ای روی آن شده و می شود. در هر دوره ای هر ملتی بر اساس دانش و فرهنگ مخصوص خود، روش و سیستم خاصشان را با نام های متفاوتی بکار برده‌اند. نیروی ری (کنترل کننده و هدایت کننده نیروی حیات بدن ما) یک جریان دینامیک یا پویای حیات در بدن است که از ما و طبیعت و تمام جانداران در حال گذر است و هدف آن تغذیه چاکراها ( چرخه های انرژی )، روح، سلامتی است. ما توسط کانالها یا چاکراها ( چرخه های انرژی) این نیروی برتر و کنترل کننده را دریافت کرده و در مسیرهایی که مریدینها یا نادی ها خوانده می شود، به جریان می اندازیم. نیروی برتر، نیرویی آگاه است که در کل ماده آفریده شده اثر می‌کند.نیروی حیات درون بدنمان توسط نیروی آگاهی برتر، شارژ، هدایت و حمایت می گردد. این نیرو، همه اشخاص را کاملا می شناسد و دلیل تمام مشکلات و مسائلشان و شفای آنها را می داند.


2- این انرژی چگونه در فرد ایجاد و منتقل می شود؟


طبق قانون فیزیک انرژی در تمام جهان وجود دارد از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می گردد.ارتباط انسانها با این نیروی الهی همیشه برقرار بوده و هست. اما این ارتباط به خاطر افکار و احساسات منفی ما ضعیف گردیده است.کسانی که برای آموزش این روش مراجعه می کنند. اول با ساختار انرژی و چرخه های انرژی وجود خود آشنا شده و بعد توسط استاد ریکی با این انرژی همسو می‌شوند. و بعد روش انتقال انرژی را آموخته و می‌توانند با انتقال انرژی به بیماران برای درمان بیماری اقدام کنند.روش و تکنیک ریکی ظرفیت چاکراها را برای دریافت خالص‌تر و قویتر انرژی الهی بالا برده، و ما را از تمامی انرژی‌های منفی رها ساخته، چاکراها را شارژ و متعادل ساخته موجب شفا و سلامتی ما می‌گردد.


3- آیا انرژی در تمام افراد وجود دارد؟


بله؛ دقیقا و بدون استثنا؛ از آغاز خلقت بشر ارتباط انسان با خداوند برقرار بوده و هست.اما ما انسانها با درگیر شدن با مشکلات و مسایل دنیوی و افکار و احساسات منفی چون حسد، کینه ، تنفر، عصبانیت و ... در مسیر عبور انرژی الهی انسدادهایی ایجاد می‌کنیم که میزان دریافت انرژی الهی را به حداقل می‌رساند و ما دچار بیماری می‌شویم. با این روش می‌توان ساختار چرخه‌های انرژی را به درستی شناخت و ظرفیت دریافت انرژی الهی را به حداکثر رساند و با دریافت بیشتر انرژی خود و دیگران را از بیماریهای روحی و جسمی شفا داد.


4- آیا این انرژی در تمام افراد به یک میزان است یا قوت و ضعف وجود دارد؟


در تمام افراد انرژی به یک میزان وجود دارد و قوت و ضعف آن به میزان تعادل چاکراهای شخص بستگی دارد. و هرچه شخص به انتقال انرژی برای دیگران و خود بپردازد کانال انتقال انرژی اش وسیعتر می گردد.


5- آیا فرد درمان کننده دچار بیماری به علت انتقال بیماری از فرد درمان شونده به وی یا برعکس نمی‌شود؟


انرژی از جانب خداست و خداوند یآگاه.همه را می شناسد . شفای بیماریها تنها توسط اوست. در این بین شخص منتقل کننده انرژی صرفا به عنوان یک کانال انتقال انرژی است جهت تنظیم و به نظم درآمدن انرژی های درون چاکراهای بیمار و در اصل عملیات درمانی را خود انرژی الهی انجام می‌دهد. بنابراین بخاطر اینکه روند شفا. یعنی تشخیص بیماری و شفای شخص به وسیله ما انجام نمی‌شود. احتمال انتقال بیماری و مشکلات جانبی از شخص منتقل کننده انرژی به بیمار و برعکس وجود ندارد. اما بعضی از ناآگاهان و سودجویان . واکنش‌هایی که بر اثر دریافت انرژی در شخص ایجاد می‌شود و آن نیز در جهت شفا و رها شدن شخص از بیماری و انرژیهای منفی است را به عنوان انتقال انرژی و تخلیه انرژی و غیره عنوان کرده باعث ترس و نگرانی دیگران می‌شوند.


6- آیا این روش برای درمان تمام بیماریها قابل استفاده است؟


مسلما هیچکدام از روشهای علمی و درمانی تاکنون توانایی پاسخگوی به تمام بیماریها و امراض را نداشته است. زمانی حکم الهی است که شخص با بیماری خاصی از جهان برود اما حتی در این موارد این روش باعث کم شدن درد و آرامش روحی و بالارفتن آگاهی معنوی و پذیرفتن آگاهانه سرنوشت بیمار می گردد. تاکنون این روش پاسخگوی دسته بزرگی از بیماریها بوده است.مانند بیماریهای عضلانی. سردردها. مشکلات اعصاب و روان. دردها و مشکلات گوارشی. بیماریهای تنفسی قلبی و میگرن و افسردگی و وسواس و اضطراب و .....


7- آیا تمام افراد درهر سنی می توانند از انرژی درمانی استفاده کنند یا این تکنیک را بیاموزند؟


بله. یادگیری و استفاده از این روش درمانی، هیچگونه محدودیت سنی ، استعدادی، تحصیلاتی ندارد. تنها توصیه میشود افراد یادگیرنده بهتر است سن بالای 17 سال داشته باشند تا بهتر با مطالب و دروس آشنا شوند و همچنین بتوانند در مورد آن تحقیق یا کنکاشی و ... انجام دهند.


8- آیا عوارضی هم برای این روش درمانی دیده شده است؟


خیر تاکنون هیچگونه عارضه زودرس یا دیر رَس از هیچ روش انرژی درمانی در هیچ نقطه از دنیا گزارش نشده است و مسلما به دلیل حساسیت بالای دست اندرکاران هر کشوری نسبت به این روش درمانی. اگر کوچکترین عارضه ای دیده شده بود. بدون استثنا در تمام دنیا اعلام شده و جلوی این روش گرفته می‌شد. با وجود اینکه روش درمان با انرژی یکی از قدیمی‌ترین روشهای درمانی بوده و قدمت بسیار طولانی دارد. تاکنون هیچ سند تاریخی و علمی مبنی برعوارض ریکی دیده نشده است.


9- در هنگام استفاده از این روش درمانی آیا می‌توان روشهای درمانی دیگر را هم بکار گرفت یا خیر؟


بله . خوشبختانه این روش درمانی به دلیل سازگار بودن با ساختار وجودی تمام انسانها بدون استثنا می تواند با تمام روشهای درمانی درکنار یکدیگر استفاده گردد بدون آنکه هیچ تداخلی با هم داشته یا مشکلی ایجاد نماید. در این روش درمانی همیشه به بیمار تاکید می گردد که باید به پزشک متخصص مراجعه نموده و ضمن مصرف داروی تجویز شده به انرژی درمانی بپردازد. انرژی درمانی به عنوان طب مکمل به بیمار کمک می کند تا دارو در جای مناسب اثر نموده و طول درمان کوتاهتر گردیده، و عوارض جانبی داروها به حداقل برسد.


10- آیا بیمار در هنگام درمان با انرژی باید داروهای شیمیای خود و یا سایر روشهای درمانی را کنار بگذارند؟


به هیچ وجه تفکر صحیح نیست. قطع یا کنارگذاشتن دارو و یا هر درمانی بستگی به روند بهبودی بیمار داشته که این مرحله هم حتما باید با نظر و مشورت پزشک معالج که بیمار تحت نظر وی بوده، صورت گیرد. بیمار نباید به دلیل استفاده از انرژی درمانی سیر درمان پزشکی خود را ترک کند و حتما باید در تمام مراحل با طبیب متخصص در ارتباط باشد و دستورات پزشک خود را دقیقا اجرا کند.


11- آیا می‌توان با ریکی به کسی آسیب رساند؟


خیر . ریکی عشق است و عشق به هیچکس صدمه نمی‌زند. اما اگر شما فریب این افکار را بخورید که این شما هستید که با قدرت خود قادرید هر چیز و یا هر کسی را درمان کنید و یا مراقبتهای ضروری درمانی را جهت کمک به او فراهم ننمایید، این آرزوی قدرت‌نمایی بخودتان آسیب می‌رساند. ریکی شما را از توانایی مورد نظر بر کنار نمی‌کند و کسانیکه خود را در اختیارتان قرار می‌دهند، نزد شما به امانت سپرده شده‌اند.


12- آیا ریکی نوعی جادو است؟


من یک تعریف زیبا از جادو می‌شناسم ( هر چند که شاید کاملاٌ دقیق نباشد.) جادو هنری است که آگاهانه تغییراتی را در راده و خواسته ایجاد می‌کند. بر مبنای این تعریف، ریکی نمی‌تواند جادو باشد. زیرا فرآیند آن در مراحل بالاتری از خودآگاهی افراد است. کومن پلارنس جادو را اینچنین معرفی می‌کند : (( جادو هنر استفاده از نیروهای طبیعی و به معنای رسیدن به نتایج متحیر کننده‌ است.)) بر حسب این تعبیر ریکی نیز می‌تواند جادو محسوب شود. اگر سئوال این است که آیا ریکی جادوست؟ آیا میتوان با آن مثل جادوی سیاه کار کرد؟ اجازه دهید متقاعدتان کنم که ریکی از آن موارد نیست. ماهیت ریکی در عشق نامحدود آنست. ولی آنچه که جادوی سیاه نامیده می‌شود، بر پایه قدرتهای منفور و ترسها پایه‌گذاری شده است.

13- آیا امکان دارد عضویت ریکی را نقض کرد؟


نه؛ امکان ندارد. همسوئی‌های ریکی توسط خداوند صورت می‌گیرد و اساتید ریکی خودشان نیز یک کانال جهت انتقال آن هستند. در طول همسویی ارتباطی پایدار بین خداوند و انسان بوجود میآید. هیچ پدیده و عوامل خارجی نمی‌تواند بر خداوند تاثیر گذار باشد. کلاٌ همسوئیهای ریکی نمی‌تواند خطاها، لغزشها و یا حتی معیارهای اخلاقی را بی اثر نماید.


14- چا اتفاقاتی در جلسات همسوئی می‌افتد؟


در همسوئی ریکی، استاد مثل یک کانال یک کانال و واسطه‌ی انرژی حیاتبخش هستی عمل می‌کند. اگر ایم مفهوم بنظرتان بعید می‌رسد، باید بگویم که را دیگری برای معرفی آن بنظرم نمی‌رسد. این ارتباط با نیروی الهی، عمیقتر از آنست که بتواند در ژرفای وجودتان به آن دسترسی پیدا کنید. برای اینکه بتوانید مجرایی برای این انرژی الهی باشید، لازم است که هرگونه تصورات آلوده را از خود دور کنید. به همین خاطر است که مراحل آداب همسوئی به نوعی توانمندی در عشق و آگاهی ‌میآفریند. اجرای مراسمی در قسمتهایی از همسوئی، شبیه به کلیدی است که به اذن الهی، برای گشودن قدرت شفای عشق بکار می‌رود.


15- چرا همسوئی ریکی اینقدر گران است؟


الف – هر فرد در طول عمرش فقط یکبار نیاز به همسوئی در هر هر مرحله را دارد، بنابراین باید گفت که حقیقتاٌ یک چنین هزینه‌ای، برای آن حداقل ممکن است. اگر به ارزش و فوائید آن بیشتر پی‌ببرید، احتمالاٌ به این نتیجه خواهید رسید که حق عضویت آن باید بسیار گرانتر از این باشد.


ب- از آنجائی که هر فرد یکبار در هر مرحله شهریه می‌پردازد و در مرحله استادی می‌تواند از دیگران شهریه‌ دریافت کند، بدیهی‌است که جهت پرداخت این شهریه نباید چانه زد.


پ – عضویت ریکی شگفتآور است اما مردم می‌توانند بدون آن نیز با شادی و سرور به زندگی خود ادامه دهند. بعبارتی مردم از اینکه بهای کاملی برای بدست آوردن مایحتاج زندگی بپردازند، دریغ نمی‌کنند ولی اگر شما جهت رشد شخصی خود احتیاج به ریکی دارید، باید بهای آن را نیز بپردازید.


ت – نهایتاٌ آنکه هزنیه دوره‌های ریکی نیز مانند دیگر اجناس خوب و خدمات توسط بازار تعیین می‌شود. خیلی از اجناس قیمت منصفانه‌ای ندارند. اساساٌ چیزی به معنای گرانی وجود ندارد. زمانیکه مشتری شایستگیها و قابلیتهای کالا را درک نموده و کارآئیهای متعدد آن را درمیابد، باید قیمت آنرا نیز تصدیق کند.


د – احترام به ریکی، ارزش است و مردم به حرمت و طرز برخورد با چیزهایی که بهایشان را میپردازند، توجه بیشتری نشان می‌دهند. از آنجا که ریکی بخشی از نعمتهای خدادادی شخص محسوب می‌شود، حفظ صادقانه این ارزش، اهمیت زیادی دارد. من فقط در موارد بسیار نادر، به شهریه‌ی ریکی تخفیف می‌دهم.


خانم تاکاتا، استاد بزرگ ریکی، قبل از فوتشان این شعار را میدادند:


"هرگز با انرژی الهی چانه نزنید."


16- آیا می‌شود که کانال بسته شود و یا جریان ریکی قطع شود ؟


نه ؛ این غیر ممکن است. شما در چهار مرحله همسویی، کانال عبور ریکی خواهید شد و تا آخر زندگیتان با این انرژی الهی متصل خواهید بود. حتی اگر برای مدت 20 سال از ریکی استفاد نکنید، ((‌این غیر ممکن است زیرا ریکی اتوماتیک در هر لحظه که شما به چیزی دست می‌زنید، جریان می‌یابد)) مانند زمان همسویی جاری خواهد بود. شاید دلیلش این باشد که شما به دلیلی نمی‌توانید براحتی جریان انرژی را درک کنید.


17- آیا برای کار با ریکی، اعتقاد به آن لازم است؟


نه؛ ریکی اتوماتیک به هر جایی که نیاز داشته باشد، منتقل می‌شود و در ناخودآگاه شخص پذیرفته می‌شود. ریکی یک پدیده‌ی روانشناختی مثل هیپنوتیزم و یا تلقین نیست. تاثیرات آن با داروهای بی‌اثر و دل‌خوش کنک یا تاثیر تلقینها، قابل مقایسه نیست. حتی زمانیکه کانال ریکی به آن معتقد نباشد، انرژی جریان می‌یابد. ریکی تمام نقاط بدن را اتوماتیک‌وار و بدون هیچ مقدمه‌ای، در بر می‌گیرد.


18- آیا ریکی فقط زمانی جاری می‌شود که ابتدا دعا خوانده شده و هاله متعادل شده باشد؟


خیر؛ ریکی هر زمان و هر جایی که نیازمندش باشند، در جریان است و هیچ شرطی برای جاری شدن ندارد. ریکی هدیه‌ ایست که هیچ ضمیمه‌ای بهمراه ندارد.


19- آیا می‌توان با ریکی هر نوع اختلالی را درمان نمود؟


خیر اینطور نیست. ریکی فقط تا حدی می‌تواند اختلالات را درمان نماید و نمیتواند کار درمانهای رایج (پزشکی) را انجام داده و یا تشخیصهای غیر ضروری بدهد. اما براحتی از آنها حمایت مناسب را بعمل می‌آورد. بیماریهایی با علائم حاد یا هر چیزی که بنظر نیاز بدرمان دارد، باید بوسیله‌ی درمانگران متخصص، معالجه شوند. از دیدگاه مردم عامی، ریکی باید در جهت پیشگیری یا به معنای درمان بیماریهای جزئی استفاده شود (‌که معمولاٌ خودشان بدون دخالت پزشک درمان می‌شوند)، در صورتیکه می‌تواند کمک موثری برای حمایت از هر نوع محدوده‌‌ی درمانی بشمار برود.


20- چرا هر وقت به خودم ریکی می‌دهم بی‌نتیجه است؟


ریکی به آزادی انتخاب شما لطمه نمی‌زند. اگر شما آگاهانه و یا ناخودآگاه می‌خواهید دیگران از شما مراقبت کنند، راه درمان بوسیله‌ی ریکی را می‌بندید. در این موارد شما از حل مشکلاتتان، شگفت زده نمی‌شوید اما برای راضی کردن خود، محدودیتهایی را ایجاد می‌نمایید. این کاملاٌ بر حق است و اگر حقیقتاٌ موردی وجود دارد، باید آن را بپذیرید. ریکی ‌نمی‌تواند و نباید موانع و محدودیتهای شخصی را از بین ببرد.


21- آیا برای اینکه بتوانیم انرژی ریکی را در دستانمان منتشر سازیم، فقط باید به عضویت ریکی در بیاییم؟


البته که نه ؛ اصولاٌ هر انسانی، توانایی انتقال انرژی حیاتی را در دستانش دارد. بعضی‌ها کمی بیشتر از دیگران. عضویت ریکی متضمن این نکته است که آنچه انتقال مییابد انرژی شما نبوده، بلکه انرژی هستی بخش جهانی استو بالاتر اینکه، حتی می‌توانید کانالی برای انتقال این انرژی حیاتبخش جهانی باشید. بهمین دلیل است که ریکی موجب خستگی و رنج نبوده و لازم نیست که جهتکسب انرژی، تمرینهای خاصی صورت بگیرد. گذشته از همسوئی ریکی به وضعیت ساختار بدن کمک می‌کند و شما و بیمارتان را از ارتعاشات منفی حفظ می‌کند. وانگهی هر همسوئی، گنجایش ظرفیت انرژی را چند برابر می‌کند. افزایش همسوئی‌های بعدی، تاثیراتی را شامل می‌شود که از توضیحات ما خارج است.


باشد که تمام موجودات شاد باشند.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


اصول پنجگانه بنیادین ریکی

اصول پنجگانه بنیادین ریکی
اصول حیاتی دکتر اوسوئی :



1. فقط برای امروز، خشمگین مباش

2. فقط برای امروز، نگران مباش

3. فقط برای امروز، سخت کوش باش

4. فقط برای امروز، شکرگزار باش

5. فقط برای امروز، نسبت به همه مهربان باش

اگر ما فقط به مفهوم ظاهری این 5 اصل بپردازیم نمی توانیم از آنها عملاً استفاده کنیم چون بعضی از آنها به جای کمک کردن و درمان کردن ما ممکن است در طولانی مدت انسداد هایی بوجود آورند . هر کسی که حقیقتاً سعی کند که هیچگاه نگران نباشد، همیشه سخت کار کند، نسبت به دیگران سپاسگزار باشد، دیگران را دوست بدارد در نهایت بطور ریاکارانه ای مانع بروز احساسات خود می شود، احساس درماندگی می کند و به خاطر اینکه نتوانسته است این اصول را رعایت کند احساس شکست می کند . بنابراین، این اصول باید دارای معانی عمیق تری باشند . آنچه که در این اصول تکرار شده است واژه « امروز» است که به اهمیت لحظه ها تاکید دارد . تمام تعالیم مهم معنوی با این نکته موافق اند که تنها در لحظه اکنون است که ما امکان همکان را داریم در موقعیت خود در زندگی تاثیر بگذاریم و در جهت بهبود آن عمل کنیم . اگر بخش عظیمی از توجه ما به گذشته و یا آینده معطوف شده باشد ، نمی توانیم هنگامی که با مشکلات روزمره و یا غیر عادی زندگی مواجه می شویم به اندازه کسانی که آگاهی شان به زمان حال معطوف است موفق باشیم و بیاموزیم . به علاوه ما از زندگی کمتر لذت می بریم . بنابراین پیام اساسی راه عرفانی ریکی «بودن در لحظه و مکان با تمام آگاهی» است .

عصبانیت می تواند یک منبع بسیارمثبت قدرت باشد

اگر گفته دکتر اوسوئی «عصبانی نشوید» را به درستی درک کنیم ، منبع عظیمی از قدرت برایمان باز می شود . هر گاه در وجودمان احساس عصبانیت کردیم باید هرچه سریع تر به ریشه این احساس بپردازیم و متوجه علت اصلی عصبانیت خود شویم . مثلا وقتی کس دیگری موجب عصبانیت ما شده است ، ما تا متوجه نشده ایم چه چیزی موجب ترس ما شده است و چه خصوصیت نا خوشایندی را دیگری از خود نشان داده است که موجب عصبانیت ما شده است نباید دست از تلاش برداریم. یا اگر در مورد مطالبی که در اخبار گفته شده است ، یا یک صحنه فیلم ویا یک مقاله روزنامه عصبانی شده ایم خوب است متوجه شویم که چرا مطلبی که آنقدر به ما بی ارتباط است و یا حتی بخشی از یک داستان است می تواند در ما اثر داشته باشد . ما می توانیم فکر کنیم که حقیقتاً از چه می ترسیم – چون ترس غالباً با عصبانیت مرتبط است – و چه قسمت از شخصیت ما (شاید قسمتی که سرکوب کرده ایم و دوست نداریم ) به واسطه آنچه تجربه کرده ایم وارد ذهن هوشیار ما شده است. این مسئله با چاکرای ریشه مرتبط است.

نگرانی ما هم می تواند توازن یابد

نگرانی نیز از بعضی جهات مانند عصبانیت است. مراقبه، شهود، صحبت کردن با دیگران می تواند به ما کمک کند که علت ترس های خود را بیابیم و به ما اجازه می دهد که انرژی را در نگرانی ها و ترس هایمان هدر می دهیم، به عمل سازنده و معنی دار تبدیل کنیم و نهایتاً خود را آزاد نماییم . هنگام نگرانی ریکی می تواند خیلی مفید باشد . به مدت 6-3 دقیقه به هریک از 6 چاکرای اصلی ریکی بدهید . دست های خود را حدودا 10-15 سانتیمتر دور از بدن نگه دارید تا ریکی به راحتی بتواند به مرکز مورد نیاز انرژی برساند .

سپاسگزاری

سپاسگزاری در انسان اطمینان ایجاد می کند و او را با سایر اجزاء خلقت مرتبط می سازد . سپاسگزاری به معنی تشخیص لطف خاص و برکات خداوندی است که در هر چیزی که به ما داده می شود چه کوچک و چه بزرگ وجود دارد . آنچه که ما در زندگی انجام میدهیم تا به موفقیت دست یابیم در مقابل آنچه که زندگی به آن می پردازد تا هر یک از ما را به آنچه که مورد نیاز ما است برساند بسیار ناچیز است . تنها با سپاسگزاری کردن مکرر است که آگاهی ما نسبت به حضور حمایت گر خداوند تقویت می شود و احساس تنهایی و بی یار و یاور بودن ما کاهش می یابد این مسئله با چاکرای چشم سوم مرتبط است.

سخت کار کردن

سخت کار کردن به روی خود به ما کمک می کند که بر مقاومت سرسختانه غلبه نماییم و با قدرت های خود آشنا شویم . کار به مفهوم معنوی عمدتاً به مفهوم کار بر روی خود است . تنها هنگامی که آنرا به نحو صحیح و مداوم انجام دهیم می توانیم دسترسی به خود را امکان پذیر نماییم. این کار، کاری نیست که دیگری به ما تحمیل کرده باشد و مفهوم آن این است که تلاش جدی نماییم تا در جهت رسیدن به خداوند حرکت کنیم .

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


ریکی در خدمت پزشکی رایج

ریکی در خدمت پزشکی رایج
ریکی یک روش درمانی مؤثر از طب انرژی است که با به کارگیری انرژیهای ظریف و از راه قرار دادن دستها در حوزة انرژی بیومغناطیسی انسان ، باعث ایجاد تعادل و افزایش قدرت بدن جهت درمان و التیام خود می گردد .

ریکی به عنوان شیوه ای قدرتمند از طب ارتعاشی ، می تواند با برقراری مجدد تعادل و هماهنگی از دست رفته در حوزة بیومغناطیسی ، آن هم در عمیقترین سطوح ارتعاشی ، ریشة اصلی بیماری را هدف قرار داده و با بر طرف کردن آن منجر به بهبودی بیمار گردد . ریکی همچنین مقاومت عمومی بدن را نسبت به استرس و فشار عصبی بالا می برد . در طی جلسة ریکی , مراجع یا بیمار , موجی از آرامش را دریافت می کند و با رسیدن به حالت آرمیدگی[1] , فعالیت دستگاة عصبی خودکار (اتونوم) او تنظیم می شود که این تأثیر ، به طور مستقیم به کاهش استرس فرد منجر می گردد . افزایش ترشح اندورفین و تقویت سیستم ایمنی بدن نیز به نوبة خود به کاهش احساس درد و ارتقاء سلامت بیمار کمک مؤثری می نماید .

ریکی یک روش سلامتبخشی کل نگر به حساب می آید که درمان و ارتقاء سطح سلامتی فرد را در تمامی ابعاد مد نظر قرار می دهد و به همین دلیل با توجه به همه جانبه بودن و گستردگی فرایند بهبودی ، غالباً نمی توان پیش بینی کرد که علایم خاص یک بیماری به چه سرعتی و ظرف چه مدت برطرف می شوند. علایم حاد ( که مدت کمی از شروع آنها می گذرد) عموماً به سرعت به درمان پاسخ می دهند ولی درمورد بیماریهای مزمن در بیشتر موارد نیاز به گذشت حداقل سه یا چهار جلسة کامل ریکی خواهد بود تا بتوان درمورد معیارهای بهبود بالینی به قضاوت پرداخت .

نکتة بسیار مهم اینکه ریکی همانند سایر روشهای طب مکمل همانگونه که از نام کلی این روشها برمی آید ، جهت تقویت و گسترده تر کردن روند درمان , افزایش آگاهی درونی بیمار از ماهیت و علت واقعی بیماری ، تحریک نیروی عظیم شفابخش در درون او و آماده سازی بیمار برای پذیرش بیشتر و بهتر درمانهای طب رایج و اعمال جراحی ، به کار می رود و به هیچ عنوان جایگزین پزشکی رایج و مدرن به حساب نمی آید . درواقع ترکیب ریکی به عنوان یکی از رشته های طب مکمل ( و کل نگر) با پزشکی , در کنار یکدیگر , قدرتمندترین و جامع ترین درمان را برای بیمار به ارمغان می آورد . بدون شک آرمان مشترک جامعة پزشکی و درمانگران کل نگر نیز چیزی جز این نیست که بیماری ، درد و رنج بیماران را به کمک پروردگار عمیقاً و در کوتاهترین زمان ممکن ریشه کن کرده ، به طور همزمان شاهد رضایت بیمار و احساس آرامش و سلامتی او در تمامی ابعاد و اصلاح و تغییر در الگوهای ذ هنی ونحوه نگرش بیمار به جهان اطراف که لازمة درمان و شفای واقعی و دائمی است ، باشند .

سالهاست که توجه آگاهانه به این موضوع مهم و در عین حال متعالی در سراسر جهان و به ویژه کشورهای پیشرفته ازنظر بهداشت و درمان ، موجی نوین از بکارگیری درمانهای طب کل نگر و مکمل را در کنار پزشکی رایج و مدرن برای بیماران فراهم نموده است . امروزه در نقاط مختلف دنیا تعداد روزافزونی از پزشکان ، پرستاران و سایر ارائه دهندگان خدمات بهداشتی ، به همراه درمانگران ریکی , چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی و در قالب برنامه های مدون و دقیق ، درمانهای مربوط به طب انرژی را به موازات مراقبتها و درمانهای پزشکی کلاسیک به بیماران و پرسنل بیمارستانها عرضه می نمایند .

در طی سالهای اخیر در ایالات متحدة آمریکا ، ریکی به طور فزاینده ای در مراکز بهداشتی و درمانی نظیر؛ مراکز پزشکی خانواده ، اورژانسها ، اتاقهای عمل جراحی ، بخشهای زنان و زایمان ، واحدهای مراقبت نوزادان ، بخشهای اطفال ، واحدهای مراقبت از بیماران HIV/AIDS ، بخشهای مربوط به بستری بیماران دریافت کنندة اعضاء پیوندی ، درمانگاههای روانپزشکی ، سراهای سالمندان و معلولین و مراکز توانبخشی و نوتوانی , به بیماران و نیازمندان ارائه می گردد .

درحال حاضر ، ریکی در این مراکز برای طیف وسیعی از مشکلات و بیماریها بکار می رود که از آن جمله می توان از سرطان ، انواع دردها ، ناباروری ، اختلالات دژنراتیو عصبی ، سندرم خستگی مفرط ، در خود ماندگی ذهنی و نیازهای ویژه نام برد . فهرست کامل 22 مرکز معتبر و شناخته شده مورد نظر که بیمارستان دانشگاهی جرج واشنگتن نیز از آن جمله می باشد .

َ

ریکی به سه فرم مختلف درمراکز بهداشتی درمانی و بیمارستانها ، به موازات اقدامات طب رایج ، در اختیار جامعه قرار می گیرد :

1 . درمان بیماران و پرسنل مراکز ، توسط درمانگران ریکی .

2. آموزش مرحلة اول ریکی به پرسنل پزشکی جهت مراقبت فردی و خوددرمانی ونیز کاربرد آن برای مؤثرتر و دلپذیرتر نمودن اقدامات پزشکی رایج برای بیماران .

3. برگزاری دوره های آموزشی ریکی مرحلة اول در بیمارستانها به منظور آموزش بیماران و اعضای خانوادة آنان و همینطور ارائه دهندگان خدمات بهداشتی .

آموزش خوددرمانی با ریکی به بیماران , از یک سو باعث کاهش عوارض جانبی ناشی از درمانها و مداخلات پزشکی رایج می گردد و از سوی دیگر بیماران را با صرف هزینه ای معقول و منصفانه به مهارتی ساده و درعین حال مؤثر مجهز می نماید تا بتوانند بر درد ، اضطراب و بی خوابی خود غلبه کنند . تجربه نشان می دهد بیمارانی که از چنین مهارتی بهره مند باشند ، با پروتکلهای طب رایج و پرسنل پزشکی ارائه دهندة آنها ، همکاری به مراتب بهتر و مؤثرتری دارند .

برای مثال ، افراد آلوده به ویروس HIV و یا مبتلا به سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS) به دنبال یادگیری خوددرمانی با ریکی ، با رضایت و استقبال بیشتری خود را به درمانهای دارویی طب رایج می سپارند و از مزایای آن بیشتر بهره مند می شوند .

ازجمله مزایای دیگر ریکی ، کاهش میزان مورد نیاز دارو است . گزارشات حاکی از آن است که خصوصاً افراد مبتلا به دیابت ، بلافاصله پس از شروع جلسات ریکی ، با دریافت مقادیر کمتری دارو تحت نظارت پزشک معالج خود ، ازنظر قند خون متعادل باقی مانده اند و در واقع نیاز آنان به دارو کمتر شده است .

در بررسیهای دیگر ، میزان نیاز بیماران سرپایی HIV/AIDS به داروهای روانپزشکی نیز پس از یادگیری خوددرمانی با ریکی ، کاهش یافته است و روانپزشکان معالج آنان قادر بوده اند درمان روانپزشکی را با مقادیر پایین تر دارو ادامه دهند .

تجربیات نشان می دهد که ریکی همچنین یک تکنیک مؤثر برای کاهش استرس و فشار عصبی است که می تواند به راحتی و با اطمینان , با طب رایج ادغام گردد چرا که در ریکی نه تنها از داروها یا اقدامات دستکاری کننده (Manipulative measures) ـ که درمورد بعضی از بیماریها احتمال ایجاد عوارض و مخاطرات ناشناخته ای را به بیمار تحمیل می کند ـ استفاده نمی شود بلکه پروتکل درمانی این روش نیز انعطاف پذیر است و می توان آنرا هم با نیازهای بیمار و هم با شرایط خاص او از لحاظ پزشکی ، مطابقت داد .

ریکی را می توان برای حمایت از اقدامات مداخله گری که به وفور در طب رایج مورد استفاده قرار می گیرد و غالباً برای بیمار ناخوشایند و دردناک می باشد نیز به کار برد . ریکی در این شرایط در یک بیمار هوشیار ، باعث احساس خوشایندی از آرامش می گردد و به دنبال آن بیمار احساس راحتی و همکاری بیشتری با ارائه دهندگان اقدامات و مراقبتهای پزشکی پیدا می کند . نتیجة چنین تأثیری ، کاهش عوارض جانبی ناشی از مداخلات تشخیصی و درمانی پزشکی رایج ( ازجمله جراحیها و … ) است . پرسنل پزشکی و پرستاران اظهار می دارند که از ارائة ریکی به بیماران خود احساس خوشایندی داشته و از اینکه ابزاری در اختیار داشته اند که توسط آن رنج ، درد و ناراحتی بیماران را در طی اقدامات دردناک تشخیصی یا درمانی ، به حداقل رسانیده اند یا برای مثال بی قراری و ناراحتی کودکی را برطرف نموده اند ، احساس رضایت و قدردانی بسیار داشته اند .

ریکی روش مؤثری برای درمان و کنترل درد نیز به شمار می آید . گرچه تحقیقات انجام شده در این مورد تاکنون محدود بوده ، اما نتایج بسیار امیدوارکننده ای گزارش شده است . برای مثال درسن ( Dressen)و سینگ(Sing) پس از مطالعه بر روی 120 نفر از بیماران مبتلا به درد و بیماری مزمن که به طور تصادفی انتخاب شده بودند ، اظهار داشتند که ریکی نه تنها برای کاهش درد ، افسردگی ، اضطراب و استرس بیماران به عنوان روشی مؤثر با دوام طولانی مدت اثر می کند ، بلکه موجب تغییراتی مطلوب در شخصیت و میزان اعتقاد و ایمان آنان به خداوند می گردد.

پاملا مایلز(Pamela Miles) بنیانگذار انستیتوی توسعة درمانهای مکمل ( IACT) و مسئول برنامه ریزی تحقیقات و کاربرد ریکی در بیمارستانها و مراکز درمانی شمال شرقی ایالات متحدة آمریکا وگالا ترو (Gala True) محقق و دانشمند مجری بخش پزشکی مرکز سیاستگذاری خدمات بهداشتی آلبرت انیشتن در فیلادلفیا ، در مقالة مفصلی که به طور مشترک در شمارة مخصوص مارس و آوریل 2003 ویژه نامة “ درمانهای جایگزین” ارائه داده اند ، ضمن بررسی تاریخچه و تئوری ریکی , به طور مفصل به موضوع کاربرد ریکی در کنار طب رایج در سراسر ایالات متحدة آمریکا پرداخته و اظهار می دارند که گرچه تاکنون چندان تحقیقات مفصل و صددرصد استانداردی دربارة تأثیرات بالینی ریکی صورت نپذیرفته و مطالعات موجود خالی از کاستی هایی از دیدگاه علم آمار پزشکی نبوده اند ، اما عموم بیماران و خانواده های آنان به همراه پزشکان و پرسنل مراکز درمانی و بیمارستانها و حتی سیاستگذاران بهداشتی درمانی ایالات متحدة آمریکا ، براساس تجربه , عملاً به راحتی متقاعد شده اند که برای سهولت بیشتر و مؤثرتر شدن امر درمان ، همزمان با صرف هزینه های کمتر در سطح کلان جامعه ، به کارگیری روشهای درمانی کل نگر و مکمل نظیر ریکی راه حلی مناسب و عملی به نظر می رسد .

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


ریکی

امروزه ، علم بشر به واسطة پیشرفتهای اخیرخود ، به درک بعضی ازابعاد شفابخشی(Healing) نائل آمده است . یکی از روشهای بسیار کهن شفابخشی با قدمت چندین هزارساله که از حدود صد سال پیش تاکنون در سراسر دنیا و به خصوص در کشورهای پیشرفته ( درزمینة طب و تکنولوژی بشری) موردتوجه بسیار قرار گرفته ، سیستم انرژی بخشیِ ریکی می باشد .در این مقاله و همینطور در مقالات بعدی به دیدگاههای علمی و تحقیقات بالینی معتبری که شفابخشی و به خصوص سیستم ریکی ( یک روش ساده ، جامع و درعین حال قدرتمند) را توجیه می نمایند ،خواهیم پرداخت .



در حال حاضر ، مهمترین دیدگاه برای فرمول بندی کردن نحوة عملکرد ریکی ، میدانهای الکترومغناطیسی حاصله از کلیة موجودات زنده است . پروفسور جیمز اوشمن(James Oschman Ph.D).در کتاب اخیر خود به نام “ مبانی علمی طب انرژی بخشی” Energy Medicine, The Scientific Basis") “(به این موضع شگفت انگیز اشاره می کند . البته حضور و انتشار جریانهای الکتریکی در بدن انسان ، از مدتها پیش به یک حقیقت علمی تبدیل شده است . این جریانها که در مسیر سیستم عصبی حرکت می کنند ، یکی از راههای خود تنظیمی بدن برای رسیدن به تعادل و هماهنگی لازم محسوب می شوند . به عبارت دیگر پیامهای عصبی که از مغز منشاء می گیرند ، از طریق سیستم عصبی که با تمامی بافتهای بدن در ارتباط می باشد به کلیة اعضا و اندامها رسیده و موحب تنظیم فعالیتهای بدن می شوند .



از سوی دیگر الکتریسیتة قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و مویرگهای خونی که مجموعاً بیش از 50000 مایل ( هر مایل معادل 1609 متر) درازا دارند به سایر قسمتهای بدن منتشر می گردد . این راه ، دومین مسیر ( البته به صورت فرعی) برای جاری شدن جریانهای الکتریکی به حساب می آید . این جریانها نه تنها در داخل سلولها بلکه در اطراف همة سلولهای بدن انتشارمی یابند . از طرفی بسیاری از سلولها ، حاوی کریستالهایی به فرم مایع می باشند . این کریستالهای زنده ، در غشاهای سلولی ، غلاف های میلین اعصاب و بسیاری از نقاط دیگر به طور پراکنده یافت می شوند . تمامی کریستالها ، هنگامی که به نوعی تحت فشار قرارگیرند ، در پاسخ واکنشی تحت عنوان « تأثیرات پیزوالکتریک» از خود نشان خواهند داد . به همین ترتیب ، کریستالهای مایع درون سلولهای بدن انسان نیز به طور مداوم در حال تولید جریانهای الکتریکی همگرایی می باشند که همانند لیزر ، فرکانسهای حاصله از آنها در محدودة مشخصی قرار دارد . این ارتعاشات لیزر مانند قادرند علاوه بر حرکت در درون بدن ، به محیط اطراف نیز منتشر شوند . این واقعیت ،‌ تداعی کنندة تأثیرات بالقوه‌ شفا دهندة کوبش بر روی طبل است . هنگامی که فشارهای کوبشی حاصل از ضربان طبل به بافتهای بدن انسان می رسد،‌ جریانها و میدانهای الکتریکی آهنگین ( ریتمیک )‌ خاصی دربدن ایجاد می شود که بطور مستقیم درفعالیت بیولوژیک آن بافتها تأثیرمی گذارد .



دومین محیط از سیستم عصبی بدن انسان ،‌ غلاف عصبی (‌ پری نوریوم)‌ نام دارد که متشکل از یک لایه بافت همبندی و پوشانندة سیستم عصبی است . رابرت بکر( Robert o. Becker ) در مجموعه ای از مقالات به شرح این موضوع پرداخته است : "بیش از نیمی از سلولهای مغزی را سلولهای پری نوریال تشکیل می دهند . پری نوریوم که توسط امواج مغزی کنترل می شود با تأثیر بر جریانهای الکتریکی ، مستقیماً‌ در فرایند شفابخشی دخالت دارد . هرگاه یکی از قسمتهای بدن دچار آسیب می گردد ، سیستم پری نوریال در آن موضع خاص ، نوعی پتانسیل الکتریکی به وجود می آورد که اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه می سازد و ثانیاً‌ سلولهای بازسازی کننده نظیر گلبولهای سفید خون ، فیبرو بلاستها و ماکروفاژها را به محل مورد نظر جذب می نماید و در نهایت همگام با ترمیم یافتن ضایعه ، پتانسیل الکتریکی موضع نیز تغییر می یابد . سیستم پری نوریال ، همچنین نسبت به میدانهای مغناطیسی بیرونی بسیار حساس و پاسخگو است ."



هنگامی که جریان الکتریکی از داخل یک جسم هادی الکتریسیته عبور می کند ، یک میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم تشکیل می گردد . به همین نحو ،‌ جریانهای الکتریکی که در درون بدن انسان در حرکت می باشند نیز در داخل و اطراف بدن ، میدانهای مغناطیسی خاصی به نام ‌میدانهای بیومغناطیسی (Biomagnetic Fields)به وجود می آورند .



دکتر جان زیمرمن (Dr. John Zimmerman)در دانشکدة پزشکی دانشگاه کلرادو در شهر Denverایالات متحده . به منظور درک بهتر نحوة عملکرد بدن وتشخیص عمیقتر بیماریها ، با استفاده از دستگاهی به نام (Super Conducting Quantum Interference Device) SQUIDیادستگاه فوق هادی با تداخل کوانتومی ) اقدام به اندازه گیری دقیق میدانهای بیومغناطیسی بسیاری از اعضای بدن ، از جمله مغز و قلب نموده است .



قلب دارای میدان مغناطیسی پرقدرتی است که تا فاصلة 15 فوتی ( هر فوت معادل 48/30 سانتیمتر )‌ ادامه دارد . مغز و کلیة ارگانهای بدن نیز دارای میدانهای بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند که آنها را احاطه نموده و با یکدیگردر تعامل می باشند . هرارگان ، فرکانس ویژة خود را دارد که بیانگر وضعیت سلامت آن است . اما در شرایط بیماری ، این فرکانس دچار تغییرمی شود . مجموعة تمامی میدانهای بیومغناطیسی بدن ، تشکیل یک میدان بیومغناطیسی تجمع یافتة بزرگ را می دهد که بدن انسان را احاطه می نماید و در واقع بسیار مشابه با همان پدیده ای است که هاله Aura) ) نامیده می شود . به این ترتیب ، میدان بیومغناطیسی مورد نظر می تواند یکی از اجزای مهم هاله قلمداد شود ، گر چه که ممکن است ابعاد دیگری نیز در این مقوله دخیل باشند .



میدانهای بیومغناطیسی انسان با میدانهای مشابه در اطراف او نظیر میدانهای بیومغناطیسی سایر انسانها در تعامل متقابل است . این اصل در علم فیزیک ،‌ القاء ( (Induction نامیده می شود وبه این معنی است که هر میدان مغناطیسی می تواند باعث القای تغییراتی در قدرت و نیز فرکانس جریانهای الکتریکی در جسم هادی مر بوط به میدان مغناطیسی مجاور خود (‌ در اینجا بدن انسان دیگر ) ‌گردد . به همین منوال . میدان بیومغناطیسی یک فرد هم قادر است از طریق فرایند القاء ،‌ تأثیراتی را بر روی میدان مغناطیسی فرد دیگرچه از نظرذهنی_روانی ( دگرگونی در احساس سلامت ، میزان احساس خوشایند او ...) و چه از لحاظ جسمی (کیفیت عملکرد ارگانها و بافتهای بدن وی) ، بگذارد .



آگاهی از این اصل . از یک سو تعریف مناسبی را از واژة مصطلح شخصیت مغناطیسیMagnetic Personality) ) خاص هر انسان ، برایمان ارائه می دهد و از سوی دیگر ، ‌نحوة‌ ایجاد تأثیرات درمانی مستقیم یک انسان بر روی انسان دیگر را به صورت علمی توجیه می کند .



تا به اینجا دریافتیم که از دیدگاه علمی ،‌ وجود یک انسان به محدودة پوست او ختم نمی شود بلکه به فضای اطراف او نیز گسترش می یابد . تا بحال همه ما هنگامی که حضور فرد دیگری را بدون دیدن او در نزدیکی خودمان احساس کرده ایم ،‌ بر این واقعیت صحه گذاشته ایم ، اما امروزه این مقوله به عنوان یک اصل علمی پذیرفته و ثابت شده است .



دستها نیز توسط میدان مغناطیسی مخصوص به خود احاطه می شوند . بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یک فرد شفاگر( Healer)در حین انجام درمان نشان می دهد که این میدان به وضوح قوی تر از میدان مغناطیسی دستان افراد معمولی است . در این بررسی از یک مغناطیس متر ساده ، شامل دو عدد سیم پیچ 80 هزار دور متصل به یک تقویت کننده استفاده شد و نتیجة حاصله ، گویای این واقعیت بود که دستانِ فردِ شفاگر دارای میدانی با قدرت 002/0 گاس (gauss ) بود که هزار بار قوی تر از هر میدان مغناطیسی دیگری است که از بدن انسان به بیرون امتداد می یابد . فرکانس این میدان نیز متغیر ( بین 3/0 تا 30 هرتز) و عمدتاً‌ در محدودة 8 ـ 7 هرتز در نوسان بود . انرژیِ شفادهندة‌ دستها حداقل تا حدودی توسط سیستم پری نوریال ایجاد می شود . این سیستم همان طور که قبلاً توضیح داده شد ، رشته های عصبی را پوشانیده و ‌در بدن به عنوان مسیری برای هدایت جریانهای الکتریکی تحت کنترل تالاموس مغز ، عمل می کند .



پاره ای از شواهد حاکی از این است که سایر فرمهای انرژی به غیر از نوع بیومغناطیسی‌ نظیر امواج مادون قرمز ،‌ مایکروویو و بعضی دیگر از پرتابهای فوتونی ‌نیز از دستها خارج شده ، تأثیرات درمانی خود را در سیستمهای بیولوژیک ( زیست شناختی )‌ بدن به دنبال دارد. این دستاورد با تئوری متافیزیکی(و کل نگر) رایج مبنی بر اینکه بیماری ابتدا در هالة انرژی یا میدان بیو مغناطیسی انسان ایجاد شده و سپس در جسم فیزیکی بروز می کند ، کاملاً هماهنگ و مطابق است .



هنگامی که شفاگر، دستان خود را به منظور درمان در مجاورت یک عضو غیر سالم قرار داده ،‌ شروع به شفابخشی می کند ، میدانِ مغناطیسیِ خارج شده از دستان او که به مراتب قویتر از میدانِ مغناطیسی حاصل از عضو بیمار می باشد ، با دربرداشتن فرکانسهای طبیعی و سلامت بخش مورد نیاز آن عضو، تأثیر درمانی خود را آغاز می کند و نهایتاً‌ با مکانیسمِ القایی ، فرکانسِ طبیعی را به عضو بیمار بازمی گرداند . این تنظیمِ فرکانس ، به نوبة خود بر جریانهای الکتریکی سلولها و سیستمِ عصبیِ عضوِ مربوطه و همینطور فعالیتِ بیولوژیک آن عضو تأثیر می گذارد و به این ترتیب ، درمان صورت می گیرد .



تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که فرکانسهای شفابخش برای بافتهای مختلف بدن عبارتند از : فرکانسِ معادلِ دو هرتز برای رشته های عصبی ، فرکانسِ معادلِ هفت هرتز برای استخوانها ، فرکانسِ معادلِ ده هرتز برای رباطها و فرکانسِ معادلِ پانزده هرتز برای مویرگها .



درهنگامیکه شفاگر به منظور یافتن نواحی نامتعادل و گرفتار در یک بیمار ، به اسکن نمودن بدن او می پردازد ، فرایند القای میدانهای بیومغناطیسی در جهت معکوس اتفاق می افتد . در این شرایط ، شفاگر کف یک یا دو دست خود را در فاصلة چند سانتیمتری بدنِ بیمار به آرامی حرکت می دهد و درهمین حال به احساسی که درکفِ دستِ او ایجاد می شود توجه می کند ( اسکن بیوسن )‌ . در این حین ، میدان بیومغناطیسی بیمار تغییراتی را در میدانِ کفِ دستِ شفاگر ایجاد می کند و این تغییرات توسط شفاگرحس می شود و به این ترتیب او قادر خواهد بود نواحی دچار عدم تعادل و تحت فشار را در میدان بیومغناطیسی بیمار تعیین نماید .



یکی از ویژگیهای منحصر به فرد رِیکی این است که برای انجام آن باید ابتدا توسط استاد، یک جلسة همسویی Attunement)) برای شفاگر برگزار گردد . همچنین برای انجام رِیکی نیازی به ذهنِ آگاهِ شفاگر نیست ، بلکه انرژیِ رِیکی خود به خود جریان می یابد و به هیچ عنوان از انرژی شخصی فردِ شفاگر استفاده نمی کند .



حال ببینیم فرایند همسویی و درمان در رِیکی چگونه صورت می پذیرد . همسویی می تواند ابعادی نهفته از درون هر یک از ما را که دارای درک بالاتری از کلیت وجود ، سلامت و شفای واقعی است ،‌ بیدار نماید . با توجه به اینکه آگاهی ، از فضایی ورای ذهن هوشیار ما منشاء‌ می گیرد ،‌ می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم که سرچشمة آگاهی در واقع همان منشاء اَبَر هوشیارِ درونِ وجود ماست . از سوی دیگر ، با دانستن اینکه رِیکی از انرژی فردِ شفاگر نمی کاهد ، به این نتیجه می رسیم که پدیدة همسویی در واقع انرژی متفاوتی را نسبت به آنچه برای فعالیتهای روزمره مان استفاده می کنیم ، فعال می سازد . همة ما انسانها پتانسیلهای نهفته ای داریم که در اکثریت افراد غیر فعال است و نیاز به بیدار شدن دارد . اَبَرهوشیاری می تواند عملکرد تالاموس و سیستم پری نوریال را به نحوی هدایت کند که انرژیِ رِیکی را ایجاد و آنرا از طریق دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتلا برساند . با بیان ساده ترمی توان انرژی رِیکی را مجموعه ای ویژه از انرژی بیومغناطیسی و سایر انرژی هایی دانست که ذهن اَبَرهوشیار،‌ کیفیت آنها را دقیقاً متناسب با نیازِ عضوِ مبتلا که در زیرِ دستانِ شفاگر قرار دارد ، تعیین نموده و فرایند درمان را آغاز و تکمیل می نماید .



بنابراین می توان چنین تصور کرد که هر چه ابعاد عالی ترِ ذهنِ اَبَرهوشیار برای ایجاد مجموعه هایی قویتر و مؤثرتر از انرژی از لحاظ فرکانس و قدرت ، بیدار شود ، می توان در موارد بیماریهای سخت و پیچیده ، با سرعت بیشتری به درمان بیماری پرداخت . در این صورت شفابخشی ، شامل ترکیبی از عشق ، همدردی و محبت خواهد بود که عضو آسیب دیده را هر چه بیشتر برای ترک الگوهای قدیمی و بازگشت به سلامتی تشویق می کند . یک درمانِ شفابخشیِ مؤثر و قوی ، قابل تشبیه به تعمیرکارِ فوق العاده ماهری است که بر اساس تجربه و درک بیشتر خود ،‌ قادر به انجام تعمیراتی می باشد که از عهدة‌ سایر تعمیرکاران خارج بوده است . وقتی به تدریج آگاهی خود را افزایش داده و عمیقتر از پیش به شفابخشی خود می پردازیم ، پتانسیلی که در درونمان به عنوان یک شفاگر وجود داشته ،‌ هر چه بیشتر بیدار می شود تا جایی که ما را قادر می سازد با ابعادی متعالی تر از ذهن اَبَرهوشیارمان ارتباط برقرار نموده ، مهارتهای والاتری را کسب نماییم .



یکی از توانایی های بسیار جالب رِیکی همچون سایر روشهای انرژی بخشی ، درمان از راه دور است . همانگونه که پیشتر توضیح داده شد ، نحوة درمان از طریق دستها هنگامی که شفاگر در مجاورت فرد بیمار قرار گرفته باشد از طریق تأثیرات القایی میدانهای بیومغناطیسی آنها قابل درک است ، اما درمان از راه دور را درشرایطی که ممکن است شفاگر نه تنها کیلومترها از بیمار خود فاصله داشته باشد بلکه نسبت به هم در دو سوی مختلف کرة زمین باشند ، از نظر علمی چگونه می توان توجیه کرد ؟‌



احتمالاً‌ درمان از راه دور بواسطة امواجِ اسکالر ( ٍScalar Waves : امواج الکتریکی با پایداری بالا که می توانند بدون نیاز به سیم برق و بدون تبعیت از معادلة ریاضی انتشار امواج با سرعتی معادل یک و نیم برابر سرعت نور در فضا حرکت کنند . کشف این امواج ، دستاوردی مهم و نوین در فیزیک مدرن بشمار می آید )صورت می گیرد . هنگامی که دو میدان مغناطیسی متمایز،‌ دارای فرکانسی کاملاً‌ مشابه بوده و دقیقاً از فاز خود خارج باشند ، نهایتاً یکدیگر را حذف می کنند ،‌ اما این حذف متقابل ، تأثیرات آن دو میدان را از بین نمی برد ، بلکه پتانسیل آنها همچنان موجود است و این پدیده منجر به ایجاد امواج اسکالر می گردد که برخلاف امواج مغناطیسی (‌ که با الکترونها در ارتباطند )‌ با هستة اتمها د رتعامل قرار می گیرند . این امواج نه تنها توسط قفسهای الکتزیکی فارادی Faraday Cages [1] یا سایر موانع شناخته شده متوقف نمی شوند ، بلکه خود را بدون کوچکترین افت انرژی و با همان قدرت اولیه (صرفنظر از بعد مسافت) ، به هدف مورد نظر می رسانند . همچنین ثابت شده است که امواج مورد نظر،‌ با تأثیر بر روی بافتهای زندة بیولوژیک ، روند ترمیم و درمان را تسریع می نمایند . بنابراین ممکن است همانطور که دکتر جیمز اوشمن معتقد است امواجِ اسکالر،‌ منشاء بنیادینِ درمان و ترمیم در بدن موجودات زنده باشند .



علیرغم اینکه تئوریهای حاضر ، تا حدودی توجیه کنندة مکانیسم درمان از طریق شفابخشی می باشند ،‌ هنوز یک جنبه از شفا بخشی و کار فراطبیعی (معنوی) به صورت رازی بزرگ باقی مانده است . تولید میدانهای بیومغناطیسی و امواجِ اسکالر ر وابسته به جسم فیزیکی انسان و یا دستگاههای فیزیکی است ، در حالیکه بسیاری از شفاگرهای روحی، برای دریافت و هدایت انرژی ، با موجوداتی متعالی تر، که فاقد هر گونه جسم فیزیکی می باشند ارتباطی مستقیم برقرار می کنند . از دیدگاه علمی نه تنها مکانیسم ایجاد انرژی توسط این موجودات ، بلکه حتی وجود آنها نیز، قابل توجیه نمی باشد . لذا هنوز برای درک عمیق تر شفابخشی و طبیعت آگاهی ، زمینه های تحقیقاتی گسترده ای در پیش روی علم نوین قرار دارد .



بافتهای زندة بدن که متشکل از ملکولها و اتم ها هستند ،‌ مستقیماً‌ در اتصال و تأثیرپذیری از تمامی نیروهای موجود در طبیعت می باشند . همگام با تکامل موجودات زند ه ، نیروهای مختلف ، اعم از نیروهای شناخته شده و نیروهای مرموز و ناشناخته برا ی عملکرد بدن با یکدیگر ترکیب شده اند و طبیعتاً‌ با مطالعه موجودات زنده و به ویژه انسان ،‌ فرصتی بسیار خوب برای درک عمیق ترین و مرموز ترین نیروهای کیهانی به ما عطا خواهد شد . این شانس برای ما وجود دارد که همگام با پیشرفت تحقیقات علم بشری در مورد شفاگری و عوالم روحی ،‌ کشفیات حیرت آوری به وقوع بپیوندد که با گسترش آگاهی ذهن ما انسانها ،‌ تحولی متعالی را برای ادامة حیات بر روی کرة زمین برایمان به ارمغان آورد .

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


تاریخچه ریکی

تاریخچه ریکی

زندگی دکتر میکائو اوسویی و ریکی بازیافته اش با بسیاری از افسانه ها در ارتباط است و هیچ تاییدیه کتبی از آن وجود ندارد . اطلاعات موثق حاکی از آن است که دکتر اوسوئی کار با ریکی را از اواخر قرن گذشته در ژاپن آغاز کرد.

در حال حاضر دو افسانه از بازیابی ریکی توسط دکتر اوسوئی وجود دارد : مسیحی و بودایی ، که من در این کتاب از دیدگاه بودایی روایت میکنم که به نظر معتبر تر میباشد .

دکتر میکائو اوسوئی اواسط قرن 20 در ژاپن متولد شد و در جوانی به زندگی و آموزه های بودا علاقمند شد . امتناع بودا از القاب اشرافی و ثروت به خاطر درک حقیقت بروی او تاثیر به سزایی گذاشت . علاوه بر این اوسوئی به شدت مسحور شخصیت والای بودا شده بود که به مردم کمک میکرد و با قدرت شفابخشی فوق العاده و ماورایی اش و با دریافت نور الهی آنها را یاری میداد .

دکتر اوسوئی میدید که نمیتواند به خاطر دردهای مختلف مردم میانشان زندگی کند . او با همه انسانها احساس هم دردی میکرد و به تدریج نیرویی در او رشد که توانایی شفا را در دستانش قرار داد و او تحقیق و جستجو را آغاز کرد .

دکتر اوسوئی بحث و گفتگو در زمینهء "شفا " را با راهبان بودایی آغاز کرد . بنظر میرسید که قدرت شفای بیماری های فیزیکی از مدتها پیش فراموش شده است . لذا سفرش را از ژاپن آغاز کرد و نسخه های خطی قدیمی را در معابد بودا بررسی کرد . در پاسخ به مسائل مربوط به شفا دریافت که هنر شفادهی مدتهاست که بدست فراموشی سپرده شده است . یکی از دلایلش نیز این بود که آموزه های بودا به شفای روح انسان میپردازد نه شفای جسم.

در طی سفر اوسوئی با راهبی به نام دذن آشنا شد که او را دعوت کرد و به او امکان یادگیری نسخه های خطی قدیمی را که در صومعه بود ، داد. اسقف نیز همانند اوسوئی به احیاء هنر شفادهی علاقمند بود و از تحقیقات او حمایت میکرد .

اوسوئی برای اینکه بتواند نسخه های خطی را به زبان اصلی بخواند ، زبان چینی و سانسکریت را یاد گرفت . بعد از تحقیقات بسیار او سرانجام در سوتراهای هندی به نشانه هایی از شفابخشی دست یافت . ولی کسب این اطلاعات چیز زیادی به او نداد و دانستن چنین تکنیک هایی به او قدرت شفا را اعطا نکرد . به همین دلیل به توصیه یکی از راهبان ، اوسوئی که راه انتخاب دیگری نداشت ، تصمیم گرفت به آنچه در سوتراهای هندی بیان شده ، عمل کند .

او به کوه مقدس کوریاما در 17 مایلی کیوتو رفت تا مراقبه ای 21 روزه را آغاز کند . اوسوئی به قله کوه رفت ، 21 سنگ به منزله تقویم برداشت و کارش را شروع کرد. 20 روز گذشت و هیچ اتفاق غیر طبیعی رخ نداد . او سنگ آخر را نیز رها کرد و شروع به دعا خواندن کرد . شب فرا رسید و باز هم اتفاقی رخ نداد ، اوسوئی بلند شد و در حالی که به افق مینگریست ناگهان نوری را دید که به سرعت به او نزدیک میشود . احساس کرد که نور او را در بر گرفته است .

او دریافت که نور دارای همان قدرت شفادهی است که سالها انتظارش را میکشید . دانست که باید اطمینان کند و برای کسب قدرت شفادهی اجازه دهد نور او را در بر بگیرد .

اوسوئی لحظه ای اندیشید که نور به حدی قوی است که حتی میتواند به اشاره ای او را بکشد ولی با این حال او باید تصمیم میگرفت که آیا حاضر است زندگی اش را به خاطر کسب نیروی شفادهی به خطر بیاندازد ؟ او فکر کرد و تصمیم گرفت که اگر هم اکنون تنها به خاطر هدف و تحقیقات چندین ساله اش در آن مکان بماند و حرکتی نکند بهتر است تا اینکه بعد نتواند زندگی کند .و به این ترتیب نور را صرف نظر از پیامدهایش پذیرفت . پرتو نور پیشانیش را شکافت و او از هوش رفت . اوسوئی از جسم خارج شد و در آن حالت حباب های رنگارنگی را میدید که در آنها سمبلهایی میدرخشیدند . او طرز استفاده از هر سمبل را فرا گرفت و به این ترتیب اوسوئی در ریکی مقدس شد .

دکتر میکائو اوسوئی ریکی را تا پایان عمرش آموزش داد و بکار برد . او 16 مستر اعظم ریکی را تربیت کرد که یکی از آنها دکتر چوزیرا هایاشی است .

روز بعد از همسویی با ریکی ، دکتر اوسوئی به "شهر فقرا " رفت و کار درمان بیماران را آغاز کرد تا با این کار امکان بازگشت به جامعه و شروع زندگی جدید را به آنان بدهد . آنها هم ضمن شفا ، نام جدیدی را برای خود انتخاب میکردند ، ( بنا به قانون جامعه ژاپن قبل از شروع زندگی جدید به فرد اسم تازه ای میدادند ) و بعد محله فقیر نشین را رها کردند .

سالها گذشت و دکتر اوسوئی فهمید که بسیاری از آنان دوباره به آن محل برگشته اند و شیوه زندگی قبلی خود را از سر گرفته اند . آنها اینگونه استدلال میکردند که شیوه زندگی قبلی به مراتب برایشان ساده تر است از اینکه بخواهند مسئولیت زندگی جدید را بپذیرند و جایگاه خود را در جامعه بیابند ، لذا برای ریکی و دریافت شفا از طریق آن هیچ ارزشی قائل نشدند .

و این اتفاق به شدت دکتر اوسوئی را متعجب کرد و دانست که باید حس قدرشناسی را به آنها تقدیم کند و به کسانی آموزش دهد که ارزش کار و شفایش را بدانند .

او اهمیت تبادل انرژی را دانست و فهمید که فرد باید خواستار شفا باشد و انرژی دریافتی را برگرداند تا اصل تبادل رعایت شود چرا که وقتی فرد کمک میطلبد ، با تمام وجود آماده است که آن را دریافت کند و زندگی اش را تغییر دهد

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


ریکی ( طب مکمل)( انرژی درمانی)

ریکی ( طب مکمل)( انرژی درمانی)

ریکی خرد و حقیقت است. هاوایوتاکاتا

ریکی انرژی حیاتی کیهانی است، این کلمه از دو بخش( ری) یعنی کیهانی و (کی) یعنی نیروی حیاتی ، تشکیل شده است. (کی) انرژی غیر فیزیکی یا به عبارتی انرژی حیاتی است که در همه موجودات زنده و اطراف ما وجود دارد و به وسیله همه درمانگران به کار گرفته می شود. تا زمانیکه موجودی زنده است. دارای گردش انرژی حیاتی در درون و پیرامون خود می باشد. هنگام مرگ، انرژی حیاتی جدا می شود. وقتی که انرژی حیاتی زیاد باشد و آزادانه جریان داشته باشد ، شما به آسانی بیمار نخواهید شد. انرژی حیاتی نقش بسیار مهمی در تمام کارهایی که ما انجام می دهیم دارد. انرژی حیاتی بدن را به حرکت در می آورد و همچنین انرژی اولیه برای احساسات، افکار و روان ما می باشد. این انرژی حیاتی کیهانی یعنی همان ریکی توانایی بدن را برای درمان خود تقویت می نماید.


تعدادی از تاثیرات ریکی در اینجا ذکر شده اما تاثیرات و فواید ریکی نامحدود می باشد:
*ریکی سطح انرژی فردی شما را افزایش می دهد.

*ریکی ارتعاشات مراکز انرژی را در بدن متعادل می نماید.

*ریکی قفلهای انرژی را باز می نماید.

*ریکی بدن را از سموم انباشته شده پاک می کند.

*ریکی تعادل روحی و روانی را افزایش میدهد.

*ریکی باعث افزایش قدرت حافظه می شود.

*ریکی به ترک عادات ناپسند و اعتیادهای مختلف کمک می کند.

*ریکی سبب آرامش در حوزه فرد،خانواده و جهان می شود.

*ریکی باعث تمرکز بیشتر در مراقبه و نماز می شود.

*ریکی سبب درمان خستگی و رخوت شده و شادابی را افزایش می دهد.

*ریکی باعث بهبود ارتباطات و هماهنگی بین افراد می شود.

*ریکی به شما کمک می کند تا بر عصبانیت و ترس خود غلبه کنید.

*ریکی باعث افزایش خلاقیت می شود.

*ریکی حیات سلولها را تجدید دوباره می نماید.

*ریکی به تحقق خواسته ها و آرزوهای خودتان و دیگران کمک می نماید.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


راههای مقابله با تنبلی !!!

راههای مقابله با تنبلی !!!

1) مشخص کنید که بطور دقیق چه می خواهید؟
2) هدف هایتان را روی کاغذ بیاورید.
وقتی این کار را می کنید، اهدافتان قابل لمس می شود و میتوانید آنرا ببینید.یعنی آنها از قالب رویا ها و آرزوها بیرون آمده و موجب به هدررفتن انرژی و سردرگمی و اشتباهات مکرر نمی شود.
3) برای هدف هایتان مهلت تعیین کنید.
برای یک هدف یا تصمیم بدون اینکه زمانی را مشخص کنید هیچ فوریتی را احساس نخواهید کرد.چنین هدفی آغاز و پایان قابل لمس نخواهد داشت و موجب به تعویق افتادن کارهایتان می شود.
4) از تمام کارهایی که فکر می کنید می توانید برای رسیدن شما به هدف هایتان مثمر ثمر باشد، لیستی تهیه کنید.
هر بار که چیز جدیدی به ذهنتان رسید آنرا به فهرست خود بیافزایید. این کار تصویر درستی از هدفهایتان و راههای رسیدن به انها را پیش رویتان می گذارد.
5) این فهرست را به یک برنامه تبدیل کنید.
کارهای موجود در لیست را اولویت بندی کنید. وقتی هدف بزرگ خود را به هدفهای کوچکتر و ریزتر تقسیم می کنید، خواهید دید که تا چه اندازه رسیدن به هدف اولیه و اصلی آسان تر است.
6) فوراً کار را بر اساس برنامه ای که برای خود چیده اید، شروع کنید.
برنامه متوسطی که خوب اجرا شود از یک برنامه ی عالی که هیچ کاری روی آن انجام نشود بهتر است. برای موفقیت، اجرای برنامه از هر چیزی مهم تر است.
7) تصمیم بگیرید که هر روز برای آنکه به اهدافتان نزدیکتر شوید، قدمی بردارید.
حرکت رو به جلو را ادامه دهید. همین استواری و ثبات قدم می تواند شما را به فردی فعال و موفق تبدیل کند. هدفهای شما سوخت موتور موفقیت شماست. هرچه این اهداف بزرگتر و روشن تر باشند برای نیل به آن مشتاق تر خواهید شد.هر روز صبح کارتان را با مشکل ترین و مهمترین هدفی که دارید آغاز کنید و خود را موظف کنید تا آخر ادامه دهید.آنگاه خواهید دید چه اندازه می توانید کار انجام دهید و خود متعجب خواهید شد.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


تیپ شناسی شخصیت در فضای آنلاین

تیپ شناسی شخصیت در فضای آنلاین

محیط های آنلاین نحوۀ عملکرد و رفتارهای افراد و گروه ها را در این قلمرو ها (گستره ها) تعیین کرده و شکل می دهند. اما این فقط نیمی از ماجرا است. رفتار آنلاین همیشه بر اساس نحوۀ تعامل و برهم کنش این ویژگی ها با خصوصیات افراد حضور یافته در این محیط ها مشخص می‌شود. برای طبقه بندی این خصوصیات می توان از انواع سیستم ها استفاده کرد. می توان بر روی ویژگی های خاص کاربر مانند مهارت های کامپیوتری و اهدافش از به کارگیری اینترنت و یا خصوصیات مردم شناختی (سن،موقعیت اجتماعی - اقتصادی، شغل و غیره) متمرکز شد. بعلاوه چندین سیستم جامع نظری ( تـﺌوریک) در روانشناسی وجود دارد که می تواند به ما در جهت بررسی رفتار انواع تیپ های شخصیتی در فضای اینترنتی کمک کنند. سیستم Myers-Briggs یا مدل شخصیتی Guilg ford نمونه ای از آنهاست.


در این کتاب سایبر اسپیس به عنوان یک بسط روان شناسانه (وسعت یافتن قلمرو روان فرد) از دنیای درون-روان فرد تعریف شده است. به عبارت دیگر یک فضای روان شناسانه که می‌تواند پروسه های (فرآیند های) پروژکشن (فرافکنی منویات درونی) , دست به عمل زدن و ترانس فرنس ( ترا-گشت) را فعال و تحریک کند .
یک فضای روان شناسانه می تواند تجربه حسی را دچار تغییر کرده و حتی یک وضعیت فکری رویا گونه را ایجاد نماید. وجود یک تـﺌوری که حوزه تخصصی اش درک و فهم دنیای درون-روان و ابعاد گوناگون هشیاری باشد به ویژه برای ادراک این وجه و بعد "شخص" در برهم کنش شخص/محیط مفید خواهد بود.
تـئوری روان-کاوانه با این سوژه به خوبی سازگاری دارد. این تـﺌوری در بر دارنده یک مدل غنی و جامع از تیپ های شخصیتی به دست آمده در طول100 سال تحقیق و تجربه بالینی است. کتاب نانسی مک ویلیامز تحت عنوان "تشخیص روان کاوانه" (انتشارات گیلفورد 1994) یک منبع عالی است که انواع مفاهیم روان‌کاوانه را خلاصه و یکپارچه درخود جای داده است.
تیپ های شخصیتی اصلی
این مفاهیم روان کاوانه درباره تیپ های شخصیتی اصلی هستند. برای هر کدام از این تیپ ها، مک ویلیامز دست به تحقیق و تفحص در زمینه های ویژگی های ظاهری، خلق و خو، سازمان رشد دهنده، دفاع ها، پروسه های تطبیقی، روابط عینی و پدیده های ترانس فرنس/ضد ترانس فرنس زده است.

سبک های شخصیتی تشریح شده به قرار زیر هستند:
- سایکوپتیک (ضد اجتماعی)
- خود شیفت گر (نارسی تیک)
- شیزوﺌید
- پارنوید
- افسرده و مانیک ( تکانشی)
- مازوخیستی (خود آزاری)
- وسواسی و بی اختیار
- هیستریک (Histrionic)
- منفک گرا ( دگر گریز)
یکی از حوزه های پژوهشی بررسی رفتار آنلاین، همین تیپ های شخصیتی هستند و اینکه چگونه بصورت سوبژکتیو تجربه می کنند و به انواع ویژگی های روان شناسانه مختلف در سایبراسپیس واکنش نشان می دهند.
اینکه چگونه تجربه آنلاین را برای دیگران به وجود می آورند و جنبه های آسیب زننده و سودمند فعالیت های آنلاین این افراد چقدر حائز اهمیت است.
تحقیقات بالینی نیز چنین نشان می‌دهند که سبک ها-الگوهای متمایز شناخت محوری در رابطه با تفکر و ادراک وجود دارند و با تیپ های گوناگون مرتبط بوده و ممکن است روشن کنند که چرا افراد مختلف یک نوع فعالیت آنلاین را بر سایر فعالیت ها ترجیح می دهند.
پرسش های جالب
برخی از سؤالات جالب در این زمینه به قرار ذیل هستند :
- آیا ناشناس بودن در فضای آنلاین و آزادی دسترسی باعث تشویق و دلگرمی شخصیت های ضد اجتماعی می شود؟ آیا آنها برخی از هکرهای سایبر اسپیس هستند؟
- آیا افراد خود شیفته از توانایی جلب توجه فراوان به عنوان یک ابزار در جهت پدید آوردن یک جمعیت تحسین کنندۀ استفاده خواهند کرد؟
- آیا شخصیت های منفک گرا گرایش دارند که خود را در زندگی سایبراسپیس (اینترنت) ایزوله کرده و از زندگی واقعی (چهره به چهره و ملموس) دوری کنند؟ آیا آنها گرایش دارند تا انواع هویت های متمایز و چند گانه آنلاین برای خود ایجاد کنند؟
- آیا افراد شیزوﺋید به صمیمیت محدو برخاسته از ناشناس بودن در فضای آنلاین گرایش داشته و جذب آن می شوند؟ آیا آن ها برای دیگران کمین می کنند؟
- آیا افراد مانیک از ارتباطات غیر سینکرونه (غیر همزمان) به عنوان ابزاری برای ارسال پاسخ های سنجیده (محاسبه شده) برای سایرین استفاده می کنند؟ آیا آنها بطور ذاتی مکالمات موجز، آنی و فی- البداهه در طول چت و IM را ترجیح می دهند؟
- آیا افراد فاقد اختیار معمولاً بسوی کامپیوترها و فضای اینترنتی جذب می شوند تا روابط خود و محیط را به کنترل خویش درآوردند؟
- آیا افراد هیستریک (Histrionic) از فرصت های مهیا شده برای نمایش های تـئاتری در گروه های آنلاین ؛ به ویژه در محیط هایی که ابزارهای نرم افزاری برای خود بیانی(Self-Expression) خلاقانه بهره برداری کرده و از آنها لذت می برند؟
شخصیت ضدیتی (پرخاشگر انفعالی)
یک تیپ دیگر که در گروه های بحث آنلاین غالباً حضور دارد "شخصیت ضدیتی" است که از این نوع افراد به عنوان " پرخاشگر انفعالی" یا آدم های "بلی،اما " یاد می شود.
این نوع افراد همیشه یک گرایش قوی برای مخالفت با دیگران دارند و پیام های آنها در ایمیل و بحث های گروهی غالباً با کلماتی نظیر "ولی" و یا "در هر صورت " همراه است. یک پیام ضدیتی روشنتر می تواند با واژۀ خب (well) که مترادف " بلی،اما " است، شروع شود.
تـئوری سایکو دینامیک چنین نظر می دهد که این افراد گرفتار احساسات رادیکالی و خصمانه ای هستند که فقط می‌تواند به صورت انفعالی وغیر مستقیم از طریق مخالفت ابراز شود و اینگونه ابراز وجود کنند. این نوع افراد نیاز دارند تا با دیگران مخالفت کنند و از این راه هویت شکنندۀ خود را تثبیت کنند و یا با یک اثبات ظاهری که حق با آنها است و دیگران اشتباه می کنند،حس احترام به خودشان را در خودشان تقویت کنند.
افراد دارای گرایش های ضدیتی سعی می کنند خودشان را در فضاهای انتلکتوﺋلی – جدلی گروههای آنلاین داخل کنند. این فضاها هم در کنار مشکل عدم انطباق این گونه افراد با دیگران مزید بر علت می شود و گرایش های ضدیتی آنها را بیشتر تقویت می کند.
ماهیت یک فرد ضدیتی و برخی دیگر از تیپ های شخصیتی در جوک های مربوط به "شخصیتهای گروه خبری " آشکار می شود که احتمالاً یک ترکیب فکاهی از تمام ویژگی های مشکل آفرین این تیپ های شخصیتی است.
آنچه که دراین مقاله بطور ضمنی بیان شده آن است که افراد، محیط های آنلاین و استراتژی های ارتباطات آنلاین سازگار با تیپ شخصیتی خود را انتخاب می کنند.
اما آیا این افراد به راحتی هم وارد تعاملات آنلاینی می شوند که احساس می کنند با ماهیت حقیقی و سبک شناختی آنها سازگاری دارد؟
آیا برخی از آنها صرفاً به واسطه نیازهای زیربنایی و حالات عاطفی تعیین کنندۀ کاراکتر خود دست به چنین اعمالی نمی زنند؟
در کتاب روان شناسی سایبراسپیس"The Psychology of Cyberspace" به مقولاتی چون:
- ویژگی های روان شناسانۀ اصلی فضای اینترنتی
- مدیریت هویت در سایبراسپیس
- ترانس فرنس با کامپیوتر خود و فضای اینترنتی
- تأثیر ضد بازدارندگی آنلاین
اشاره شده است

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


تیپ های شخصیتی

تیپ های شخصیتی

طبقه بندی کرچمر : روانپزشک آلمانی سه طبقه را برای انسان قائل شده است .

1- طبقه پیک نیک : از نظر جسمی چاق ، قد کوتاه ، سینه و شکم بسیار درشت ، صورت پهن ، گردن کوتاه کلفت وپوست بندشان به سرخی تمایل دارد . از نظر اخلاق خوش برخورد ، خوش گذران ، خوش خوراک ، زورد به دیگران دل می بندند و هم از آنها دل می کنند .

2- طبقه لپتوزوم یا آستنیک : اندامی دراز و باریک ، رشد بدنشان عمودی است ، قفسه سینه باریک ، استخوان برجسته دارند ، صورت لاغر ، دست پایشان دراز است ، خیال باف هستند ، با کنایه حرف می زنند ، در خود فرو می روند ، درون گرا هستند و آمادگی بیماری اسکیزو فرنی را دارند .

3- طبقه آتلتیک : استخوان بندی محکم ، عضلات نیرومند ، سینه پهن و بلند دارند ، فعالیتهای بدنی ، ورزش و شرکت در مسابقات و مخصوصا" موفقیت در آنها را علاقمند هستند . نمی ترسند ، پرخاشگر ، زور گو ، ریاست طلب هست ، کمتر شوخی می کنند . آمادگی بیماری صرع را دارند .

طبقه بندی شلدن : از مشاهد طبیعی بوجود آمده و بر جنین شناسی استوار است .

1- آندودرم : ناحیه شکم ، اعضاء درونی در بعضی از آنها بزرگ و در بعضی کوچک است از این افراد آندومورف نامیده می شوند .

2- از لحاظ عضلات افرادی هستند دارای عضلات بسیار ضعیف ، افرادی دارای عضلات قوی و عده ای هم بین این دو حد هستند که از رشد لایه مزدورم جنین بوجود آمده ، این افراد مزومورف نامیده می شوند .

3- از لحاظ ساختمان اعصاب افراد متنوع هستند که رشد لایه اکتودرم در جنین باعث آن می شود این افراد را اکتومورف می نامند .

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

1- با خودت صادق باش و نگران انچه دیگران دربارهات فکر می کنند نباش ....

2- تعریفی که انها از تو دارند نپذیر خود خودت را تعریف کن ....

3- از قدرت خودت مایه بگذار و بر قدرت دیگران تکیه نکن .....

4- استعدادهای خودت را پرورش بده و به استعدادهای مردم غبطه نخور ....

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


بهترین....

بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد.

بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی.

بهترین ایده ها را همیشه احساس تو به تو هدیه می کند نه عقل تو.

بهترین راه حرف زدن، صریح و شفاف حرف زدن است، از حاشیه بپرهیز.

بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری.

بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی، سلامتی است و دل خوش.

بهترین جست و جو، کنکاش در وجود خودت است.

بهترین عمل آن است که بدی را با نیکی جواب بدهی.

بهترین راه برای بدگویان آن است که در عمل عکس آن چه را که گفته اند نشان بدهی نه با زبان.

بهترین فرار آن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی.

بهترین بزرگواری آن است که هرگز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی
.
بهترین طرز فکر کردن آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه بر اساس ظاهر و ثروت.

بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد.

و بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست ......


ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم .....

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که
کمال آنچه هستی باشی .....

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

عشـق یک فریب بزرگ و قـوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین

عشـق در دریا غرق شده است و دوست داشتن در دریا شنا کرده است

عشـق بینائـی را می گیــرد دوست داشتن بینائــی میدهـد ....

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری
کوچکتر خواهی شد .....

آنکس که از کوچه ی تاریکی می گذرد و سوت می زند مسلما می ترسد. فیدل کاسترو ....

تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم نخستین چیزی
که در دنیا از بین می رفت عشق بود.
(برتراند راسل)

کسانی خوشبخت هستند که فکر و اندیشه شان بسوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است.
استوارت میل

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

صورت زیبا داشتن، خوشبختت نخواهد کرد.
کسب رتبه‌های علمی، فرزانه‌ات نخواهد کرد.
ثروتمند بودن، تو را کامل نمی‌کند.
و شکست دیگران، تو را مهم‌تر جلوه نخواهد داد.
اما ... مهربان بودن همه را خوشبخت می‌کند ..

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


چند سخن آموزنده و شادی بخش

چند سخن آموزنده و شادی بخش

1- شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی.
2- انتظار نداشته باش همیشه آن چه در اطرافت اتفاق می‌افتد مطابق میل و خواسته‌ات باشد.
3- هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر.
4- از سختی‌ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده.
5- اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه‌ات را خراب کند.
6- با بحث‌های بی‌نتیجه انرژی خود را هدر نده.
7- انتظار نداشته باش با منفی‌نگری جسمی سالم داشته باشی.
8- از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش.
9- تا با خود مهربان نباشی،نمی‌توانی مهر بورزی.
10- قبل از مطمئن شدن، در مورد هیچ چیز قضاوت نکن.
11- به تفسیر و تعبیر کارهای دیگران نپرداز.
12- هرکاری را با علاقه و تمرکز انجام بده.
13- زندگی خود را هدفمند کن و برای رسیدن به اهداف تلاش کن.
14- چیزهایی را که دوست داری به دیگران ببخش.
15- قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند.
16- برای انجام کارهای مورد علاقه ات زیاد به نظرات دیگران اهمیت نده.
17- در تصمیم‌های خود تأخیر نینداز.
18- هنگام عصبانیت نفس عمیق بکش و تا ده بشمار.
19- با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود.
20- به هیچ کس امید نداشته باش به جز خدا.
21- برجسم و روح خود مسلط شو.
22- برای اینکه شادباشی باید شادی آفرین باشی.
23- در زندگی به جای«شناور بودن» «شناگر»باش.
24- اندوه روز نیامده را بر روز آمده ات نیفزد.
25- هرگز سعی نکن به دیگران بقبولانی که حرفت درست است.
26- قبل از انجام کاری با گفتن چیزی به ضرورت آن بیندیش.
27- بی ‌احترامی دیگران را با بی‌اعتنایی جواب ده.
28- به جای بیزاری از انسان‌ها از رفتارهای بدآنها متنفر باش.
29- بگذار دیگران از تو به عنوان فردی آرام و خوشرو یاد کنند.
30- یگانه داروی آرام بخش روح و جان یاد خداست.
31- خود را از اسارت زنجیرهای بدبینی، منفی نگری و ناامیدی آزاد کن.
32- به خاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش نکن.
33- به دیگران کمک کن آن چه را که می‌خواهند به دست آورند.
34- در فرهنگ لغات خود «شکست» را «تجربه» معناکن.
35- با شرایط زندگی سازگار باش.
36- به هنگام از دست دادن چیزی ناراحت نشو، وقتی هم چیزی به دست‌آوردی خوشحال نباش.
37- در مقابل خواسته‌ها وگفتار دیگران انعطاف پذیرباش و نخواه که حرف، حرف خودت باشد.
38- برای کشف حقایق، زیاد تفکر کن، به خصوص جهان آفرینش.
39- به قدر توان تلاش کن و نتیجه را به خدا واگذار کن.
40- هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن، چرا که تو چیزهایی داری که دیگران در حسرت آنها هستند.
41- خنده ، دشمن را دوست می‌کند.
42- آگاه باش، با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


 

همانا خداوند فرشته ها را عقل داد بدون شهوت.
و حیوان را شهوت داد بدون عقل.
پس هر انسانیکه پیرو عقلش باشد از فرشته برتر است.
و هر انسانی که شهوتش بر عقلش حکومت کند از حیوان پستتر است.

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


جمله های طلایی ......

جمله های طلایی ......

1- با خودت صادق باش و نگران انچه دیگران دربارهات فکر می کنند نباش

2- تعریفی که انها از تو دارند نپذیر خود خودت را تعریف کن

3- از قدرت خودت مایه بگذار و بر قدرت دیگران تکیه نکن

4- استعدادهای خودت را پرورش بده و به استعدادهای مردم غبطه نخور ....

نویسنده : رسول ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩
پيام هاي ديگران () +


اسرار چشمها

اسرار چشمها

شیوه ای که مـا را قادر می سازد با مشاهده حرکات چـشـم هـا بـه نـحـوه اندیشیدن فرد پی ببریم. مـبـنـای ایـن علم بر پایه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـکـه افـراد با حـرکـت دادن چـشمـهایـشـان رونـد تـفـکـرات بـاطـنـی خـود را آشـکـار میسازند. فراگیری آن ما را یقینا در بهبود برقراری ارتبـاط با دیگران در زندگی یاری خواهد داد.

تشخیص حرکات چشم قدری به تمرین و ممارست نیـاز دارد زیرا که برخی افراد حرکات چشم بسیار کنـد و آرام، مختصر، زیرکانه و یا تعمدی دارند که اغلب اوقات ارزیابی چشم را پیچیده و دشوار می گردانـد. حـرکات چـشـمـها نشان دهنده آن است که فرد چگونه میاندیشد،آیا وقایع گذشته و یا آینده را در تصور خود میپروراند، صدایی را در باطن خود دوبـاره می شـنـود و یا صدای جـدیـدی را در ذهن خود می آفریـنـد. در دلـش بـا خود حرف میزند و یا توجهش معطوف به احساساتش می باشد.

جهت رمز گشـایی حرکات چشمها صورت را به 3 بخش فوقانی-میانی-تحتانی در ذهن خـود مجسم کنید. اکنون مجددا آن 3 بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسیم کنید. حرکت چشم به سمت هر یک از این 6 منطقه را میتوان اینگونه تفسیر کرد:

بالا: دیداری

وسط: شنیداری

پایین: تکلم و احساسات

سمت چپشان مربوط به اطـلاعـات یـادآوری شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده می باشد. به این مفهوم که شخص به مـنظور دستیابی به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غیر ارادی چشمانش را به جهات مختلف حرکت میدهد.

* چشمها بالا وچپ: نیـمکره غیـر بـرتـر تـجـسـمات فکری - تصویر ذهنی یادآوری شده - دستیابی به خاطرات بصری (
Vr
)
* چشمها بالا و راست: نیـمـکره بـرتـر تجسمات فکری-تصویر ذهنی خلق شده-قوه مخیله (
Vc)
* چشمها وسط و چپ: نیـمـکره غـیر برتر پردازش حـس شـنـوایی-دستیابی به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا (
Ar)
* چشمها وسط و راست: نـیـمـکره بـرتر پـردازش حـس شنوایی-تجسم اصوات جدید (
Ac)
* چشمها پایین و چپ: ندای درون-گفتگوی باطنی-ایجاد کلام(
Ad)
* چشمها پایین و راست: احساسات، حـس لامـسه و هـم احشایی-دستیابی به احساسات، عواطف، احساس سردی وگرمی، درد، فشار، حرکت و جاذبه(
K)
* چشمها مستقیم بسمت روبرو و متسع: دسـتـرسـی سـریع و آنی به تمام اطلاعات حسی (معمولا بصری)


کاربردها

1- موثرتر ومفیدتر بیاندیشید از آنجایی که حرکات چشمها سبب تحریک بخشهای متفاوتی از مغز میگردند، بـنـابـراین شما را در اندیشیدن بهتر یاری میکند. بـرای مـثال هنگامی که از شما پرسیده شود که آخرین فردی که امروز صبح ملاقات کردی چه کسی بود؟ شما بـا حـرکت دادن چشم هـا بسمت بالا و چپ می توانید آن را بهتر به خاطر بیاورید.

2- بدانید چه زمانی باید سکوت کنید هنگامی کـه فـردی در حین انجام حرکات چشمی می باشد و شما نیز همزمان صحبت می کنید، رشته افکار وی برهم از دست میرود کـه سبب تاخیر و کندی ارتباط مـتـقـابل، سردرگمی و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد.

3- حریم شخصی افراد افرادی که شیوه تفکرشان وابسته بر اطلاعات بصری میباشد، بـه حـریم شخصی زیادی نیاز دارند. مایلند از شما به اندازه کافی فاصله بگیرند تا قادر باشند خیلی خوب شما را مشاهده کنند زیرا که با نگاه کردن به شـمـا اطـلاعـات بـسـیـاری را گـردآوری مـی کنند. بنابراین دور از آنها نشسته و یا بایستید. افرادی که احساسی می اندیشند مایـلـنـد به حد کافی نزدیـک بـاشـنـد تـا بـا شـما تـماس جسمی برقرار کنند که این کار را با زدن به بازوهای شما، گرفتن آرنج و یا شانه و دست دادنی که گویی میـل بـه رها کردن دستان شما ندارد بروز میدهند. همچنـیـن افـرادی که یادگیری و تفکراتشان وابسته به اطلاعات شنیداری میباشد کمترین توجهی نسبت به وجود شما و حرکات جسمانی شما ندارند زیرا که تمام توجه شان معطوف به جزئیات و صـحت اطـلاعـات مبـادلـه شده و تحلیل آن میگردد.چشم برهم زدنهای مکرر و یا حتی بستن چشمها به مدت چند ثانـیه در هنگام بحث و گفتگو پیرامون مسائل پیچیده از ویژگیهای اخلاقی آنان میباشد.

4- دروغگو را شناسایی کنید هنگامیکه مشاهده کردید شخصی درپاسخ به پرسشهای شما به بالا و سـمـت راست چشم میدوزد احتمالا در فکر فریب و یافتن پاسخ ساختگی میباشد.

زیاده روی نکنید

به خـاطر داشته باشید که حرکات چشمها در تمام افراد صادق نمیباشد گاهی اوقات در افراد چـپ دسـت حـرکات چشم مذکور معکوس بوده و یا حتی برخی افراد دارای حرکات چشم منحصر به فردی می باشند. بنابراین در استفاده از آن مـحـتـاط و مـیانه رو باشید و هیچگاه به آن به دید یک قانون ثابت ننگرید.

 

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


جملات مثبت

جملات مثبت

به دیگران کمک کن آن چه را که می‌خواهند به دست آورند.
در فرهنگ لغات خود «شکست» را «تجربه» معناکن.
با شرایط زندگی سازگار باش.
به هنگام از دست دادن چیزی ناراحت نشو، وقتی هم چیزی به دست‌آوردی خوشحال نباش.
در مقابل خواسته‌ها وگفتار دیگران انعطاف پذیرباش و نخواه که حرف، حرف خودت باشد.
برای کشف حقایق، زیاد تفکر کن، به خصوص جهان آفرینش.
به قدر توان تلاش کن و نتیجه را به خدا واگذار کن.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن، چرا که تو چیزهایی داری که دیگران در حسرت آنها هستند.
خنده ، دشمن را دوست می‌کند.
آگاه باش، با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


چند سخن آموزنده و شادی بخش ....

چند سخن آموزنده و شادی بخش ....

1- شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی.
2- انتظار نداشته باش همیشه آن چه در اطرافت اتفاق می‌افتد مطابق میل و خواسته‌ات باشد.
3- هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر.
4- از سختی‌ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده.
5- اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه‌ات را خراب کند.
6- با بحث‌های بی‌نتیجه انرژی خود را هدر نده.
7- انتظار نداشته باش با منفی‌نگری جسمی سالم داشته باشی.
8- از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش.
9- تا با خود مهربان نباشی،نمی‌توانی مهر بورزی.
10- قبل از مطمئن شدن، در مورد هیچ چیز قضاوت نکن.
11- به تفسیر و تعبیر کارهای دیگران نپرداز.
12- هرکاری را با علاقه و تمرکز انجام بده.
13- زندگی خود را هدفمند کن و برای رسیدن به اهداف تلاش کن.
14- چیزهایی را که دوست داری به دیگران ببخش.
15- قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


 

 

هوس بازان کسی را که زیبا میبینند دوست دارند ....
اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می ببنند ....

 

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


 

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد
، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد
و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ....

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


اینگونه زندگی کنیم ...

اینگونه زندگی کنیم ...

شاد شاد اما دلسوز
مثبت مثبت اما مراقب
سالم سالم اما صالح

محکم محکم اما نرم
سریع سریع اما پیوسته

متواضع متواضع اما سربلند
آزاد آزاد اما قانونمند

صبور صبور اما پیگیر
مصمم مصمم اما بی‌خیال

پُر پُر اما افتاده
ساده ساده اما زیبا

مهربان مهربان اما جدی
امیدوار امیدوار اما کوشا

سبز سبز اما بیرنگ (بی‌ریا)
متفاوت متفاوت اما همخوان

خالص خالص اما خلاق
مطمئن مطمئن اما هوشیار

سبک سبک اما سنگین
بخشنده بخشنده اما متعادل

مومن مومن اما راستین
عاشق عاشق اما عاقل

سختگیر سختگیر اما به وقتش
شکرگزار شکرگزار، دیگه اما نداره ....

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


چند سخن آموزنده و شادی بخش

چند سخن آموزنده و شادی بخش

1- شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی.
2- انتظار نداشته باش همیشه آن چه در اطرافت اتفاق می‌افتد مطابق میل و خواسته‌ات باشد.
3- هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر.
4- از سختی‌ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده.
5- اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه‌ات را خراب کند.
6- با بحث‌های بی‌نتیجه انرژی خود را هدر نده.
7- انتظار نداشته باش با منفی‌نگری جسمی سالم داشته باشی.
8- از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش.
9- تا با خود مهربان نباشی،نمی‌توانی مهر بورزی.
10- قبل از مطمئن شدن، در مورد هیچ چیز قضاوت نکن.
11- به تفسیر و تعبیر کارهای دیگران نپرداز.
12- هرکاری را با علاقه و تمرکز انجام بده.
13- زندگی خود را هدفمند کن و برای رسیدن به اهداف تلاش کن.
14- چیزهایی را که دوست داری به دیگران ببخش.
15- قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند.
16- برای انجام کارهای مورد علاقه ات زیاد به نظرات دیگران اهمیت نده.
17- در تصمیم‌های خود تأخیر نینداز.
18- هنگام عصبانیت نفس عمیق بکش و تا ده بشمار.
19- با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود.
20- به هیچ کس امید نداشته باش به جز خدا.
21- برجسم و روح خود مسلط شو.
22- برای اینکه شادباشی باید شادی آفرین باشی.
23- در زندگی به جای«شناور بودن» «شناگر»باش.
24- اندوه روز نیامده را بر روز آمده ات نیفزد.
25- هرگز سعی نکن به دیگران بقبولانی که حرفت درست است.
26- قبل از انجام کاری با گفتن چیزی به ضرورت آن بیندیش.
27- بی ‌احترامی دیگران را با بی‌اعتنایی جواب ده.
28- به جای بیزاری از انسان‌ها از رفتارهای بدآنها متنفر باش.
29- بگذار دیگران از تو به عنوان فردی آرام و خوشرو یاد کنند.
30- یگانه داروی آرام بخش روح و جان یاد خداست.
31- خود را از اسارت زنجیرهای بدبینی، منفی نگری و ناامیدی آزاد کن.
32- به خاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش نکن.
33- به دیگران کمک کن آن چه را که می‌خواهند به دست آورند.
34- در فرهنگ لغات خود «شکست» را «تجربه» معناکن.
35- با شرایط زندگی سازگار باش.
36- به هنگام از دست دادن چیزی ناراحت نشو، وقتی هم چیزی به دست‌آوردی خوشحال نباش.
37- در مقابل خواسته‌ها وگفتار دیگران انعطاف پذیرباش و نخواه که حرف، حرف خودت باشد.
38- برای کشف حقایق، زیاد تفکر کن، به خصوص جهان آفرینش.
39- به قدر توان تلاش کن و نتیجه را به خدا واگذار کن.
40- هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن، چرا که تو چیزهایی داری که دیگران در حسرت آنها هستند.
41- خنده ، دشمن را دوست می‌کند.
42- آگاه باش، با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


چرا خودکشی ؟؟؟!!!!

چرا خودکشی ؟؟؟!!!!

آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده‌ای در زندگی مواجه شده‌اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره‌ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده‌اند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل می‌کنند. بحران خودکشی تجربه‌ای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی‌گرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.

چه چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟
یک بحران خودکشی معمولا توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعه‌ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال می‌کنند، ایجاد می‌شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت می‌باشند.
زمانی که نظام مقابله‌ای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن می‌تواند شخص را به افکار خودکشی ، آسیب‌پذیر نماید.

احساسات شخص خودکشی کننده
عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می‌نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش می‌یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می‌شوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج می‌گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می‌گیرد.

برخی از شیوه‌های مواجهه با افکار خودکشی
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت توجیه زندگی (زنده ماندن) است.

_ ترسها ، ناکامی‌ها و نگرانی‌های خود را با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک همدل در میان بگذارید. اگر شما راه‌حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راه‌حلی وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی است که از طریق آن نیرو ، امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف راه‌حل‌های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می‌گردد. اگر افکار خودکشی از میان نرود، عنقریب به سمت اقدام به خودکشی خواهد رفت.در این مواقع، کمک حرفه‌ای و تخصصی از روانپزشک یا مشاور خُبره، الزامی خواهد بود.

_ آنچه را که موجب ناراحتی شما می‌شود، بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این ، چگونگی رویارویی‌تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام می‌دهید، دریچه ذهن خود را برای راه‌حل‌های دیگر باز می‌گذارید.

_ افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاری‌های زندگی خود تعمق و تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر اسنادها ، توانایی‌ها و مشارکت‌های شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و توانایی‌هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.

_ کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب خواهد دید، مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است. به هرحال ، ما همه در شبکه‌های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطه‌ای معنی‌دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب می‌آیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را بهتر سازید.
زندگی در دوره‌هایی از زمان سخت می‌گردد، همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک‌کننده خواهد بود.


پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی می‌کنند؟
خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راه‌حل غلبه بر احساسات غیرقابل‌تحمل است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می‌دهد.
درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را دریافتن راه‌های مختلف حل مشکل خود ناتوان می‌سازند. درحالی که راه‌حل‌های دیگری نیز وجود دارند..

همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بی‌کسی و ناامیدی را تجربه می‌کنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی‌ارزشی را در ما بوجود می‌آورند. ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می‌باشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهیم.

در تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعه‌ای که شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس می‌کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به عنوان راه‌حل جذاب برای وی وجود دارد.

علائم خطر
حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، قبل از اقدام ، به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند. آگاهی از این نشانه‌ها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدی‌هایی کمک‌کننده باشد. اگر شما فردی را می‌شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست در امتحان دچار مشکل می‌باشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآیید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم می‌خواهد خودم را بکشم ، یا ، نمی‌دانم چه مدت دیگر می‌توانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا اینکه ، من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ، اخیرا طوری رانندگی می‌کنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع می‌گردانند. بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، می‌تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می‌باشد.
بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می‌افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند و یا علاقه‌شان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید می‌تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می‌بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی
باور غلط: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.
حقیقت: مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی که خودکشی می‌کنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی بوده‌اند.

باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمی‌روند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.

باور غلط: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گرفته‌اند. کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.

باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد. این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.

چگونه می‌توان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود.
اغلب خودکشی‌ها را می‌توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می‌شناسید، لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:

- خونسرد باشید و واقعا به صحبت‌های فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایت‌های عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

- بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.

- فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد، نمی‌تواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش می‌دهد بحث و گفتگو نمائید.

- از دیگر افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکل‌دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمود که :
بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل تحمل‌ترین دردها و ناراحتی‌ها نیز می‌توانند تحمل گردند. کمک همیشه در دسترس شماست. افراد باهوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


خودکشی

خودکشی
تعریف خودکشی
خودکشی به عنوان یک رفتار، مرگی است که به دست خود شخص انجام می‏گیرد. به گفته اشنایدمن ”خودکشی عمل آگاهانه آسیب رساندن به خود است که می‏توان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی دانست که برای مسئله تعیین شده او این عمل بهترین راه حل تصور می‏شود.“
بر مبنای تعریف مرکز مطالعات انستیتو ملی بهداشت روانی آمریکا، خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخص توسط خودش می‏باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل گردد یا فقط به شکل احساسی در فرد بماند. این تعریف سه شکل مختلف این پدیده را مطرح می‏کند.
1) خودکشی به اتمام رسیده: به معنی عملی موفق که منجر به مرگ شود.
2) اقدام به خودکشی: به عملی ناقص گفته می‏شود که به مرگ منتهی نگردیده است.
3) افکار و تمایلات خودکشی: فکر و یا تمایل به خودکشی است که در ذهن فرد وجود دارد ولی به مرحله عمل در نیامده است.
آمارهای سازمان جهانی بهداشت، نشان می‏دهد که سالیانه حدود چهارصد هزار نفر به دلیل خودکشی موفق جان خود را از دست می‏دهند. خودکشی در ردیف دهمین علت مرگ و میر برای تمام سنین در بیشتر کشورهای جهان است. در حالیکه آمار مرگ میر بیماران خودکشی کرده در بین مردان سه برابر بیشتر از زنان است، ولی زنها چهار برابر بیشتر از مردها اقدام به خودکشی می‏کنند.

علل خودکشی
در زمینه علل خودکشی طبقه بندیهای متعددی وجود دارد، در این‌جا به یکی از این طبقه‌بندی‌ها اشاره می‌شود.
1) علل آسیب شناختی- روانی شامل بیماریهای جسمی، بیماریهای روانی همچون افسردگی.
2) علل اقتصادی شامل بیکاری، مشکلات اقتصادی، اخراج شدن از کار ورشکست شدن و از دست رفتن پایگاههای اجتماعی.
3) علل عاطفی شامل شکست در عشق، از دست رفتن شخص مورد علاقه، مرگ یا بیماری خطرناک یکی از نزدیکان، درگیریها و اختلالات خانوادگی.

عوامل پیشگیری کننده خودکشی
بر اساس نتایج بررسیهای مختلف می‏توان به برخی از عوامل پیش گویی کننده خودکشی اشاره کرد. بین خصوصیات همراه با خطر بالای خودکشی می‏توان از سن بالای 45 سال، جنس مذکر، الکلیسم، خشونت و تحریک پذیری، از دست دادن سلامت جسمی، افسردگی و بستری شدن قبلی در بیمارستان روانی نام برد. هم‌چنین اقدام و مبادرت قبلی به خودکشی، به عنوان یک ملاک قوی برای احتمال بروز مجدد خودکشی به شمار می‏رود. آشکارترین هشدار در خودکشی ابراز تمایل مستقیم است. بررسی‏ها نشان می‏دهد که تقریباً بیش از دو سوم کسانی که خودکشی می‏کنند قبلاً قصد خود را با دیگران در میان گذاشته و آنها را به انجام آن تهدید می‏نمایند. بنابراین یکی از راه‌های موفق پیشگیری از خودکشی توجه به ابراز این فکر از طریق دیگران کمک به حل مشکل آنان و راهنمایی آن‌ها جهت مراجعه به روانشناس یا روانپزشک است.

شیوه‏های مقابله با خودکشی
درمان افراد اقدام کننده به خودکشی عبارتست از:
1- مشاوره، راهنمایی و حمایت فرد
2- آموزش و درمان حل مسأله‏ای
3- روان درمانی فردی
4- مداخله خانوادگی
5- گروه درمانی
6- درمان دارویی
7- بستری کردن در بخش بیماران روانی
مهارتهای حل مسأله به فرد این امکان را می‌دهد که با بررسی راه‌حل‌های مختلفی که در پیش‌رو دارد، یکی آز آن‌ها را مؤثرتر تشخیص داده و در جهت حل مشکل آن را به‌کار بندد. به‌یاد داشته باشیم که خودکشی می‌تواند یک راه‌حل باشد، اما بدترین و آخرین راه حل مشکل است. همیشه برای حل همه مشکل‌ها راه‌حل‌های بسیاری ساده، ارزان و آبرومندانه وجود دارد که باید به آن‌ها فکر کنیم و با کمک مشاور آن‌ها را پیدا کنیم.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


چرا خودکشی

چرا خودکشی


خودکشی یکی از جرائمی است که در اورپا و امریکا رقم بالایی را در میانسائر جرائم بخود اختصاص داده است. در امریکا هرساله حداقل 30000 جوانبدلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف دست به خودکشی میزنند. در کشورفرانسه هر روز 438 نفر بدلایل مختلف اقدام به خود کشی میکنند. اما سئوالیاینجاست چرا؟
آن لور دانشجویی از پاریس که برای مدت کوتاهی به انگلستان آمده بود قبلاز خود کشی خود در رودخانه تایمز لندن یک نامه 13 صفحه ای از خود بر جایگذاشت که درآن نامه دلیل خودکشی خود را اعلام نموده بود. آن لور در قسمتیاز نامه خود اینطور نوشته بود که من میخواهم به زندگی خود پایان دهم وتنها ترس من این است که بار دیگر خود را بر روی تخت بیمارستان ببینم.
یک مامور پلیس که در رابطه با این پرونده تحقیق میکرد عنوان داشت کهمرگ آن لور یک موضوع شوکه کننده و مرموز برای دوستان ، خانواده و اطرافیاناو میباشد. خانم آن لور دارای یک زندگی خوب و راحت در فرانسه بود امابگفته یکی از دوستان او کامل گرایی در زندگی و یا بعبارت دیگر زندگی تمامعیار و بی عیب احتمالا موضوعی است که او را به طرف این عمل سوق داده بودبگونه ای که در انتها تصمیم به خودکشی نمود.
بسیاری از مردم اغلب در زمانی که کلافه میگردند و تصور میکنند که دربن بست گیر کرده اند آرزوی مرگ میکنند. ایشان بخاطر احساس بدی که در خوددارند تصور میکنند که مرگ میتواند برطرف کننده احساسات آنها باشد. اماحقیقیت این است که مرگ نمیتواند تبدیل کننده احساسات ما باشد چون آنها دردرون ما هستند و نه در شرایط خارجی زندگی ما.
حال بیائید به چند واقعیت در این زمینه نگاه کنیم.
خودکشی و تاثیر آن بر خانواده شما
مرگ هر فرد تاثیر بسزائی بر اطرافیان او می گذارد. مخصوصا بر جمعدوستان، خانواده و عزیزانی که به بیش از هرفرد دیگر به او نزدیک میباشند. خود کشی باعث میگردد خانواده و دوستان احسا س کنند که ایشان مسبب و عاملاین موضوع بوده اند. بسیاری از خانواده ها پس از خودکشی عزیز از دست رفتهخود هرگز نتوانسته اند به زندگی طبیعی خود بازگشت کنند. امروز تصمیم شمامیتواند باعث ازبین رفتن خانواده یا دوستان نزدیک شما گردد ویا باعث تسلیو شادی آنها گردد.
گذشته را بخاطر آورید
زمانیکه شما نا امید و متاثر هستید و تصور میکنید که زندگی ارزش زیستنرا ندارد به گذشته برگردید و ببینید که زمانی بوده که اوضاع شما بسیاربهتر از حال بوده است. زمانی که شما اوقات خوب و شادی را داشته اید درکنار دوستان و خانواده و از بودن با آنها لذت میبردید. این تجربه میتوانددوباره تکرار شود اگر شما بخواهید.

چه چیزی در فراسوی مرگ منتظر شماست
تقریبا در اکثر مذاهب مردم باور دارند در فراسوی مرگ جهانی دیگر قراردارد. این موضوع حتی درمیان افراد بدون مذهب نیز بگونه ای دیگر عنوانمیگردد. دنیایی که افراد در قبال عملکرد خود مورد تقدیر و یا تنبیه قرارمیگیرند. بهمین جهت باید مواظب بود که چه راهی را ما برای خود انتخابمیکنیم. این راه میتواند بسیار خطرناک باشد نه چون صرفا خلاف مذهب استبلکه چون ممکن است این بجایی ختم شود که رهایی از آن غیر ممکن باشد. اگرشما امروز در این مورد مطمئن نیستید قبل از تصمیم گیری کمی بیشتر در موردآن بیاندیشید.
واقعیت زندگی چیست
هدف و واقعیت زندگی این است که ما بتوسط خالقی بوجود آمده ایم که عاشقماست و برای ما ارزش زیادی قائل است. او وضعیت شما را بخوبی درک می کند ومیتواند شما را در این راه امداد کند البته اگر به او اجازه دهید تا واردزندگی شما شود. او حتی برای ما انسانها به جهان خود قدم گذاشت و به شباهتما درآمد. او همانند ما زندگی نمود و برای ما بر روی صلیب فدا شد تا امروزهریک از ما آزاد و رها باشیم و بتوانیم در او هدف و واقعیت زندگی رادریابیم. امروز او میتواند جوابگو افسردگی ها، بیماریها و مشکلات ما باشدجائیکه دیگران قادر به درک آن نمیباشند.
بله این خالق امروز میخواهد به شما کمک کند چون شما را دوست دارد همانطور که در کلام خود میگوید.
ای دوست من، من هرگز تو را تنها نمیگذارم. من قبل از اینکه تو بدنیابیایی تو را تو را دوست داشته ام و همیشه در همه حال تو را می نگریستم وباتو بوده ام. من هنوز هم با تو هستم و تو را در این وضعیت تنها نخواهمگذاشت. اما من منتظر میمانم تا تو به من اجازه دهی تا وارد زندگی تو شوم وتو را از این راه نجات بخشم. چرا که من نقشه بزرگی برای تو در زندگی دارم.
شما میتوانید این موضوع را امروز نزد خود بررسی کنید و ببینید که زندگیمیتواند بزرگتر از آن باشد که شما فکر میکنید و شما میتوانید از آن لذتببرید. شما میتوانید همین امروز مشکل خود را با یک فرد درمیان بگذارید وبه او بگوئید. این فرد میتواند یک دوست باشد یا عضوی از اعضای خانواده، یکدکتر و یا فردی که شما میتوانید به او اعتماد کنید. اگر شما هیچ دوستیندارید و یا نمیتوانید به فردی اعتماد کنید میتوانید مشکل خود را با مامیان بگذارید و ما تلاش میکنیم تا آنجا که ممکن است شما را کمک نمائیم.
وخداوند میگوید
مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمود و تو را از چیزهای عظیم و مخفی که ندانسته ای مخبر خواهم ساخت.
با تشکر فریبا

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


خودکشی زنان در ایران: رتبه سوم جهان

خودکشی زنان در ایران: رتبه سوم جهان


شاید در میان مشکلات ریز و درشت اجتماعی در ایران، مثل اعتیاد و فحشا و طلاق، خودکشی رقم چندان چشمگیری نداشته باشد اما این معضل وجود دارد و آمار خودکشی در بین زنان و جوانان ایران رو به افزایش است
.
ایران سومین کشور جهان است که در آن آمار خودکشی زنان افزایش می‌یابد و در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. رتبه‌های اول و دوم را در این زمینه کشورهای چین و هندوستان دارند. در کلیه کشورهای دنیا در برابر هر سه مرد که در اثر خودکشی می‌میرند، یک زن از این طریق جان خود را از دست می‌دهد.

بنا بر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی ایران نیست اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که این آمار رو به افزایش است.

طبق تحقیقات انجام‌شده، زنان بیش از سه برابر مردان اقدام به از بین‌بردن خود می‌کنند، هرچند مرگ در اثر این اقدام در میان مردان بیشتر از زنان است. به عبارت دیگر، گرچه مردان کمتر از زنان دست به خودکشی می‌زنند، اما خودکشی واقعی بین آنان سه برابر زنان است.

کارشناسان، افسردگی را به عنوان عامل اصلی خودکشی معرفی می‌کنند اما در بعضی از استان‌های ایران، اختلافات خانوادگی ممهم‌ترین عامل بیان می‌شود. این تحقیقات هم‌چنین بیانگر افزایش خودکشی در میان جوانان است.

تحقیقی که در سال ۱۳۸۳ در بین ۴۵۰ هزار دانشجو انجام گرفته، نشان می‌دهد که ۱۰درصد از پسران و ۷درصد از دختران انگیزه خودکشی داشته‌اند. آمار خودکشی در میان دانشجویان نیز رو به افزایش است.

بررسی‌های استانی نشان می‌دهد که استان ایلام بالاترین آمار خودکشی و استان سمنان پایین‌ترین شاخص خودکشی "موفق" را به خود اختصاص داده‌اند.

در مورد خودکشی زنان در گزارش ملی خشونت علیه زنان که توسط نهاد ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، آمده‌است که آمار خودکشی زنان دراستان‌های کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان بسیار بالاتر از میزان کشوری آن است. در حالی که رقم خودکشی زنان در استان‌هایی مثل تهران و سیستان و بلوچستان به زیر ۱۰درصد می‌رسد، اما در سه استان یادشده این رقم به ۳۶ تا ۳۸ درصد می‌رسد. بعد از سه استان‌ کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان، بوشهر و خوزستان بالاترین رقم خودکشی زنان را به خود اختصاص داده‌اند.

طبق بررسی‌های انجام‌شده، هم‌اکنون در ایران، خودسوزی یکی از شایع‌ترین روش‌های خودکشی زنان است.

پروین بختیارنژاد، نویسنده کتاب "زنان خودسوخته" که در سال ۱۳۸۲ در تهران منتشر شد، در مورد آمار خودسوزی زنان در استان‌های مختلف ایران چنین می‌گوید: «در حال حاضر استان ایلام که از قبل هم بیشترین آمار را به خودش اختصاص می‌داده، ایلام، لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه اینها آمار زیادی را داشتند. ولی این به این معنا نیست که کردستان و بخش ترکمن‌نشین استان گلستان، استان اردبیل، آذربایجان شرقی، کرمان، بوشهر، استان فارس اینها خودسوزی‌هایشان آنقدر اندک هست که قابل لحاظ نیست در آمارهای ما. نه ولیکن تا آنجایی که من اطلاع دارم و به بعضی از استانها در خصوص همین مسئله سفر کردم، استان ایلام و لرستان و استان خوزستان مطرح می‌شود که بیشترین آمار را این استانها دارند».

در مورد علت بالا بودن میزان خودکشی در استان‌های یادشده، بختیارنژاد معتقد است که بالارفتن سطح آگاهی زنان و اطلاع از این که چه حقوقی از آنان سلب شده‌است نقش بازی می‌کند. در مقابل عدم توانایی آنان برای تغییر وضع موجود باعث می‌شود که این زنان احساس کنند به بن‌بست رسیده‌اند و توانایی هیچ کاری را ندارند و به همین دلیل دست به خودکشی می‌زنند:

«زنانی را من در بعضی از استان‌ها مثلا استان ایلام دیدم که اینها در واقع چادرنشین بودند و زیر چادر زندگی می‌کردند، ولی از طریق همان رادیو و از طریق همان معلم ده اینها پیشرفت‌ها و تغییر و تحولاتی که در کلان شهرها اتفاق افتاده است را آرام آرام دارند کسب می‌کنند و می‌گیرند و این پرسش برایشان پیش می‌آید که ما چرا نمی‌توانیم مسایل حقوقی خودمان را مطرح بکنیم. ما چرا حقوق‌مان در خانواده و در اجتماع نباید رعایت بشود. و نتیجه‌ی این آگاهی، متاسفانه آنقدر مقاومت در مقابلش زیاد هست و ناتوانی این زنان در مقابل این هنجارهای بسیار سخت و این قواعدی که به‌هیچ وجه نمی‌توانند آنها تغییرش بدهند، متاسفانه بجای تغییر محیط خودشان دست به‌خودآزاری و خودسوزی می‌زنند، یعنی در واقع زندگی برایشان غیرقابل تحمل می‌شود».

به اعتقاد بختیارنژاد موانع قانونی بر سر راه زنان برای حل مشکلاتشان یکی دیگر از علل روی‌آوری آنان به خودکشی است:
«زمانی که زنان نمی‌توانند مشکلات حقوقی خودشان را حداقل از طریق قانون حل بکنند و همین‌طور خانواده و فرهنگ آن جامعه بهیچ‌وجه پذیرای آن نیست که اگر زنی نتوانست با همسرش زندگی بکند، با کسب حقوق قانونی خودش بتواند در کنار خانواده‌ی پدری خودش زندگی بکند، آنها راهی جز این مسئله ندارند. راهی ندارند و متاسفانه دچار جنون‌های مقطعی می‌شوند و دست به خودسوزی می‌زنند».

این روزنامه‌نگار و پژوهشگر همچنین به جنگ ایران و عراق اشاره می‌کند و می‌گوید استان‌هایی که آمار بالای خودکشی را دارند اکثرا استان‌های مرزی بوده و مناطقی هستند که ۸ سال درگیر جنگ بوده‌اند. به عقیده بختیارنژاد افسردگی‌های بعد از جنگ می‌تواند یکی دیگر از علل روی‌آوری اهالی این مناطق به خودکشی باشد.

اما چرا این زنان به بن‌بست رسیده، دردناک‌ترین راه یعنی خودسوزی را برای خودکشی انتخاب می‌کنند؟

برخی از روانشناسان معتقدند که این نوع مرگ در پس خود یک اعتراض نهفته دارد و در حقیقت بر خلاف روش‌های دیگر خودکشی مثل استفاده از قرص یا حلق‌آویز کردن که آرام و در خفا و بی‌سرو صداست، خودسوزی یک فریاد بلند در اعتراض به وضع موجود است.

پروین بختیارنژاد می‌گوید، دقیقا معلوم نیست چرا این زنان خودسوزی را انتخاب می‌کنند اما این روش می‌تواند اکتسابی باشد:

«نزدیک به سه‌ دهه هست که این مسئله‌ی خودسوزی در بسیاری از این استان‌های دورافتاده انجام شده و به صورت اکتسابی ازهم یاد می‌گیرند و متاسفانه آنقدر فضای فرهنگی هم بسته است که در واقع آنها چاره‌ای جز از بین‌بردن خودشان ندارند و آنقدر فشار روحی و روانی برآنها شدید است که از سخت‌ترین و خشن‌ترین شیوه استفاده می‌کنند».

اما بعضی از این اقدام به خودکشی‌ها منجر به مرگ نمی‌شود. به گفته رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام زنانی که اقدام به خودسوزی می‌کنند ولی زنده می‌مانند به دلیل نابهنجاری شکل ظاهریشان، بسیار نیازمند مراقبت و هم‌دردی هستند. این نیاز به رسیدگی در مورد همه افرادی که خودکشی ناموفق داشته‌اند صدق می‌کند اما متاسفانه هیچ مرکزی برای ادامه درمان جسمی و روحی این افراد وجود ندارد:

«هیچ نهادی نیست که از اینها حمایت بکند. اگر خانواده‌ی پدر و مادر و خانواده‌ی خودشان از سر ترحم بتوانند آنها را مورد حمایت قرار بدهند که آنها مورد حمایت قرار می‌گیرند، وگرنه کاملا از جامعه و خانواده طرد می‌شوند و یک افق بسیار مبهم و دردناکی را در واقع اینها در پیش روی دارند و هیچ نهادی نیست که از این زنان حمایت بکند و آنها را چه به لحاظ روحی و چه به لحاظ جسمی مورد حمایت قرار بدهد و اصلا آنها را در زیرمجموعه‌ی یک نهاد یا موسسه‌ای جمع‌آوری بکند تا بتوانند اینها به زندگی‌شان ادامه بدهند، علی‌رغم همه این مشکلاتی که بعد از خودسوزی برای اینها اتفاق افتاده است».

همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که نشان از روی‌آوری زنان زنده مانده از خودکشی به سوی اعتیاد و فحشا دارد، چرا که اکثر این افراد پس از اقدام به خودکشی از سوی خانواده خود نیز طرد می‌شوند.

میترا شجاعی

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


هر 30 ثانیه یک نفر خودکشی می‌کند!

هر 30 ثانیه یک نفر خودکشی می‌کند!

دوشنبه 19 شهریور 1386

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد ، حدود سه هزار نفر هر روز در جهان خودکشی می کنند که به طور متوسط هر 30 ثانیه یک نفر می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، سازمان بهداشت جهانی به مناسبت روز جهانی جلوگیری از خودکشی در گزارشی اعلام کرد، میزان خودکشی در 50 سال اخیر در جهان حدود 60 درصد افزایش داشته و این افزایش بویژه در کشورهای در حال توسعه کاملا مشهود است.

بر پایه این گزارش، خودکشی به عنوان سومین علت مرگ و میر در میان جوانان بین 15 تا 34 سال به شمار می رود، اما اکثر خودکشی ها توسط بزرگسالان صورت می گیرد.

همچنین بررسی ها نشان داده، افراد مسن تر بیشتر دست به خودکشی می زنند و باید برای جلوگیری و کاهش این روند، یک راهبرد اساسی در سراسر جهان و با همکاری تمامی کشورها در پیش گرفته شود.

در گزارش سازمان بهداشت جهانی تاکید شده است که نباید خودکشی به عنوان یک تابو در نظر گرفته شود.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


چرا عده ای دست به خودکشی می زنند؟

چرا عده ای دست به خودکشی می زنند؟



خودکشی رفتار یا پدیده ای است که از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا که مشخص است خودکشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر کجا که انسان ها زندگی می کنند خودکشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودکشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای که اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی که این خودکشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یک نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد یک جامعه نیز زمانی که از خودکشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و ممکن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودکشی در خانواده خود گردند، به همین دلایل است که خودکشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، کاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی که زمینه را برای خودکشی فراهم می سازد بسیار مهم است ؛ از این رو است که اگر در کشورهای پیشرفته آمار خودکشی بالا برود موضوع ، آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و کارشناسان و صاحب نظران موضوع خودکشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودکشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نمایند.
خود کشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:

1- خودکشی موفق: افرادی که به طور جدی خودکشی می کنند و با روشی که انتخاب می نمایند به زندگی خود پایان می دهند.

2- خودکشی ناموفق : آنهایی که با هر روش انتخابی اقدام به خودکشی می کنند و نجات می یابند.


3- خودکشی پنهان یا مزمن: آمار خودکشی در این نوع ، بسیار بالاتر از دیگرانواع خودکشی است. در این مورد با وجودی که فرد از انجام بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند که ادامه آن رفتار و یا عادات موجب عارضه جسمی، معلولیت و یا مرگ وی می شود و با وجودی که در مورد آن رفتار و یا عادات مخرب با وی مکرراً صحبت شده وعواقب آن به وی گوشزد می گردد ، اما وی به رفتار وعادت خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این نوع خودکشی را "خودکشی محترمانه" نامید، به عنوان مثال: اعتیاد به مواد مخدر، الکل، سیگار، استفاده غیرمجاز از داروهای زیان آور، و یا بیماران قلبی ، فشار خونی ، و دیابتی ها ؛ که این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی کنند. درهمین زمینه بعضی از تصادفاتی که منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها پیدا کرد، نمونه ی این گونه خودکشی است.
[لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند. 
بررسی خودکشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگون

جالب است بدانیم که سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودکشی می کنند و آمار خودکشی در افرادی که از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است.

مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودکشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می نمایند که نجات می یابند و یا این که زنان بیشتر تظاهر به خودکشی می نمایند.


در زمینه سن و سال : هرچه سن بالاتر می رود میزان خودکشی افزایش می یابد . به طور کلی مردان از سن 45 سالگی به بعد و زنان از سن 55 سالگی به بعد اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آمار خودکشی در سنین حدود 75 سالگی سه برابر جوانان است، اما بیشترین آمار خودکشی از سن 15 تا 24 سالگی است که در پسران کمی بیشتر از دختران است.


اعتقادات مذهبی : دین و مذهب در خودکشی نقش مهمی دارد . در بسیاری ادیان، خودکشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده و این عاملی است که افراد را از اقدام به خودکشی باز می دارد. به طور کلی آنان که اعتقادات مذهبی پایدار و محکمی دارند کمتر خودکشی می کنند. مسیحیان کاتولیک و مسلمانان آمار کمتری از خودکشی دارند، و یهودیان بیشتراز مسیحیان پروتستان خودکشی می کنند . از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی که دارند و برای هدف و یا اهدافی که دارند به عنوان نوعی قربانی ، برای آن هدف، خودکشی می کنند.


مکان زندگی : آمار خودکشی در روستاها و شهرهای کوچک در مقایسه با شهرهای بزرگ کمتراست و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی باشد؛ همچنین در روستاها و شهرهای کوچک فشارهای روانی کمتری به انسان ها وارد می شود تا در شهرهای بزرگ.


ازدواج : افرادی که ازدواج کرده اند کمتر به فکر خودکشی می افتند و خانواده هایی که فرزند دارند کمتر از خانواده های بدون فرزند خودکشی می کنند. همچنین افرادی که بعد از ازدواج ، زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی که همسر خود را از دست داده اند خودکشی می کنند.


از دیدگاه اجتماعی : افرادی که از نظر اجتماعی منزوی و گوشه گیر هستند و ارتباطات اجتماعی کمتری دارند اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آنها که ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند کمتر به فکر خودکشی می افتند. درحقیقت عدم توانایی دربرقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف اجتماعی و تنهایی ، احتمال اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.


داشتن کار و شغل : کارکردن و داشتن شغل ، خطر خودکشی را کم می کند. بعضی از کارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط کار که خستگی جسمی و روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودکشی را بالا می برد . به همین دلیل است که آمارها نشان می دهد خودکشی در پزشکان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری مانند ورشکستگی ، تنزل مقام و... نیز احتمال خودکشی را بالا می برد.


سلامتی و بیماری : سلامتی و بیماری در خودکشی نقش دارند، افرادی که از سلامت جسمی برخوردارند کمتر اقدام به خودکشی می نمایند. 50 % از مردانی که دچار بیماری سرطان هستند و 70% از زنانی که دچار انواع سرطان و یا انواع دیگر سرطان هستند خودکشی می کنند. به طور کلی بیماری های سخت جسمی و درازمدت ، بیماری هایی که ایجاد معلولیت های حرکتی می کنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند، بیماری هایی که روابط اجتماعی را محدود می نمایند ، احتمال و یا آمار خودکشی را بالا می برند.
منبع: سایت تبیان

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


نگاهی به چرایی خودکشی زنان

نگاهی به چرایی خودکشی زنان
مردها بیشتر از زنان خودکشی می کنند، علل خودکشی زنان و ویژگی های زنانی که مرگ را انتخاب می کنند اما جای تامل دارد. بیش از ۵۰ درصد زنانی که خودکشی می کنند، یک پیت نفت روی سرشان می ریزند و با یک جرقه آتش به سوی مرگ می روند. بیشتر این زنان متاهل هستند، خانه دارند، جوانند و کم سواد.
براساس تحقیقی که توسط امجدی و گنجی در سال ۱۳۷۸ انجام شده، خودسوزی در میان زنان چیزی حدود چهار برابر مردان است. زنان بیشتر در سنین جوانی خودکشی می کنند. همچنین در میان زنان متاهل خودکشی متداول تر از زنان مجرد است (۶۴ درصد متاهل در مقابل ۳۶درصد مجرد). خودکشی در میان زنان متاهل بیشتر به دلیل آزار و اذیت از جانب همسران شان بوده است. آزار همسر به ویژه برای زنانی که در سنین پایین ازدواج می کنند سبب افسردگی می شود و می تواند عامل مهمی در ایجاد انگیزه خودکشی باشد.
عمده زنانی که خودکشی کرده اند بی سواد یا کم سوادند. متاسفانه در کردستان زنان از روش های خشن تر همانند خودسوزی برای خودکشی استفاده می کنند. دکتر حسن زاده، روانشناس نیز عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست شناسی را در افزایش خودکشی تاثیرگذار می داند؛ «با توجه به عوامل اجتماعی هر چه تغییرات در جامعه بیشتر باشد یا بر اساس عوامل فرهنگی، سنت ها و باورهای مردسالارانه در جامعه شدت بگیرد، آمار خودکشی نیز افزایش پیدا می کند.» از سوی دیگر پژوهش ها نشان می دهد زنان خانه دار بیشتر خودکشی می کنند. موسی ملک محمودی، یکی از پژوهشگران طرح پژوهشی بررسی جامعه شناختی زنان می گوید؛ «۴۴ درصد زنانی که اقدام به خود کشی می کنند خانه دار هستند.»
ضیایی، مدیر مرکز بهبود و بازتوانی زندگی زنان اصلی ترین علت این خودکشی ها و خودسوزی ها را خشونت های خانگی علیه زنان می داند؛ «در مناطق عشایری و سنت نشین که باورها و اعتقادات نادرست بیش از سایر مناطق حاکم است میزان خودکشی ها بیشتر گزارش شده است.»
نبود حمایت های اجتماعی مناسب نیز عامل دیگر خودکشی زنان است؛ «زنان در جوامعی که بیشتر نقش خانه داری داشته و تحرک اجتماعی کمتری دارند، بیشتر دست به خودکشی می زنند.»
نتایج گزارش ملی خودکشی زنان که سال ۱۳۷۹ از سوی معاونت امور اجتماعی و توسعه مشارکت های مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری تدوین شده است نیز نشان می دهد؛ زنانی که مورد خشونت و ضرب و شتم و آزار قرار می گیرند به علت عدم آگاهی از قوانین و نیز عدم وجود پشتیبانی کافی قانونی و نقایص قانون و سنت دیرینه سکوت و تحمل که در اجتماع ما غالب است به قدری تحت فشار روحی و جسمی قرار می گیرند که گریزگاهی جز مرگ نمی یابند.
گزارش ملی خودکشی زنان حاکی از آن است که استان های کردنشین کشور در خودکشی زنان در رتبه های اول تا سوم قرار دارند، به طوری که استان کرمانشاه در رتبه اول، استان ایلام در رتبه دوم و استان کردستان در رتبه سوم قرار گرفته است.
این گزارش با تاکید بر اینکه خودکشی به ویژه در بین زنان به صورت یک مساله اجتماعی درآمده است، بیان می کند؛ آمار خودکشی در سال ۱۳۷۵ معادل ۵۸۸ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال ۷۶ به ۴۴۲ نفر و در سال ۷۷ به ۴۵۳ نفر و در سال ۷۸ به ۳۲۴ نفر رسیده است، یعنی بیشترین میزان خودکشی زنان در سال ۷۵ رخ داده است که این میزان در سال ۷۶ کاهش یافته و در سال ۷۷ کمی افزایش داشته و در سال ۷۸ نیز کاهش چشمگیری یافته است. بنابراین کاهش میزان خودکشی زنان را می توان در اکثر استان ها مشاهده کرد. مهمترین یافته های این گزارش حاکی از آن است که به جز استان سمنان که روند خودکشی زنان در آن روندی صعودی بوده در سایر استان های کشور روند خودکشی رو به کاهش بوده است. در استان های کردستان، سمنان، کهکیلویه و بویراحمد، مرکزی، هرمزگان، یزد و سیستان و بلوچستان میزان خودکشی زنان در سال ۷۸ نسبت به سال ۷۷ افزایش یافته، هر چند نسبت به دو سال ۷۵ و ۷۶ با کاهش رو به رو بوده است.
طی چهار سال ۷۵ تا ۷۸ سه استان کرمانشاه، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد از بحرانی ترین استان ها به لحاظ خودکشی زنان محسوب شده و دو استان تهران و سیستان و بلوچستان کمترین میزان خودکشی زنان را به خود اختصاص داده اند. همچنین مشاهده می شود در اکثر استان ها میزان خودکشی مردان بیشتر از زنان است. خودکشی زنان در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.
خودکشی زنان در سایر نقاط جهان نیز روند قابل توجهی دارد. براساس گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۹، بیشترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور لهستان و سپس کشور لتونی و کمترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور مکزیک و شیلی است.
با همه اینها تاسیس خانه های سلامت، مراکز شبه خانواده ، ایجاد خطوط تلفن بحران، مراکز مشاوره یی خانوادگی، اصلاح و ساماندهی مراکز مشاوره قبل از ازدواج، پیش بینی واحد درسی «حقوق و دانش خانواده» در آموزش و پرورش، ارتقای سطح فرهنگ جامعه در خصوص جایگاه شخصیتی زنان، پیش بینی و تشدید مجازات مردانی که به هر دلیل اقدام به همسر آزاری می کنند، تاسیس وزارت یا سازمان رفاه اجتماعی جهت ارائه خدمات کارآمد به افراد آسیب دیده و آسیب پذیر به عنوان راهکارهایی برای کاهش خودکشی زنان پیشنهاد شده است.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


نشانه های قبل از خودکشی چیست؟

نشانه های قبل از خودکشی چیست؟

آگاهی از نشانه های قبل از خودکشی بسیار مهم است . چون اگر این نشانه ها را در فردی [لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.
متوجه شدیم به سادگی از کنار آن نگذریم بلکه با دقت ، مواظب و مراقب وی باشیم و در صورت لزوم او را برای مصاحبه روانی آماده کنیم و یا موضوع را با یک مشاور متخصص مطرح و راهنمایی لازم را دریافت نماییم، و یا برای اقدامات پیشگیرانه و درمان ، آنچه را که
لازم است انجام دهیم . مهم ترین نشانه های قبل از خودکشی عبارت اند از :
1- معمولاً فرد در فکر پایان دادن به زندگی خود است ؛ اغلب در فکر فرو می رود ؛ نسبت به خود و زندگی واطرافیان بی توجه و بی تفاوت می گردد.
2- فردی که می خواهد خودکشی کند، گاهی در صحبت های خود به این نکته اشاره می کند و یا اظهار می دارد که در آینده ممکن است حضور نداشته باشد ( با بیان جملاتی مثل این که " اگر من در بین شما نباشم شما چه خواهید کرد"؟ )
3- آنچه را که اغلب دوست داشته و مورد علاقه او بوده است و برای به دست آوردن آن تلاش فراوان و زحمت زیادی کشیده ، به دیگران می بخشد.
4- ابزار یا وسیله ای را برای انجام خودکشی موفق می خرد و ممکن است به طرق گوناگون آن را از دیگران پنهان نماید ؛ به طوری که اگر دیگران آن وسیله را ببینند تعجب خواهند کرد و اگر از وی پرسیده شود که آن وسیله را برای چه منظوری خریده است با دلایلی ساختگی خواهد گفت برای انجام کاری خاص آن وسیله را خریده است.
5- اکثراً از احساس نارضایتی خود از زندگی و بی وفایی ها سخن می گوید و در همین زمینه به آن چه که از دست داده اشاره می کند مانند: از دست دادن اعتماد به نفس ، از دست دادن دوستان ، از دست دادن کار و...
6- گاهی مقدار زیادی دارو جمع آوری می کند.
7- تغییر رفتار و شخصیت فردی که می خواهد خودکشی کند واضح و مشخص است، به گونه ای که نزدیکان و اطرافیان متوجه این تغییر رفتار و شخصیت وی می گردند.
8- در مواردی که فرد تصمیم جدی برای خودکشی می گیرد، شدیداً افسرده می شود و به طور کاملاً مشخصی سست و کم انرژی می شود.
9- به فعالیت های روزمره اجتماعی، تحصیلی، کاری خود بی توجه می شود ؛ به طوری که گاهی دیگران چنین فکر می کنند که این فرد خود را لوس کرده است.
10- درمورد مرگ و زندگی بعد از مرگ زیاد صحبت می کند.
11- از دوستان و خانواده کناره گیری می کند.
همانگونه که اشاره گردید این حالات را باید جدی گرفت و حتی وی را در بیمارستان بستری کرد ، و تحت نظر و مراقبت های لازم قرار داد.

 

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


بحران خودکشی

بحران خودکشی
آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده اند ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعاً به خودکشی عمل می کنند. بحران خودکشی تجربه ای مغشوش کننده, دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی, تعیین عوامل ایجاد کننده بحران, فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.[لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند. ● چه چیزی به بحران خودکشی منجر می شود؟
یک بحران خودکشی معمولاً توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعه ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال می کنند, ایجاد می شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی, ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت می باشند. زمانی که نظام مقابله ای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد, افسردگی و یأس ناشی از آن می تواند شخص را به افکار خودکشی آسیب پذیر نماید.
● احساسات شخص خودکشی کننده
عموماً شخص در معرض خودکشی به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره گیری می کند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش می یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می شوند. خواب, خوراک و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج می گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند, در خواب مشکل داشته باشد, کلاس درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم, آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می گیرد.
● شیوه های مواجهه با افکار خودکشی
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت, برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت (توجیه) زندگی (زنده ماندن) است.
۱) ترسها، ناکامی ها و نگرانی های خود را با والدین, دوست, همسر, استاد, مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید. اگر شما راه حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راه حلی وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغاز کننده فرایندی است که از طریق آن نیرو, امید و احساس ارزشمندی مجدداً ایجاد شده و به کشف راه حل های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می گردد. اگر افکار خودکشی پیش از چند روز طول کشید, کمک حرفه ای و تخصصی الزامی خواهد بود.
۲) آنچه را که موجب ناراحتی شما می شود بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این, چگونگی رویارویی تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام می دهید, دریچه ذهن خود را برای راه حلهای دیگر باز می گذارید.
۳) افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص, تقصیرها و بدبیاری های زندگی خود تعمق و تفکر نمائید، خود پنداره و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر اسنادها, توانایی ها و مشارکت های شخصی مثبت, نگرشی متعادل در مورد خود و توانایی هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید. [لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.
۴) کسانی را که در صورت کشتن خودتان زندگی آنها آسیب خواهد دید, مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است, کاری سخت است. بهرحال, ما همه در شبکه های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطه ای معنی دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب می آئید (برای دیگران مهم هستید), ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را بهتر سازید.
زندگی در دوره هایی از زمان سخت می گردد, همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود.
اگر شما از افسردگی, ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید, مطمئن باشید که مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک کننده خواهد بود.
● پیشگیری از خودکشی!؟چرا مردم خودکشی می کنند؟
خصوصیت مشترک ما بین افرادی که اقدام به خودکشی می کنند داشتن این باور است که خود کشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودکشی ،آشفتگی ومشکلات عاطفی به حدی شدید می گردند که فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشکل خود ناتوان می سازند. رحالی که راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.
همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی کسی ونا امیدی را تجربه می -کنیم .مرگ یکی از اعضای خانواده وشکست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما بوجود می -آورند.ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجائی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هرکدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .
درتشخیص این که آیا واقعا ٌفردی قصد خودکشی دارد لازم است این موقعیت بحرانی ،از دیدفردمورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای که شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد.
بدون توجه به ماهیت بحران ،اگر کسی احساس می کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.
● علائم خطر
حداقل ۷۰ درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها وحاد بودن مشکلات فرد میتواند د ر پیشگیری از چنین تراژدیهایی کمک کننده باشد. اگر شما فردی را می شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست درامتحان دچار مشکل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون « دلم می خواهد خودم را بکشم »یا « نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشکلات را تحمل کنم » ،یا اینکه «من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد» یا« اخیرا طوری رانندگی می کنم گوئی واقعا برایم اهمیت نداردچه اتفاقی برایم پیش بیاید.» دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع میگردانند.بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی ونا امیدی شدید می تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانهٔ درخواست کمک از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می باشد. [لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.
بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود ومرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند .آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره گیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند.
چنین تغییرات ناگهانی وشدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .
● باورهای غلط وحقایقی راجع به خودکشی
▪ باور غلط : فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند .
ـ حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی که خودکشی می‌کنند ویا اقدام به خود کشی حقیقت : اغلب مواقع عکس قضیه درست است ،کسانی که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.
▪ باور غلط :کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .
ـ حقیقت :بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گر فته‌لند .کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.
▪ باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.
ـ حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارهٔ مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
● چگونه میتوان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود:
اغلب خودکشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :
ـ خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای درکار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درک،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.
ـ بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع کمکی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودکشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
ـ فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله واقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی وتصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید وراجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.
ـ از دیگر افراد کمک بگیرید.علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید،سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشکل دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید ونسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.
▪ اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودکه: [لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.
بحران منجر به خودکشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .کمک همیشه در دسترس شماست .
خیلی کسانی که خودکشی کرده‌اند افراد با هوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته وموقتا دچار آشفتگی وپریشانی احوال شده‌اند .
ـ باور غلط : کسا نی که یک بار اقدام جدی برای خودکشی داشته‌لند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند .

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


تحقیقی تازه در با ره ی از شا یعتر ین بیما ری روانی عصر ما

تحقیقی تازه در با ره ی از شا یعتر ین بیما ری روانی عصر ما پژوهشگردکتر مهدی نوری
.................................................. .................................................. ...................
ارز یا بی خود کشی در مبتلا یا ن به
.................................................. .................................................. ....................
افسرُدگی روانی
.................................................. .................................................. ....................
اگر چه امروز بیما ریها ی عفو نی واگیر مانند طا عون آبله ,سیفلیس ,مالاریاوتب زرد که در گذشته سبب مر ک ومیر وحشتناک آدمیا ن میشد تحت کنترل در آمده ودر بسیاری از مناطق جهان بیش از نا می از آنها باقی نما نده است اما بجای آنها بیما ریهایصنعتی ,حر فه ای که با بکار گرفتن ماشین آلات و تجهبزات تکنو لوژی, وبعبا رت دیگر زندگی در دنیای جدید ,شیوع یا فته چشمگیر می با شد پیشرفتها تکنولوژی در قرن بیستم با عث شده است که در سا ختمان ,
روش و میدان فعا لیتها تغییرات بنیانی و متدی ایجا گردد بعلت این تغییرات بشر قرن بیستم احساس کرد که دیگر نمیتو اند ما نند عصر مفرغ ودیگر اعصار زندگی نما ید ,نتیجتا خود را ناگزیر دید که همراه با پیشر فتها ی تکنو لو ژی وزندگی شهری وبر اساس آن,زندگی اش را ترتیب وادامه دهد البته با ید در نطر داشت که تکنو لو ژی برای اکثر مردم مسا یل ویژه ای
را عنوان نموده ودر واقع یک نو تمد ن تکنو لوژی را مطرح کرده است بطوریکه فا بل مقا یسه با هیچ یک از ادوار تا ریخی نمیباشد حال با ید دید که تکنو لوژی برای بشر چه ار مغانی
را بهمراه آورده است زیرا بد یهی است که تکنو لوژی ضمن اینکه مسا یلی را حل نمده مشکلا تی را نیز ایجاد کرده است عده ای از دا نشمدان معتقد ند که تکنو لوژی با عث تو سعه اقتصادی در بسیاری از کشورها شده وبعلل اقداماتی که در نتیجه تکنو لوژی صورت گرفته تا مین و رفاه افراد بشر بیشتر شده است اما در مقابل این عقیده عدهای دیگر بر این با ورند که تو سعه اقتصادی خود مخا طرات زیادی برای بشر ,بویژه برای عده ای از کشور ها ,بوجود آ ورده وجنگهای بزرک و ویرانیهای عظیم , اکثر ا نتیجه پیشر تکنو لوژ ی میباشد بعلاوه ذرست است که مثلا تکنو لوژی با عث پیشرفت بهداشت عمو می گردیده ودر بهبود زندگی مردم مو ثر واقع شده است اما ملا حظه میشود که در کشورهای با صطلاح عقب افتاده که بطور نا قص تحت تا ثیر تکنو لوژی قرار گرفته اند مردم در وضع نا منا سب اقتصا دی ورفا هی بسر میبرندبهر صورت آنچه که مسلم است تکنو لوژی وتحو لات دایمی وسر یع سبب شده است که ترس وتشویش و اضطراب واحساس عدم رضا یت در بین بسیاری از مردم منجر به کشمکشها وفشار های روانی گردد کشمکشهاحتی بیش از محرو میتها سبب شکاف ودر هم ریحتن مکانیسم های دفا عی بشر شده وبا در گیرشدن {من}
Ego
تشو یش واضطراب و نگرانی وافسردگی شدت میبا د بهمین جهت در زمان ما بیما ریها ی جسمی د یگر بشر را آ زار مید هد افسردگی روانی یکی از بیمار یهای روانی شا یع عصر ما میباشد که قسمت اعظم روانپز شکی را تشکیل میدهد این حا لت که از لحاظ پز شکی به کا هش تنوس روانی که بر روی خلق و رفتار واحساس فرد اثر می گذارد اطلاق میشود نتجه اضطراب ,نگرانی,تشویش و تر دید مداوم میباشد که با شدت گرفتن آن و تشدید دور نگرانی افسردگی ,مسئله خود کشی مطرح میگردد در افسر دگی فعا لیت و اراده وقا بلیت حیاتی وجسمانی واعتماد به نفس کاهش یا فته وعلائمی چون خستگی بی میلی ,کم خوابی ,نا امیدی ,تو هم واحساس گناه نیز چشم********** میشود فر افسرده شده با درون گرائی دارای خلق وخوی افسرده شده ومو جی از غم واندوه بر او سایه میا فکند در چنین حا لا تی نشاط وعلاقه جای خود را به اضطراب ونگرانی ونا خوشنودی میدهد وبیمار با از دست دادن علائق شغلی واجتماعی وفردی روز نه امید را بروی خود بسته وبطرف مرحله یاس ونا امیدی مطلق گام بر میدارد تا اینکه در نهایت تنها روزنه نجات خود را خود کشی و مرک می بیند
.................................................. .................................................. ..............
اتیو لوژی افسردگی
.................................................. .................................................. .............
مطا لعا تی که برای تو جیه علل افسردگی بعمل آمده حاکی از آ نست که ژ نتیک عوامل محیطی,فرهنک,نژاد وشخصیت وبیو شیمیهر کدام سهمی در بروز افسردگی دارند برخی از اهمیت خاصی بر خورداراست لکن بروز بیماری به عوامل محیطی وزمینه مساعد بستگی دارد حتی تحقیقا تی که در باره دو قلو ها بعمل آمد نشانگر آن است که با تا ئید فرضیه ها ی ژ نتیک با یستی خانواده فر هنک,محیط عوامل اقتصادی واجتماعی را نیز در بروز افسردگی موثر دانست پژوهشها ئی که در پی تجویز داروئی بنام رزرپین وبر خی داروها ی دیگر که برای کنترل ودرمان ازدیاد فشار خون بکار میرودند انحام شده نشان میدهد که این داروها میتوانند سبب بروز علائم افسردگی شوند رزرپین که نور آدر نا لین وه هیدراکسی تریپتا مین5
TH
با فتها را تخلیه میکند میتوان تظا هر افسر دگی های بسیار شدید وتا مرز خود کشی را با عث شود مطا لعا ت تجر بی نشان دادهاست که پس از تجویز رزرپین سروتو نین ونور آدر نالین مغز بکلی از بین رفته ودر پی آ ن افسردگی ظاهر شده است ه هیدراکسی تریپتا مین از تر یپتوفان موحود درغذا سنتز میگردد ودارای اثر مهار کننده مو نو آمین اکسید از بوده واز افسردگی جلوگیری میکند به این ترتیب نتیجه گرفته میشود که هر گاه آنزیم مو نو آ مین ا کسید از مهار نشود افسردگی در دذجات مختلف تظا هر میکند تا ثیر برخی داروهای ضد افسردگی که سبب ایجاد حالت تحر یکی میگردد از این جهت قابل تو جیه میباشد که مشخص گردیده پس از مصرف باز دار نده ها ی مو آ مین ا کسید از
MOI غلظت نو آدر نا لین و 5TH در مغز افزایش یافته وسبب بهتر شدن خلق وخوی بیمار میگردد بحث در باره این داروها از حو صله این مقاله خارج بوده و احتمالا در آینده جداگا نه مورد برسی قرار خواهند گرفت
.................................................. .................................................. ....................
وا کنشهای افراد افسرده
.................................................. .................................................. ....................
هر فردی در زندگی خود ممکن است گهگاه دچار افسردگی وغم واندوه ونا امیدی بشود .اما از
آنجا که چنین حا لاتی در افراد سا لم زود گذر وموقت میباشد تحت عنوان افسردگی یا بیماری قرار نمیگیرد .پیش آمد ها ی نا مناسب ،ضربه های عا طفی ،از دست دادن عزیزان ونیز اشیاء مورد علاقه ازمتداولترین علل افسردگی بشمار میآید .این چنین افسردگیها ونیزافسردگی در پی شکستها ی عشقی ،ترک وطن،باز نشتگی بارداری وبرخی از آزارها وبیماریهای جسمی در زمره افسردگیها ی واکنش یا ثانوی طبقه بندی شده که ممکن است در وضعینها ی خاصی به انسان دست دهد
علا ئمی که در افسردگیهای خفیف چشمگیر می باشند عبارتند از آبستنی ،نگرانی ،بیخوابی،اضطراب ،کاهش اراده وعدم توجه به علائق زندگی که در جریان افسردگی بیمار میل به کناره گیری از دیگران داشته وتنهائی وبیحرکتی را به حضور در جمع وفعا لیت ترجیح میدهد.معمولا بیخوابی وآشقتگی خواب شبانه بیمار نشانه اضطراب وکشش درونی وی میباشد .درافسردگی های شدید بیمار دارای ظا هری اندوهناک ،دلسرد وبتمام معنی افسرده شده وجهراش بطور مسخص غمگین بنظر میرسد .خستگی ،کسالت ،کند روانی نیز از جمله علائمی هستند که در ابن مرحله مشاهده میشوند.مهمتر از همه بیمار از اضطراب وبیقراری خاصی رنج میبرد ودر جنین وضعیتی فقط روزنه های تاریک زند گی را نگاه میکند .بعلاوه بی اشتهائی ،کم غذائی ،کاهش میل وقدرت جنسی ،اختلال در قاهدگی ،دلسردی وکناره گیری درمراحل مختلف افسردگی مشاهده میگردد.در مراحلی از افسردگی شدید بیمار افکارنادرستی را نیز به حالات با اضافه میکند که سبب رنج بیشتر خود را فراهم مینماید .در این مرحله بیمار بصورت افسرده هذیا نی در آمده ونتیجتا خود را فردی گناهکار بی ارزش ومقصر ومجرم دانسته وبراساس این تخیلات خود را مستحق مجازاتها ی شدید میداند.همچنین ممکن است در ذهن بیمار افکاری چون وقوع اتفا قا ت سمگین از قبیل زلزله ،تصادفات سخت فمرک ومیر فجیع خانوادگی وافکار مشابه بوجود آید .ترس از بیماریهای خطرناک چون سرطان ،فلج ،سوزاک وسفلیس وغیره نیز گروهی دیکر از بیماران افسرده را رنج میدهد .درچنین مرحله ای است که بیماران افسرده با از دست دادن تمام امیدها فقط مرک را امید مطلوب خود میشناسند . بر خی از افراد نیز برای جلب توجه دیگران از علایم افسردگی خود استفاده کرده وغا لبا با تظاهر به خودکشی اطرافیان را متوجه یاس وبد بختی خود میکند اصولا میتوان گفت که جز در افسردگی های خفیف اکثر بیماران افسرده میل به خودکشی داشته ئبسیاری از آنها مرک راتنها امید خود میدانند .بد یهی است در چنین وضعیتی انجام اقداماتی برای تقویت روحیه وبر انگیختن حس اعتماد به نفس در بیمار ان مبنی بر اینکه خود کشی احمقانه وکار بیهوده ای است با شکست توام خواهد بود. از این رو با یستی بطور دایم از چنین بیمارانی مراقبت نمود وتا زمانیکه کاملا در مان نشده اند آنها را تحت نظر داشت.اهمیت این مراقبت زمانی بیشتر احساس میگردد که بدانیم اکثر بیماران افسرده در این حالت سعی دارند یاس وبد بینی ونو میدیخود را به اطرافیلن خویش نیز انتقال داده وآنها را نیز به خو دکشی تشویق نمایند. از این رو گرایش خود کسی که اکثر بیماران افسرده را تهدید میکند ،با یستی جدی تلقی شده وچگو نگی کنترل آنان دقیقا ارزیابی وبمر حله اجرا گذاشته شود .بدهی است وصعیت ونوع افسردگی و شخصیت بیمار در این ارزیابی از اهمیت خاصی بر خوردار است .متا سفانه تشخیص دقیق افسردگی نزدیک به خود کسی وارزیابی آن چندان آسان نبوده ومانند تشخیص بیماریها ئی چون سل ورما تیسم وسیفلیس نمیبا شد که با استفاده از معیار های آزما یشگا هی ورادیو گرافی بیماری تشخیص داده شود .بررسیها ئی که بعمل آمده حاکی از آنست که بیمار وقتی اقدام اساسی به خود کشی میکند که دیگرهیچگونه روزنه امیدی برایش باقی نمانده باشد .از این رو مشاهده میشود که افراد مجرد ه طلاق گرفته .افراد مسن که همسر خود را از دست دادهاند ونیز آنهائی که مبانی محکم مذهبی ندارند بیشتر خود کشی های موفقیت آمیز داشته اند .نوع خود کش ها بسته به وضعیت روانی بیمار ،سابقه وشخصیت او ونیز در دست داشتن وسیله برای خودکشی از خود کشی بوسیله سموم مختلف تا طناب برای حلق آویز کردن ویا گلوله وگاز متغیر است که خود به مقاله جدا گانه ای نیاز دارد.آنچه اهمیت دارد اینستکه افکار خود کشی در افراد افسرده مورد ازیابی قرار گیرد واقدامات لازم برای منصرف کردن آنان از خودکشی بعمل آید .ارزیابی افکار خود کشی بایستی از طریق تماس و کنترل وتحقیق از /انان وبستگان این افراد صورت گیرد .زیرا در چنین حالاتی با آگاهی از خصو صیات وعواطف بیمار میتوان درجه گرایس به خود کشی را شنا خت وآنگاه این گرایش را کاهش داد .خو شبختانه افسردگی ،بر خلاف دیگر بیماریها یروانی به قوای عقلانی بیمار چندان آسیب دایمی نمیر ساند واز این رو همیشه امکان بهبود اینگونه افراد وجود دارد که در این باره در آینده بیشتر گفتگو خواهیم کرد
مجله دانشمند..........

 

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


افسردگی و پیامدهای ناشی از آن از جمله مهمترین عوامل خودکشی جوانان هستند.

خبرگزاری دانشجویان ایران _ کرمان


افسردگی و پیامدهای ناشی از آن از جمله مهمترین عوامل خودکشی جوانان هستند.

محمد برشان، یک محقق در زمینه مسائل اجتماعی در گفتگو باخبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) منطقه کویر،در خصوص پدیده خودکشی درجامعه گفت: تاریخچه خودکشی را می توان هم سابقه با تولد انسان دانست بطوریکه در برخی جوامع اولیه بشری به عنوان پدیده ای مزموم و شایسته مجازات شناخته می شود اما بررسی خودکشی به منزله یک پدیده اجتماعی جدی از دو - سه قرن پیش توسط پژوهشگران اروپایی آغاز شده است.

وی افزود: در کشورهای اروپایی عبور از زندگی سنتی و ورود به زندگی صنعتی بر آمارهای مربوط به خودکشی افزود تا جامعه شناسان و روان شناسان غربی در جستجوی عوامل خودکشی برآیند اما خودکشی در یکی دو دهه اخیر بار دیگر بطور خاص مورد توجه پژوهشگران و دولتمردان کشورهای مختلف قرار گرفته است.

برشان در ادامه اظهار داشت: این بار عامل این جلب توجه افزایش آمارهای مربوط به خودکشی و تغییر گروه سنی قربانیان از میانسالان و سالمندان به نوجوانان و جوانان بود که روز جهانی پیشگیری از خودکشی بهانه ای شده تا در همه کشورها به این مقوله توجه شود.

وی تصریح کرد: در ایران در مورد پدیده خودکشی هنوز برخی جوامع مربوط تصمیم به پذیرش صورت مساله نگرفته اند چه برسد به اینکه به فکر چاره اندیشی برای این بحران باشند به همین خاطر است که هیچ آمار رسمی و دقیقی در مورد قربانیان خودکشی در ایران وجود ندارد آمارهای موجود علاوه بر اینکه تناقض هستند غیرواقعی نیز بنظر می رسد.

برشان ادامه داد: آغاز دهه چهل را می توان نقطه شروع مطالعات جامعه شناختی در خصوص خودکشی در ایران به حساب آورد در پژوهشی که در سال 1341 صورت گرفته است زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می کنند ،زنان و مردان متاهل بیشتر از زنان و مردان مجرد خودکشی می کنند و زنان همسردار بیشتر از مردان همسردار خود را می کشند.

وی اضافه کرد: خودکشی با تریاک از خصوصیات منطقه ایران است در گزارشی که در سال های 47- 1345 صورت گرفته است خودکشی زنان دو گروه سنی 15- 9 ساله بیشتر است اما بیشتر خودکشی های مردان مربوط به فاصله سنی 34- 15 ساله می باشد اختلافات خانوادگی مهمترین انگیزه و مسائل اقتصادی دومین دلیل معرفی شده است
برشان گفت: هم اکنون آمارهای ارائه شده به سازمان بهداشت جهانی میزان خودکشی در ایران را سه در هزار برای زنان و یک در هزار برای مردان نشان می دهد شواهد گوناگون این آمارها را نزدیک به واقعیت سنی دارند آمار وزارت بهداشت از انجام حداقل 13 خودکشی در روز با میانگین سنی 29 سال خبر می داد طبق این آمار نسبت خودکشی مردان به زنان دو و نیم به یک و گاه 4 و نیم به یک است.

وی افزود: هرچند که آمار خودکشی در ایران نسبت به بسیاری از کشورها در رده پایین تری قرار دارد اما مقایسه این آمارهای ثبت شده سال های گذشته در ایران رشد قابل توجهی را نشان می دهد بطوریکه ارقام از سالی چند صد خودکشی به چند هزار خودکشی رسیده است.

برشان در ادامه اظهار داشت: طبق اطلاعات وزارت کشور انگیزه خودکشی در مواردی مانند اختلافات خانوادگی، تحصیل و ازدواج، شکست و ناامیدی، فقر و تنگدستی، اختلال حواس، برملا شدن حقایق و اسرار، ترس از مراجعه خانواده بخصوص در زنان بعد از ازدواج، استرس و فشارهای لحظه ای و و روحی و روانی، تنهایی، عشق و تمایلات شدید عاطفی، اعتیاد به موادمخدر و اعتیاد به مواد توهم زا و الکل تقسیم بندی شده است.

وی تصریح کرد: سهم خودکشی با انگیزه اختلافات خانوادگی بین 41 تا 32 درصد بوده و بعد از آن شکست و نوامیدی در صدر جدول قرار دارد ، از لحاظ مسائل جنسی اقدام به خودکشی مردان 8 برابر زنان است بخصوص مردان مجرد که افزایش رشد خودکشی در آنان بیشتر از زنان مجرد است.

وی اضافه کرد:افسردگی و پیامدهای ناشی از آن از جمله مهمترین عوامل خودکشی در راه جوانان هستند بر اساس تحقیقات انجام شده بیش از یک چهارم زنان ایرانی در مراحلی از زندگی افسردگی را تجربه می کنند که از بین یک سوم از این زنان افسرده میل به خودکشی وجود دارد.

برشان به آمار خودکشی در سال های اخیر اشاره کرد و گفت: در سال های اخیر آمار خودکشی در قشر خاصی از جوانان یعنی دانشجویان هم رشد قابل توجهی داشته است یکی از بحران هایی که بیشتر در محیط خوابگاه و برای دانشجویانی که دور از محیط خانواده هستند اتفاق می افتد خودکشی است آمار غیر رسمی حاکی از بالا بودن تعداد خودکشی و گسترش افکار خودکشی دربین دانشجویان است.

وی افزود: با وجود اینکه به نظر می رسد آمار خودکشی در سطح دانشگاهها به شکل قابل توجهی در حال افزایش است دانشگاهها از ارائه آمار دقیقی در این مورد خودداری می کنند شکست در امور تحصیلی، ناتوانی در تامین شهریه دانشگاه و فشارهای عصبی ناشی از زندگی در محیط خوایگاه از مهمترین عوامل هستند که میل به خودکشی در بین دانشجویان افزایش می دهد.

وی در ادامه اضافه کرد: بیشتر این خودکشی ها به شیوه خودسوزی انجام می شود که اکثراً به مرگ قربانی منجر می شود ، کهکیلوئیه و بویراحمد و گلستان هم خودسوزی در سطح گسترده ای اتفاق می افتد.

وی اظهار داشت: در این استان 85 درصد از کسانی که خودسوزی کرده اند اختلافات خانوادگی با همسر و یا دیگران را عامل اصلی می دانند . 88 درصد نمونه های این تحقیقات را زنان تشکیل می داده اند که 41 درصد آنان در گروه سنی 10 تا 19 ساله قرار داشته اند و 63 درصد اظهار داشته اند که مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته اند 58 درصد احساس نا امیدی و بی ارزشی داشته اند و 55 درصد مورد ضرب و شتم قرارگرفته اند.

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


خودکشی‌های قابل درمان

خودکشی‌های قابل درمان
شما فکر می‌کنید می‌شود جلوی خودکشی‌ جوانان را گرفت؟ با نصیحت کردن جوان؟ با بستن او به تخت؟ با قفل کردن در خانه روی او؟ با جمع کردن هرچیز نوک‌تیزی که توی خانه پیدا می‌شود؟
یعنی هیچ راه منطقی‌تر و مؤثرتری از این‌ها وجود ندارد؟ فکر نمی‌کنید ممکن است خودکشی یک علت قابل درمان داشته باشد؟
به گفته روان‌پزشکان، افسردگی یک عامل مهم در اقدام به خودکشی در هر سن و سالی است که می‌توان به خوبی آن را درمان کرد. اما تازه‌ترین مطالعات نشان می‌دهد اکثر افرادی که خودکشی کرده‌اند، آن هم خودکشی موفق، داروهای ضدافسردگی مصرف نکرده‌اند.
به گزارش رویترز، محققان دانشگاه کورنل در آمریکا، با بررسی کالبدشکافی پس از مرگ، در بیش از هزار و 400 مورد خودکشی در نیویورک، به این نتیجه رسیده‌اند که تعداد کمی از این افراد، در هنگام مرگ، دارویی مصرف کرده‌اند.
البته علت اصلی این مطالعه، این بوده که برخی محافل علمی در مورد خطر خودکشی با داروهای ضدافسردگی، به ویژه داروهای موسوم به «ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای» هشدار داده بودند؛ چرا که مصرف تعداد نه چندان زیادی از این قرص‌ها، و عدم درمان مناسب مسمومیت ناشی از آن، می‌تواند باعث عوارض جدی یا حتی مرگ هم بشود.
به همین جهت سازمان غذا و داروی آمریکا،
FDA
، چندی پیش قانونی تصویب کرده بود که روی جعبه این داروها، جمله‌ای مبنی بر احتیاط بیشتر در هنگام مصرف، و بالا رفتن احتمال مرگ ناشی از مسمومیت، درج شود.
این جمله می‌توانست برای برخی از مصرف‌‌کنندگان این شبهه را به وجود آورد که این داروها می‌توانند سبب بالا رفتن احتمال خودکشی شوند؛ درحالی که اتفاقا موضوع کاملا برعکس است.
مصرف نکردن داروهای ضدافسردگی و قطع مصرف آن، می‌تواند موجب عود علائم افسردگی شود و این یعنی بیشتر شدن میل فرد به خودکشی.در مطالعه این محققان، در بررسی علت و نحوه خودکشی این عده از جوانان آمریکایی، مشخص شده که 4/30 درصد از آنان به‌دلیل سقوط از بلندی، 8/27 درصد به وسیله آویختن خود به دار، 6/37 درصد با استفاده از خودسوزی و تنها 1/9 درصد به‌دلیل مسمومیت دارویی، از انواع مختلف داروها و نیز مواد‌مخدر، خود را از بین برده‌اند.
این مطالعات که در نشریه «روانپزشکی بالینی» چاپ شده، نشان می‌دهد که احتمال اقدام به خودکشی، با استفاده از قرص و دارو، اعم از داروهای ضدافسردگی و داروها و مواد دیگر، کمتر از علل دیگر است و ای‌بسا اگر سایر جوانانی که با استفاده از وسایل دیگر، خود را از بین برده‌اند، به موقع به روان‌پزشک مراجعه می‌کردند و پی‌گیر درمان خود می‌شدند، شاید این مرگ‌ها نیز اتفاق نمی‌افتاد.
متأسفانه باورهای غلطی که در مورد داروهای ضدافسردگی و اصولا درمان‌های روانپزشکی وجود دارد، موجب شده است مراجعه به روانپزشک، خیلی دیرتر و کمتر از آنچه لازم است انجام شود و این موضوع می‌تواند عوارض جدی را، چه برای فرد چه برای خانواده و جامعه او، به‌دنبال داشته باشد.
همشهری آنلاین

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


خودکشی...

خودکشی...

ساعت 1.34 دقیقه ی نیمه شب بود. قبل از اینکه در خانه را باز کنم احساس کردم که امشب مثل

بقیه ی شبها نیست. وقتی وارد خانه شدم یادم افتاد که ماههاست که از این زنگی یکنواخت خسته

شدم. خدا شکر کردم که همه خوابند چون حوصله هیچ کدامشان را نداشتم. یادم افتاد که چند

ماهی است که مطمئن شدم که خدا ساخته انسانهاست برای سرگرمی در وقت تنهایی. به عادت

قدیمی ام خندیدم. ناگهان چیزی در ذهنم درخشید. یک هیجان یک تجربه ی تازه! یاد حرف پدرم

افتادم که همیشه همه چیز را نباید تجربه کرد. یک لحظه از فکرم خوشم آمد! چه احساس غریبی!

به نظرم رسید که الان بهترین فرصت برای عملی کردن این فکر است. به حمام رفتم و در وان

اب گرم غوطه ور شدم. یک سیگار برداشتم و بدون توجه به حساسیت پدر و مادرم آن را روشن

کردم. انگار دیگر برایم مهم نبود که بوی سیگار در خانه میماند و همه مرا سرزنش میکنند.

ساعتها آنجا نشستم و به موسیقی گوش دادم و فاغ از زندگی فقط به نقشه ام فکر میکردم.

نمیدانم چقدر آنجا و در آن حال بودم. نمیدانم چقدر سیگار کشیدم. نمیدانم چند بار کل زندگی ام را

دوره کردم. وقتی از وان بیرون آمدم احساس غریبی داشتم. احساس میکردم خیلی سبک شدم.

آرامش عجیبی داشتم. به اتاقم رفتم و روی تختم دراز کشیدم. ساعت 5.34 دقیقه بود. دائماً به

عملی کردن نقشه ام فکر میکردم. چشمانم را روی هم گذاشتم تا شاید خوابم ببرد. ناگهان با

صدای جیغ یک زن چشمانم را باز کردم. مادرم بود! ساعت 7.34بود. هرچه به ذهنم فشار آوردم

نتوانستم برای این کارش یک دلیل منطقی پیدا کنم. با صدای او همه بیدار شدند. من هم مثل بقیه

به سمت حمام جایی که مادرم نشسته بود رفتم. خواهرم مات و مبهوت کنار مادرم که به شدت

گریه میکرد نشست و پدرم ازعصبانیت قرمز شده بود و میگفت پسره ی بی شعور کثافت.... فکر

کردم حتماً با من است ولی نفهمیدم چرا اینقدر به من بی اعتنا بود! وقتی به داخل حمام رفتم خودم

را دیدم که آرام داخل وان خوابیده بودم. یادم افتاد که دیشب نقشه ام را عملی

نویسنده : رسول ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
پيام هاي ديگران () +


بیان مهم‌ترین تاکتیک‌های یک زندگی موفق که می‌تواند تحولی شگرف در زندگی ایجاد نما

بیان مهم‌ترین تاکتیک‌های یک زندگی موفق که می‌تواند تحولی شگرف در زندگی ایجاد نماید، در قالب 7 تاکتیک راهبردی.

انسان‌های هدفمند و موفق همواره دنبال راهکارهایی می‌گردند تا با سرعت و کیفیت بیشتری اهدافشان را محقق و زندگی زیبایی را برای خود و اطرافیانشان مهیا نمایند.
هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی لازمه یک زندگی موفق و با نشاط است و افرادی که به دنبال خوشبختی و سعادت می‌گردند قطعاً باید برای رسیدن به این نعمت بیکران، هدفمند و باانگیزه حرکت کنند.

آرامش و نشاط از اهداف متعالی یک زندگی موفق است که برای رسیدن به آن می‌بایست تاکتیک‌ها و راهکارهای معینی را تدوین و براساس آن یک زندگی آرام و با نشاط را ایجاد نمود. در این مقاله مهم‌ترین تاکتیک‌های یک زندگی موفق که می‌تواند تحولی شگرف در زندگی شما ایجاد نماید را در قالب 7 تاکتیک راهبردی بیان خواهیم کرد.


1 - ذهن را سرشار از موفقیت و پیروزی نماییم

انسان‌هایی در صحنه زندگی و کار موفق و پیروز خواهند شد که در ابتدا این موفقیت و پیروزی را در ذهن خود ترسیم کرده و با تصویری کاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق اهدافشان حرکت نمایند و اطمینان داشته باشند که پیروز خواهند شد.
آنچه را که ذهن بتواند تصور و باور کند قابل دستیابی است به شرطی که با ذهنیتی همواره مثبت توأم باشد و افکار منفی آن را مخدوش نکند، پس بیاییم مسیر زندگی خود را بر مبنای باورهای مثبت و یک روحیه عالی طراحی کرده و با امید زیباتر شدن زندگی خود و اطرافیانمان از فرصت‌های طلایی زندگی نهایت استفاده را نماییم.


2 - دیگران را ببخشیم و با آنها مهربان باشیم

بخشش و مهربانی از صفات زیبای خدای متعال است و انسان‌هایی که با چنین خصوصیتی در صحنه زندگی حضور دارند، در واقع آرامش عمیقی را برای خود مهیا می‌سازند؛ چرا که وقتی انسانی از بخشش دیگران امتناع کند در واقع ترجیح می‌دهد در غم و غصه‌های گذشته باقی بماند و همواره کینه دیگران را در دل داشته باشد.
عفوکردن دیگران در واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آینده‌ای زیباست. وقتی که ما با دیگران مهربان باشیم و به راحتی آنها را ببخشیم، آنها نیز تغییر کرده و رفتار خود را تصحیح می‌نمایند؛ پس انتخاب همیشه با ماست که مهار زندگی خود را به دست بگیریم و در حال زندگی کنیم و یا اینکه خود را در لجاجت‌‌ها و پریشانی‌های گذشته زنجیر کنیم.


3 - انتظار قدردانی و سپاسگزاری نداشته باشیم

در یک زندگی موفق می‌بایست همواره اندیشه از خود گذشتن و ایثار کردن جاری باشد ولی در قبال کارهایمان نباید انتظار قدردانی و سپاسگزاری از دیگران را داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح علیه‌السلام در یک روز 10مریض را شفا دادند ولی فقط یک مریض از ایشان تشکر کرد.
اگر اندیشه ما لذت بردن از کمک به دیگران باشد، دیگر به دنبال لذت تشکر و قدردانی نمی‌رویم و بدانیم که در این عالم چیزی محو و نابود نمی‌شود چرا که اگر امروز شما خدمتی به دیگران انجام دهید، در زمانی دیگر این محبت به بهترین شکل به شما برمی‌گردد.

4 - همیشه شکرگزار باشیم

انسان‌هایی که به داشته‌هایشان فکر می‌کنند، آرامش و نشاطی نصیب‌شان خواهد شد که پیوسته باعث افزایش این نعمت‌ها در زندگی‌شان می‌شود. اما در مقابل افرادی که همواره به نداشته‌هایشان می‌اندیشند آنچنان اضطراب و استرسی به همراه دارند که هر روز وضعیت‌شان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد.
شکرگزاری به درگاه خدای مهربان نه تنها از دیدگاه اعتقادی قابل تحسین است بلکه از نظر علمی نیز اثبات گردیده که انسان‌های شاکر زندگی آرام و موفقی دارند چرا که انسان جذب کننده بیشترین و شایع‌ترین افکار خویش می‌باشد و اگر به زیبایی‌ها و نعمت‌های اطرافش بیندیشد،‌ نعمت‌های بیشتری را جذب خود می‌نماید؛ پس با شکرگزاری‌ به درگاه خدای مهربان و تفکر درباره داشته‌های خود، موجی از نعمت‌ها و برکات را به زندگی خود هدیه نماییم.


5 - از مشکلات استقبال کنیم

مشکلات، سازه‌های یک زندگی موفق هستند به شرطی که نحوه رویکرد ما به آن نگرش حل مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشکلاتی که در زندگی ما پیش می‌آید همواره این سؤال را مطرح نماییم که «این رویداد برای ما چه پیام مثبتی داشته است؟» با چنین نگرشی، زندگی با مسائل و مشکلاتش معنای زیبایی پیدا می‌کند و در واقع موفقیت و پیروزی ما در صحنه زندگی، حل مشکلات اطرافمان می‌گردد.
بعضی از انسان‌ها در هر فرصتی به دنبال مشکل می‌گردند، ولی انسان‌های موفق در هر مشکلی به دنبال فرصت می‌گردند و به قول دیل کارنگی اگر تقدیر زندگی در مسیر آنها یک لیموترش هم قرارداد از آن شیرین‌ترین شربت زندگی را تهیه می‌کنند و با عشق می‌نوشند. یادمان باشد که مشکلات دامنه ذهن ما را وسعت می‌بخشد و توانایی‌های ما را برای رسیدن به پیروزی‌های بزرگتر افزایش می‌دهد.


6 - دیگران را شاد کنیم

شادی و نشاط لازمه یک زندگی موفق و پویا است و اگر انسانی دارای روحیه مثبت نباشد نمی‌تواند در مواجهه با مسائل مختلف زندگی با تدبیر و اقتدار عمل کند. یکی از راه‌های کسب روحیه مثبت، ایجاد نشاط و شادی در دیگران است.
زمانی‌که ما مشکل فردی را حل کنیم در واقع آرامش و نشاط را به خود هدیه می‌دهیم و لذت خدمت به دیگران بیشترین نشاط را در ما ایجاد خواهد کرد. آنچه در روایات دینی ما نیز آمده است مؤید آن است که ما بایستی همواره با چهره‌ای گشاده و خندان در جامعه حاضر شویم و با شاد کردن دل دیگران، زیبایی و مهربانی را در زندگی خویش جاری نماییم.


7 - کسب دانش و تکنیک‌‌های مهارت‌های زندگی

زمانی زندگی زیباست که زیبا زندگی کردن را آموخته و به آنها عمل کرده باشیم. دانش و مهارت‌های زندگی از جمله ابزارهای اساسی برای خلق یک زندگی موفق و زیبا می‌باشند. تا زمانی که ما ندانیم که با خود و اطرافیانمان چگونه رفتار کنیم، چطور انتظار داریم زندگی زیبایی داشته باشیم.
ما می‌توانیم با مطالعه کتاب‌های خوب و شرکت در کلاس‌های مؤثر، دانش و مهارت خود را برای خلق یک زندگی آرام و با نشاط افزایش دهیم و خاطرات بسیار زیبایی را در ذهن خود و اطرافیانمان به یادگار بگذاریم و یادمان باشد که: زندگی شهد گلهاست. زنبور زمان می‌خوردش. آنچه می‌ماند، عسل خاطره‌هاست.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


رازهای موفقیت

رازهای موفقیت

روز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.

روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.
یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می کند
روز سوم
همه چیز را همانطور که هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی کند.
اگر می خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس کارخانة شادی سازی باش
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن.
تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند
برای ابر چه فرقی می کند باد از کدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می کنی؟

روز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلکه بپرس : چه کاری به نفع همه است ؟
اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.
روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است که : چه کاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همة دیوارهایش استوار باشند
روز هشتم
وقتی کار به مشکل می خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
برای موفقیت در هر کار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.
روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی

روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می کنند.
کوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم که
از قله کوه دیده می شود، بسیار زیباست.


روز دوازدهم
اراده ات را قوی کن.
خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.


روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن.
شیشه های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد.


روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلکه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممکن انجام دهم.
این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب
هرگز به آمریکا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی کرد.


روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند،
روی موانع تمرکز دهی،
هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت

روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می کنی؟
زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی شود.
کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.


روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است
که از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس کنی.


روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی کن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.
زندگی یک صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند.


روز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری.
وجود رنگ های تیره در یک تابلوی نقاشی.
نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.
هر کاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد کنی.


روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می تــــــــــواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار که تاب می خوری احساس شگفتی کنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد.
در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس کن

روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می کنی و طوطی ات فریاد بزند که :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟


روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن.
حقیقت مانند دانة بادام است،
و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی،
باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.


روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن کار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران کمک می کند؟


روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی کرد.
اول درونت را آرام کن.
ذهن مانند یک دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می کند که آرام باشد.


روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمرکز کن.
برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی،
نه این که به دیوارها فکر کنی.

روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی که زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود که در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانة دیگران.


روز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد.
تلاش کن که بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حرکت کن.
تنها خداوند کامل است.


روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنکه در حین کار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.


روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفکر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی
و نمی توانی خودت خلق کنی.
زمین هنگامی گرم می شود که
به سمت خورسید متمایل باشد.


روز سی ام
هر چیز که راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کس می داند که
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یک گیاه می فهمد که باد، آن را تقویت می کند
یا باران ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.


روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میکروبی کشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می کند
و باعث می شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


الفبای موفقیت

 

الفبای موفقیت

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش کار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طا قت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


نظریه های هوش

نظریه های هوش

با وجودی که «هوش» یکی از آن موضوعاتی است که در حوزه روان‌شناسی، بسیار مورد بحث قرار گرفته است امّا تعریف استانداردی از این که چه چیزی دقیقاً تشکیل دهنده «هوش» است وجود ندارد. برخی پژوهشگران هوش را یک قابلیت منفرد و عمومی می‌دانند در حالی که برخی دیگر اعقتاد دارند که هوش دربرگیرنده دامنه‌ای از مهارت‌ها و استعدادهاست.
آنچه در زیر می‌آید، برخی از نظریه‌های عمده درباره هوش است که ظرف 100 سال اخیر ارائه گشته‌اند:
چارلز اسپیرمن – هوش عمومی
چارلز اسپیرمن (1945-1863)، روان‌شناسی انگلیسی، به تشریح مفهومی پرداخته است که آن را هوش عمومی یا «عامل
g
» نامیده است. او پس از استفاده از روشی به نام «تحلیل عوامل» برای بررسی تعدادی از آزمون‌های استعداد روانی، متوجه شد که امتیاز این آزمون‌ها به نحو قابل ملاحظه‌ای به یکدیگر شبیه هستند. کسانی که نتایج خوبی در یک آزمون شناختی کسب کرده بودند، در سایر آزمون‌ها نیز نتایج خوبی به دست آورده بودند و برعکس. اسپیرمن نتیجه‌گیری کرد که هوش یک قابلیتِ شناختی عمومی است که قابل ارزیابی و کمّی‌شدن می‌باشد. (اسپیرمن، 1904)
هاوارد گاردنر – هوش چندگانه
یکی از جدیدترین ایده‌ها، نظریه هوش چندگانه هاوارد گاردنر است. گاردنر به جای تمرکز بر تحلیل امتیاز آزمون‌ها، عقیده دارد که مقدار عددی هوش انسان، بیانگر دقیق و کامل توانائی‌های او نیست. نظریه او 8 هوش مختلف را بر پایه مهارت‌ها و توانائی‌هایی که در فرهنگ‌های مختلف ارزش گذاری شده‌اند، توصیف می‌کند.
این 8 هوش عبارتند از:
هوش تصویری – فضایی
هوش کلامی - زبانی
هوش اندامی – جنبشی
هوش منطقی – ریاضی
هوش میان فردی
هوش موسیقیائی
هوش درون فردی
هوش طبیعی
[
SIZE=3]رابرت استرن برگ- نظریه سه وجهی هوش
رابرت استرن برگ، روان‌شناس، هوش را بدین صورت تعریف می‌کند: «فعالیت ذهنی، در جهت انطباق هدفمند با محیط واقعی مربوط به زندگی شخص یا انتخاب و شکل دهی آن» (استرن برگ، 1985). با وجودی که او با گاردنر موافق است که هوش، بسیار فراتر از یک قابلیت منفرد و عمومی است، امّا عقیده دارد که برخی از انواع هوش‌های گاردنر، بهتراست به عنوان استعدادهای فردی در نظر گرفته شوند. آنچه استرن برگ «هوش موفق» نامیده از سه عامل متفاوت تشکیل شده است:
هوش تحلیلی: این مؤلفه به قابلیت‌های حل مسأله اشاره می‌کند.
هوش مولّد: این جنبه از هوش شامل قابلیت برخورد با شرایط جدید با استفاده از تجربیات گذشته و مهارت‌های فعلی است.
هوش عملی: این عنصر به قابلیت انطباق و وفق‌پذیری با یک محیط در حال تغییر اشاره می‌کند.
با وجودی که بحث‌های زیادی بر سر طبیعت واقعی و دقیق هوش وجود دارد، هنوز هیچ تصوّر قطعی حاصل نگشته است. امروزه روان‌شناسان به هنگام بحث درباره هوش، غالباً دیدگاه‌های نظری مختلف را در نظر می‌گیرند و تصدیق می‌کنند که این بحث همچنان ادامه دارد.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


ضریب هوشی مردان از زنان بالاتر است

ضریب هوشی مردان از زنان بالاتر است
دکتر پاول ایروینگ (
Paul Irwing
)، استاد ارشد روانشناسی دانشگاه منچستر ادعا می کند : "مردان باهوش تر از زنان هستند"
"کلیه تحقیقاتی که انجام داده ام حکایت از تاثیر تفاوت جنسیت در توانایی تشخیص عمومی دارد. در میزان هوش دو جنس تا حدودی اختلاف مشاهده می شود، تعداد مردان با ضریب هوشی بالاتر 120 دو برابر زنان است، همچنین تعداد مردان با ضریب هوشی 170، سی برابر زنان مشاهده شده است."

"باور این واقعیت برای خود من نیز بسیار دشوار است، تنها نکته ای که می توانم به آن اشاره نمایم این است که برای اثبات این مدعا ما حجم انبوهی از اطلاعات گردآوری شده را در اختیار داریم."

او می افزاید : "مقاله ای که من در سال 2005 به یک روزنامه انگلیسی مربوط به روانشناسی ارائه دادم، نتیجه انجام 22 آزمایش مختلف بر روی بیست هزار دانشجو بود. در 21 آزمایش از کل 22 آزمایش انجام شده، مردان نسبت به زنان برتری هوشی داشتند. این نتیجه بسیار قابل توجه بود.

پیش از آن نیز ما از اعلام نتایج تحقیقات دیگری که در همین مورد در دانشگاه مکزیکو انجام شده بود، صرفنظر کرده بودیم، زیرا آمار بدست آمده برای دانشگاهی که در آن زنان از اهمیت ویژه ای برخوردارند، چندان خوشایند نبود.

زنان در تمام موارد به باهوشی مردان نیستند!
نتایج بدست آمده در دو مورد تحقیقاتی فوق، برای من شوک محسوب می شد و در حقیقت می توان گفت به نوعی تبعیض بین دو جنس پی بردم. زیرا همواره بر این باور بودم که زنان در تمامی موارد به باهوشی مردان هستند. اما نتایج مطالعاتم حقیقت متفاوتی را نشان می داد که با تصوراتم سازگار نبود.

همانطور که می دانیم تجربه نشان داده که معمولا دختران در مدرسه بهتر از پسرها ظاهر می شوند. آنچه مسلم است عوامل مربوط به اختلاف جنسیت در این امر دخیل هستند.

توانایی در پردازش صدای معلمان از نمونه های بارزی است که سرعت و دقت بیشتر زنان در خواندن مطالب از نتایج آن است. به دلیلی مشابه نیز دختران در انجام تکالیف و وظایف نوشتاری نسبت به پسرها برترند.

به طور کلی، زنان سخت کوش تر و وظیفه شناس تر از مردان هستند و در نتیجه وظایفشان را کاملا درست به انجام می رسانند، در حالیکه مردان مبتکرتر از زنان هستند اما کارایی لازم را ندارند.

زنان علیرغم مواجه با بی مهری های گوناگون در طول تاریخ پیشرفت های قابل توجهی از خود نشان داده اند. در این زمینه من طرفدار زنان هستم، اما آن دسته از افرادی که در مورد ضریب هوشی هیچ گونه اطلاعاتی ندارند، ادعا می کنند که نسبت به این قضیه دچار نوعی تعصب فرهنگی هستند.

نتایج کلیه آزمایشات انجام شده در ارتباط با سنجش ضریب هوشی، با هدف پرهیز از هر گونه جانبداری مغرضانه، به دقت مورد بررسی قرار گرفته اند و حتی می توان گفت در این میان بیشتر از زنان جانبداری شده است.

"هر چند زنان و مردان در جامعه باید ازشرایط و موقعیت های کاملا یکسان برخوردار باشند، اما اگر در جستجوی جامعه ای هستید که کلیه افراد آن راضی و خوشحال به نظر می رسند، بهتر است زنان و مردان را در امور مشابه و به یک نسبت به کار نگیرید. اگر این نکته در جامعه تشخیص داده شود، بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد گردید."

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

در روزهای آغازین سال ۲۰۰۵ رئیس دانشگاه هاروارد، لورنس سامرز، در سخنرانی خود به موضوعی بسیار حساسیت برانگیز اشاره کرد. وی براین باور بود که احتمالا یکی از دلائل اندک بودن تعداد دانشمندان زن این است که مغز آنها کشش کارهای فکری را ندارد.
اگرچه بین مغز زن و مرد برخی تفاوت های آناتومیک، مانند کوچک تر بودن نسبی اندازه مغز زن، وجود دارند اما هنوز هیچ مدرکی یافت نشده است که ثابت کند چنین تفاوت های کوچکی موجب می شوند که زن ها از رسیدن به مدارج عالی تحصیلی در رشته هائی مانند ریاضیات، فیزیک، و مهندسی ناتوان باشند.
مطالعات علمی در دهه اخیر برخی از مهم ترین تفاوت های ساختاری، شیمیائی، و کارکردی بین مغز زن و مرد را به خوبی مستند کرده اند. با آگاهی از چنین تفاوت هائی شاید بتوان روش های درمانی جنسیت محور برای بیماری های مغز و اعصاب مانند افسردگی، اسکیزوفرنی، و اعتیاد پیدا کرد.
در دهه ۱۹۶۰ دانشمندان عصب شناس معتقد بودند که اصولا تفاوت بین مغز زن و مرد به بخش های مسوول جفت گیری و بویژه هورمون های ترشح شده توسط هیپوتالاموس مربوط می شود.
اما یافته های اخیر علمی حاکی از آن است که تفاوت بین مغز زن و مرد صرفا منحصر به رفتار های جنسی نیست بلکه چنین تفاوت هائی بر حوزه های مختلف ادارک و رفتار مانند حافظه، عواطف، حس بینائی، حس شنوائی، به یادآوری چهره افراد، و واکنش به استرس تاثیرات قابل ملاحظه ای می گذارند. تصاویر ام. آر. آی نشان می دهند که اندازه بخش های مختلف مغز که وظایف مختلفی مانند درک فضا و واکنش های احساسی را بر عهده دارند در زن ها و مردها متفاوت است.
به طور کلی تفاوت در اندازه بخش های مختلف مغز نشانگر میزان اهمیت کارکرد آن بخش برای یک حیوان مشخص است. به عنوان مثال، پستاندارن نخستین بیشتر بر حس بینائی تکیه می کنند تا حس بویائی. در مورد موش ها عکس این موضوع صدق می کند. در نتیجه در مغز پستاندارن نخستین از جمله انسان بخش بزرگ تری از مغز به حس بینائی اختصاص یافته است در حالی که در مغز موش بخش بزرگ تری از مغز به حس بویائی اختصاص یافته است. از این رو با توجه به وجود تفاوت های آناتومیک گسترده بین مغز زن و مرد باید انتظار داشت که شیوه کارکرد مغز آنها نیز تاحدودی متفاوت باشد.
علاوه بر تفاوت های آناتومیک، برخی از نمونه های آزمایشگاهی مربوط به مغز انسان های مرده نشان داده اند که چگالی سلول های عصبی در بخشی از مغز که وظیفه پردازش زبان و درک مطلب را بر عهده دارد در مغز زنان بیشتر از مغز مردان است.
برخی از تفاوت های رفتاری بین زنان و مردان را واقعا نمی توان نتیجه تربیت فرهنگی دانست بلکه اینها نتیجه تفاوت در بیولوژی مغز هستند. آزمایش های طراحی شده برای شناخت رفتار نوزادان پسر و دختر نشانگر آن است که در موارد مختلفی مانند انتخاب اسباب بازی بین زنان و مردان تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارند.
شاید یکی از جالب ترین تفاوت های مغز زن و مرد نحوه واکنش آن به استرس و رخدادهای تکان دهنده باشد. برخی آزمایش های طراحی شده بر روی خویشاندان زیستی انسان نشان می دهند که اضطراب و نگرانی تاثیرات متفاوتی بر مغز حیوان ماده و نر می گذارند. به کمک چنین مطالعاتی می توان داروها و روش های درمانی جنسیت محور را تهیه کرد.
یکی از تفاوت های چشمگیر بین مغز زن و مرد به نحوه ترسیم نقشه محیط خارجی و جهت یابی جغرافیائی در ذهن آنها مربوط می شود. مردها بیشتر با استفاده از تخمین مسافت و جهت یابی حرکت می کنند در حالی که زنان بیشتر به نشانه های مسیر تکیه می کنند. در بین موش های آزمایشگاهی نیز رفتاری مشابه ثبت شده است. موش های ماده در مسیرهای پیچ در پیچ بیشتر به نشانه های موجود در مسیر توجه می کنند در حالی که موش های نر بیشتر از اطلاعات جهت یابی و موقعیتی بهره می گیرند.
در آزمایشی دیگر نشان داده شد که اگر مغز یک زن و مغز یک مرد در یک محیط شلوغ و پر از اقلام مختلف قرار گیرد میزان فعالیت سلول های عصبی مربوط به حافظه تفاوت می کند. به عبارتی دیگر، زنان بیشتر از مردان اقلام محیط اطراف خود را به خاطر می سپارند.
در زمینه یادگیری نیز برخی تفاوت ها بین مغز زن و مرد وجود دارند. آزمایش های علمی بر روی موش های نر حاکی از آن است که در صورت اعمال یک استرس ملایم، یادگیری آنها تقویت می شود در حالی که در موش های ماده چنین استرسی سطح یادگیری آنها را کاهش می دهد. شاید به کمک چنین یافته هائی بتوان محیط های مناسب و بهینه آموزشی جداگانه ای برای زنان و مردان طراحی کرد. از سوی دیگر برخی آزمایش ها نشان می دهند که در مورد تحمل استرس مزمن مغز مردان توانائی کمتری از مغز زنان دارد.
همچنین نحوه به خاطر سپاری حوادث و رویدادهای ناگوار در حافظه زن و مرد متفاوت است. بنابراین هنگام درمان کسانی که رخدادهای تکان دهنده (‌تروما)‌ را پشت سر گذاشته اند باید به جنسیت آنها به عنوان یک عامل مهم توجه کرد.
فرهنگستان ملی علوم آمریکا در گزارش جامع خود که در سال ۲۰۰۱ منتشر کرد صریحا تاکید کرد که << توجه به جنسیت به ویژه هنگام طراحی، انجام، و تفسیر مطالعات و تحقیقات علمی مربوط به سلامت انسان مهم است>>.
دانشمندان عصب شناس هنوز با پرسش های بی شماری راجع به مغز، کارکردهای آن، و تاثیرات جنسیت مواجه هستند. اما آنچه روشن است اینکه بر خلاف باور های گذشته تفاوت مغز زن و مرد صرفا به رفتار جنسی محدود نمی شود. در نتیجه اکثر دانشمندان معتقدند که نمی توان نتایج مطالعات مغز و اعصاب مربوط به زنان یا مردان را به یکدیگر تعمیم داد.
منبع
ساینتیفیک امریکن

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


انواع هوش

انواع هوش

هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست چون انواع بسیار متفاوتی دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تری از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی در این رابطه که می گفتند "آیا می توانید وقایع را به خاطر بسپاری، ریاضیات انجام دهی، منطقی فکر کنی و جمله های صحیح بنویسی؟" کاملاً مغایر بود. و دیدگاهی بسیار جامع تر برای قضاوت در مورد هوش افراد داشت.

طبقه بندی اولیه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش های متفاوتی از هوش را شامل می شد:

هوش و دانش زبانشناختی: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً می بینیم که بعضی قادر به تکلم به چندین زبان مختلف هستند، در حالیکه بعضی در یادگیری یکی هم درمانده اند.
هوش منطقی و ریاضی: حل مشکلات به طریقی کاملاً منطقی. نوعی از هوش که بیشتر شامل کتابخوانان است.
هوش موسیقی: قابلیت فکر کردن در قالب نُت های موسیقی و ریتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازی.
هوش فضایی: حل مشکلات به صورت بصری، در مغز فرد. جهت یابی و ناوبری از مهمترین آنهاست ولی توانایی در هنر، مجسمه سازی و طراحی نیز از این دسته اند.
هوش جنبش فیزیکی: داشتن توانایی در حرکت عضلات و سایر حرکات ورزشی.
هوش میان فردی: توانایی شناخت احساسات، حالات و عواطف دیگران. مهارت های اجتماعی.
هوش درون فردی: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.


نکاتی که باید به خاطر داشته باشید
یکی از اصلی ترین قانون های تعیین هوش افراد این است که هیچ گاه فکر نکنیم آموزش و تحصیلات با هوش و قوه ی ادراک یکسان است. حتماً باید تا به حال برخورد کرده باشید که هر فردی با مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه دنیا، فرد باهوشی نیست، و هر فردی هم که نتوانسته حتی تحصیلات دبیرستانی را به پایان برساند خنگ و کم هوش نمی باشد. همانور که نظریه ی چند-هوشی نشان می دهد، هر فردی قابلیت های مختلف دارد و همه یکسان نیستند.


به عنوان یک قانون کلی، باهوش ترین افراد جامعه ی ما تنها افرادی هستند که از ناچیز بودن اطلاعات و آگاهی هایشان مطلعند. هیچوقت به کسی اینقدر اطمینان نکنید که بگویید او پاسخ هر سوالی را می داند و فکر می کند که هر مبحثی را می توان با تئوری خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه ی درک این مسئله است که هر مشکلی میتواند راه حل های مختلف داشته باشد، حتی اگر ما یکی را بر راه حل های دیگر ترجیح دهیم.


برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، پذیرفتن اینکه چیزی را نمی دانید، یکی از علائم باهوشی شما است به جای اینکه تظاهر کنید که از آن آگاهی دارید. چون اگر کار را اشتباه انجام دهید، و دیگران این موضوع را بفهمند، از حیوان هم احمق تر جلوه خواهید کرد.


چه باید کرد...
هیچ راه مطمئن و کاملی برای تعیین هوش افراد نیست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زیادی هست که با دنبال کردن آنها می توانید نتیجه گیری کلی داشته باشید. اما باید سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسید. در اینجا به مواردی اشاره میکنیم، آنها را به خاطر بسپارید.



سوالات کلی بپرسید، نه سوالات مخصوص و ویژه
همه ی افراد با درصد هوش متوسط می توانند اصول علمی و اعداد و مسائلی از این قبیل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعی و خیالی دشوارتر هستند.


به دنبال پاسخ های صحیح و عقلانی باشید
آیا به نظر می رود که فرد مشغول تکرار آن چیزی است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ یا خود واقعاً در مورد این مسائل فکر کرده است؟


به کلمات قلمبه سلمبه ای که بی جا به نظر می رسند و اشتباهاً استفاده می شوند دقت داشته باشید
بعضی افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتی که به ظاهر گیرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، یادداشت بردارید.


دنبال کلمات کلیدی باشید
به طور مثال استفاده از کلمه ی "پیش گستر" اشاره به این دارد که فرد از جملات کلیشه ای استفاده می کند.


دنبال عبارات و جملات کلیشه ای باشید
استفاده ی زیاد از جملات کلیشه ای نشانه ی بدی است، اما استفاده از همین کلیشه ها به طرزی نادرست موضوع را بدتر هم می کند.


سوالاتی بپرسید که خودتان جوابش را می دانید
اگر سوال را درست جواب دهند یا اینکه بگویند نمی دانند خوب است. اما اگر سعی در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.


حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنید
فقط حافظه ی او را آزمایش نکنید، کمی هم قدرت تعقل آنها را محک بزنید و ببینید که آیا می توانند بعضی از سوال ها را با استدلالات منطقی جواب بدهند.


نظر او را در مورد چیزی بپرسید
ببینید می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند یا اینکه فقط قادر به حفظ یکسری اصول علمی هستند.


مهارت های اجتماعی او را بررسی کنید.
ببینید در برخورد با دیگران چطور رفتار می کنند.


طریقه ی صحبت کردن او را بسنجید
بیان واضح و کامل موضوعات بسیار بهتر از استفاده از کلمات پیچیده و قلمبه سلمبه ای است که خود فرد هم شاید معنایش را به درستی نداند.



"هر فردی که مبحثی را با توجه به منابع و مراجع دیگر بررسی می کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده می کند."

-لئوناردو داوینچی-


از هوشتان درست استفاده کنید.
تجربه های زیادی نشان داده است که افرادی که در ابتدا کودن و احمق جلوه میکردند، نابغه و افرادی بسیار باهوش بوده اند. به همین دلیل است که این مسائل هیچگاه نباید از روی ظاهر نتیجه گیری شوند.


درست است که هوش به طور کلی چیز خوبی است، اما در کنار ویژگی های خوب اخلاقی فرد است که زیباتر می شود. باهوش بودن یک چیز است، اما دانستن اینکه چطور از این هوش استفاده کنید بسیار مهمتر است. افرادی که موفق می شوند، لزوماً همیشه افراد باهوشی نیستند. آنها فقط می دانند که چطور از هوششان استفاده کنند.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

 

اعتماد بنفس مهم است اعتماد بدیگران مهمتر (شریر)

عالی ترین صلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است (مثل انگلیسی )


اعتماد بنفس مهم است اعتماد بدیگران مهمتر (شریر)

عالی ترین صلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است (مثل انگلیسی )

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

- این ثروت مادی نیست که پیروزی یا شکست را رقم می زند. پیروزی و شکست در چگونگی احساس ما نهفته است. احساس ماست که ژرفای حیاتمان را نشان می دهد.

- اگر تدبیرها و رویاهایت با امیدهای تو همسو نشدند، تو راه را گم نکرده ای، هر لحظه که چیزی نو از خود و زندگی بیاموزی، بدان که پیشرفت کرده ای.

- هرگز ریسمان امید را رها مکن. وقتی احساس می کنی که دیگر تحمل نداری، جادوی امید به تو نیرو می دهد تا راه را ادامه دهی.

- اعتماد به نفس را هرگز از دست مده، تا آن زمان که باور داری توانایی، دلیل داری تا بکوشی.

- روا مدار که لحظه های ناخوشایند بر تو چیره شوند. صبور باش و ببین که آنها در گذرند.

- داشتن احساس نیکو به زندگی در گرو داشتن احساس نیکو به خود است.

- هرگز مهار شاد زیستن خود را به دست دیگری مده و بر آن چنگ بزن،‌ آنگاه همواره در اختیارت خواهد بود.

- در یاری جستن از دیگران، تردید مکن، امروز یا فردا همه بدان نیازمندیم.

- هرگز خنده را از یاد مبر. غرور نیز نباید مانع گریستن تو شود. با خندیدن و گریستن است که زندگی معنایی کامل می یابد.

- از عشق مگریز و به سوی آن بشتاب،‌ زیرا عشق ژرف ترین شادیست.

- چشم به راه آنچه می خواهی نمان، بلکه با تمام وجود آن را بجوی و بدان که در نیمه راه با تو دیدار خواهد کرد.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


زندگی بهتر

زندگی بهتر
1- دستیابی به آنچه انسان برای آن تلاش می کند "موفقیت" است.
2- برای کاری که دوست دارید، باید وقت بگذارید. اگر از شرایط خودتان راضی نیستید، تلاشتان را بیشتر کنید و از لحظات به ظاهر بی ارزش هم بهره ببرید.
3- وقتی که زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، علتش اینست که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
4- افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را به "شکلی" متفاوت انجام می دهند.
5- "امید" درمانی است که شفا نمی دهد ولی کمک می کند تا درد را بهتر تحمل کنیم.
6- آنچه شما درباره خود فکر می کنید بسیار بهتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند.
7- اگر هر روز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید.
8- آن قدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.
9- اینکه فکر کنید بعضی چیزها محال است بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشید

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

نکته های کوچکی برای زندگی:

• یافتن دوست خوب کاری بس دشوار است، جدایی از او دشوارتر است و فراموش کردنش نا ممکن.

• تنها تا آنجا می توانی پیش بروی که خود دست از تلاش بر نداشته باشی.

• اجازه نده که گذشته مانع از پیشرفت تو شود؛ چه در این صورت گوهری گرانبها را از دست می دهی.

• زندگی کوتاه است. اگر هر از چند گاهی نظری به اطراف خود نیندازی، ممکن است آن را از دست بدهی.

• دوست خوب حکم کیمیا را دارد: به دست آوردنش، دشوار و داشتنش، اقبال است.

• اگر فکر می کنید که دنیا هیچ معنی و مفهومی ندارد، بار دیگر تامل کنید. شاید خود، دنیای کس دیگری باشید.

• در آن هنگام که نگاه کردن به عقب حاصلی جز شکست به دنبال ندارد و در آن هنگام که از نگاه کردن به جلو واهمه داری، می توانی به یکی از دو طرفت نگاه کنی تا ببینی بهترین دوستت آنجا در کنار تو ایستاده است.

• برای یک دوستی واقعی هیچ پایانی متصور نیست.

• دوستان خوب مثل ستاره هستند... بیشتر اوقات نا توان از دیدنشان بوده اما از حضور پایدارشان آگاه هستید.

• اخم نکنید هرگز نمی دانید چه کسی ممکن است با یک تبسم شما عاشقتان شود.

• همه چیز در پایان، خوب است. اگر خوب نباشد بدانید که هنوز به نقطه پایان نرسیده اید.

• خیلیها وارد زندگی تان شده و از آن خارج می شوند، اما تنها دوستان هستند که ردپایی از خودشان روی قلب شما بر جای می گذارند.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

* ضعیف نواز باش تا همه جا محترم باشی.
* هرگز از شکست نهراسید بلکه از هر شکستی به عنوان تجربه و پله ای جهت صعود به قله موفقیت استفاده نمایید.
* آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آنکه آشکار شوند می بینند.
* هرگز هیچ هدفی را رها نکنید، مگر اینکه ابتدا اقدام مثبتی در جهت تحقق آن برداشته باشید.
* معمولا بهترین نقطه برای شروع، همان مکانی است که الان در آن قرار دارید.
* به افکار بزرگ فکر کن، اما از شادیهای کوچک لذت ببر.
* آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند، شرایط زندگیمان نیست، بلکه تصمیم های ماست.
* اگر چیزی را از ته دل بخواهید نیروی اراده دستیابی به آن را پیدا خواهید کرد.
* بخشنده باش اما زیاده روی مکن، در زندگی حسابگر باش اما سختگیر مباش.
* فقط کسانی که دل و جرات شکستهای بزرگ را دارند، به توفیق های بزرگ دست می یابند.
* بدانید اگر در کاری شکست خورده اید، شما برای شکست برنامه ریزی کرده اید نه برای موفقیت.


* اگر باور داشته باشی که می توانی، حتما می توانی.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

• در لحظه لحظه زندگیت بهار را جای ده.
• با توکل به خدا و عزمی راسخ، چرخهای کامیابی زندگیت را به حرکت در آور.
• با صبر و حوصله، بی قراری هایت را درمان کن.
• واژه هایی مانند " خود کم بینی ، حقارت و ... " را نشناس و برایت وجود خارجی نداشته باشد.
• با قلبی شاد و پر امید، آنقدر به مشکلات زندگیت بخند تا از پا درآیند.
• همیشه طوری زندگی کن که رفتارهایت، افکار و اندشه های مثبت تو را تایید کنند.
• آنقدر با خدا مانوس باش که هیچ وقت احساس تنهایی نکنی حتی اگر در جزیره ای متروک باشی.
• آخر هفته هایت را به مسافرت اختصاص ده. این مسافرت می تواند بیرون آمدن از خانه و رفتن به اطراف شهر و روستای محل سکونتت باشد.
• در هر شرایطی سعی کن که در جاده زندگی، قدمهایت را محکم و مطمئن برداری.
• در لحظه های دلتنگی، مانع حضور اشک نشو، می بینی چه زود آرام می شوی!
• هیچگاه و در هیچ زمینه ای، وارد مسائل حاشیه ای نشو.
• افق گسترده و روشن پیش رویت را به وضوح ببین.
• از شنیدن آواهای طبیعت حتی صدای تکان خوردن سریع بالهای کوچک یک زنبور لذت ببر.
• احساس قدر دانیت را نسبت به پدر و مادرت، به بهترین و زیباترین شکل ممکن ابراز کن.
• یکی از مهمترین اهداف زندگیت، تربیت معنوی کودکت است.
• وقتی دوستی به دیدنت می آید، او را جلوی خانه نگه ندار، بلکه با گرمی به داخل خانه دعوتش کن.
• اصلی ترین نقطه ضعفت را شناسایی کرده و با تمرین روزانه آن را به نقطه قوت تبدیل کن.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

• طالب کسب شهرت و جلب احترام از جانب دیگران نباشید، مشتاق و طالب به دست آوردن رحمت الهی گردید.
• خداوند، عشق است. در عشق زندگی کنید.
• خداوند با هزاران چشم، اعمال انسان را تحت نظر قرار می دهد تا کوچکترین ذره "عشق بدون چشمداشت و غیر خودخواهانه" را که اعمال او را مطبوع میسازد کشف نماید.
• انسان می باید همه چیز را در خود ویران سازد و به روی آن بنایی جدید از انسانیت بسازد.
• عشق، رهایی از خودخواهیست. خودخواهی، بدون عشق زیستن است. دوام عشق بر پایه ایثار، بخشش و گذشت است.
• شما سه فرد هستید: 1- فردی که خودتان تصور می کنید= جسم. 2- فردی که دیگران تصور می کنند= ذهن. 3- فردی که واقعا هستید= الهی.
• صلح و آرامشی که قلب را فرا می گیرد، به هیچ وجهی دستخوش تزلزل نمی شود. فقط چنین صلح و آرامشی شایسته چنین نامیست.
• رحمت الهی به مانند بیمه می ماند. در زمان نیاز، بدون هیچ محدودیتی به تو کمک می کند.
• آسیب هایی که دیگران به تو زده اند فراموش کن و خوبی هایی که به دیگران کرده ای نیز.
• نمونه و سرمشق خوب بودن، بهترین شکل خدمت به جامعه است.
• دانش بدون اخلاص و سرسپردگی به خداوند ایجاد انزجار می کند.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


 

 * زندگی یعنی عشق، یعنی فرو رفتن در آبی که نمی دانی عمق آن چقدر است.
* زندگی یعنی باور غیر ممکن ها، وقتی که مرگ را از ان غربال کنی.
* بهترین و بزرگ ترین بال، بال رویاست، به شرطی که بدانی تنها تا مسافتی معین و تا زمانی معین می توانی با آن پرواز کنی.
* نگاه، زبان مخصوصی است که احتیاج به مترجم ندارد.
* هیچ گاه فکر نکن آنقدر بزرگ شده ای که می توانی گناهانت را خودت ببخشی.
* اشتباه برای بار اول اشکالی ندارد اما تکرار دوباره آن نابخشودنی است.
* بدان از چیزی که همیشه می ترسی روزی قدرتی شگرف به تو خواهد بخشید.
* دنیا آنقدر بزرگ نیست که تو زشتیهایش را بزرگ ببینی.
* قدر لحظه های عمر را هیچ کس مانند گور کن پیر نمی داند.
* افسوس که بایگانی ذهن ما ثبت لحظه های ناگوار را خیلی بهتر از لحظات خوش انجام میدهد.
* افکار بزرگ، از آن انسانهای بزرگ است، به شرطی که با عمل توام باشد.
* هرگز نخواهی توانست از شر افکار مزاحم راحت شوی مگر آن که همان باشی که هستی

نویسنده : رسول ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


آموخته ام...

سلام

امیدوارم از این نوشته استفاده کنید

أموخته ام...
آموخته ام ....... بهترین کلاس درس دنیا کلاسی است که زیر پای پیر ترین فرد دنیاست .

آ‌موخته ام ....... وقتی که عاشقید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود .

آموخته ام ..... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید : تومرا. شاد کردی


آموخته ام ..... داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد .

آموخته ام ...... که مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن است .

آمو خته ام ...... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی ( نه ) گفت .

آموخته ام .... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم .

آموخته ام ..... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ..... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او ، وقلبی است برای فهمیدن وی .آموخته ام ...... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی ، شگفت انگیز ترین چیز در

بزر گسالی است .

آموخته ام ...... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند .

آموخته ام ..... که پول شخصیت نمی خرد .

آموخته ام ...... که تنها اتفاقات کوچک رو زانه است که زندگی را تماشایی می کند .

آموخته ام ..... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید .پس چه چیز باعث شد که من بیاندیشم می توا نم همه چیز را در یک روز به دست بیا ورم .

آموخته ام ...... که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .

آموخته ام .... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان .

آموخته ام ..... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد .

آموخته ام ...... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم .

آ موخته ام ..... که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم .

آموخته ام ....... که فرصتها هیچگاه از بین نمی روند ،‌بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را

تصاحب خواهد کرد .

آموخته ام ....... که آرزویم این است قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگوییم دوستش دارم .

آمو خته ام ...... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد .

آموخته ام ..... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم اما می توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب کنم .

آموخته ام ..... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند ، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید .

آموخته ام ..... بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است : وقتی که از شما خواسته می شود ،‌ وزمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد .

آموخته ام ..... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم ، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم

نویسنده : رسول ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
پيام هاي ديگران () +


روشهای موثر برای کسب موفقیت در دانشگاه

روشهای موثر برای کسب موفقیت در دانشگاه


1- مکان، مکان، مکان

بطور جدی قصد دارید به هدفتان دست پیدا کنید؟ یک محل
مناسب برای خودتان پیدا کنید. میتوانید از کتابخانه، کلاس
های مطالعه، و یا حتی یک کلاس خالی استفاده کنید.

2- عادت کنید: به انجام روزانه تکالیف

مـطالعه دروس بطور سطحی آنهم یک شب قبل از امتحان
نمی تواند موفقیت شما را تضمین کند. سعی کنید هر روز
بـرای مطـالـعه درس هـمـان روز وقت بگذارید. از وقت اضافه
میان کلاس ها برای مـرور درس ساعت بعد استفاده کنید.

3- کمک هست! دنبال آن بروید تا پیشرفت کنید

چه نمرات شما بالا باشد، چه کمترین نمره ها را بگیرید، باز هم تحت هر شرایطی میتوانید توانایی های خود را ارتقا بخشید. در مورد روش های یادگیری مطالب بیشتری مطالعه کنید. ارتباطتان را با اساتید و معلمان خصوصی افزایش دهید. از راهنمای مطالعه و مراکز خدمات آموزش و کمک آموزشی کمک بگیرید.

4- یادداشت برداری کنید

از یک دفترچه یادداشت یا تقویم دیواری استفاده کنید. برای انجام تکالیف روزانه خود وقت بیشتری را در نظر بگیرید. سعی کنید تکالیف خود را زود تر از موعد مقرر انجام دهید و خودتان را برای امتحانات از قبل آماده کنید.

5- انرژی بگیرید – غذا، خواب، ورزش

خستگی و استرس قابلیت ادراک و میزان حافظه را کاهش می دهند. غذای مناسب بخورید، به طور مرتب ورزش کنید، و به اندازه کافی بخوابید.

6- حرفه ای عمل کنید: با آمادگی کامل سر کلاس ها حاضر شوید و از تمام مطالب یادداشت برداری کنید

سعی کنید تا آنجایی که می توانید غیبت نداشته باشید. استفاده از یادداشت های دیگران نمی تواند به اندازه نوشته های شخصی، برایتان مفید باشد. زمان یادداشت برداری به مسائلی که روی آنها تاکید می شود و مثال های مختلف توجه بیشتری مبذول دارید. سوال پس از اتمام درس؟ بله، در پایان کلاس نزد استاد بروید و پرسش های خود را مطرح نمایید. سعی کنید تمام مطالب را به تدریج مطالعه کنید تا شب قبل از امتحان با توده ای از مطالب جدید روبرو نشوید.

7- کنفرانس و کتاب درسی: "تصویر بزرگتر" را در نظر بگیرید

درس خواندن در دانشگاه نیازمند فهم این مطلب است که چگونه اطلاعات مختلف کنار هم جمع شده و تصویر بزرگتری را بوجود می آورند. نگاهی به خلاصه دروس، فهرست، سر فصل، عناوین و سر تیترها بیندازید تا راحت تر بتوانید اطلاعات موجود را سازماندهی کنید.

8- کاری کنید تا مطالب کلیدی در ذهنتان باقی بمانند

فعال باشید! برای خودتان مثال بیاورید، از روش های تقویت حافظه استفاده نمایید، خلاصه برداری کنید، لغات کلیدی را به خاطر بسپارید، زیر مطالب مهم خط بکشید، و در حاشیه کتاب نکات مهم را یادداشت کنید. سعی کنید درس را برای خود جذاب کرده و از قدرت خلاقیت بیشتری استفاده کنید.

9- فکر می کنید نکات کلیدی را فراموش نمی کنید؟ ثابت کنید

اصلاً مهم نیست که تا چه اندازه به طور قابل قبول متوجه مطلبی می شوید، در هر صورت اگر آنها را مرور نکنید از یادتان می روند. پیش از امتحان، نکات مهم را بدون اینکه به یادداشت ها و کتاب و جزوات نگاه کنید، در ذهنتان مرور کنید. می توانید به پرسش های آخر هر فصل نیز مراجعه کرده و بدون کمک گرفتن از کتاب، به آنها پاسخ دهید.

10- خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید

تا جایی که ممکن است سعی کنید نوع امتحان توانایی های شما را محدود نکند. خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید ( به عنوان مثال امتحان تستی). دستور العمل انجام امتحان را به خوبی مطالعه کنید و ببینید که برای پاسخ دادن به هر سوال چه مدت زمانی در نظر گرفته شده. از پرسش های آسان تر شروع کنید تا اعتماد به نفستان افزایش پیدا کند.

نویسنده : رسول ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

هفت راه برای شادی .. متنفر نشو نگران نباش ساده زندگی کن. چشم داشتت کم باشه زیاد ببخش همیشه ساده باش یک دوست خوبی مثل من داشته باش

نویسنده : رسول ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


موضوع : خوشبختی

موضوع : خوشبختی
همیشه بخندیم

خندیدن یکی از شیوه‌های ایجاد خشنودی و رضایت باطن است و گرچه همه از این استعداد برخوردارند ولی نحوه و طرز خنده هرکس با دیگری فرق می‌کند. چه بسیار انسان‌هائی که با لبخند اطرافیان را مجذوب و شیفته خود می‌سازند و چنان از ته دل می‌خندند که گوئی خورشید در چهره ایشان طلوع کرده است. خنده به خودی خود حامل پیامی خاص است: پیام آرامش و صلح و صفا به این سبب است که آن را از خصوصیات ویژه انسانی برشمرده‌اند. خنده نه از سر غریزه، بلکه از روی هوش و عقل صورت می‌گیرد و از اعماق دل و جان برمی‌آید و بر لب‌ها می‌نشیند. می‌گویند خنده نه تنها چهره و صورت را روشن و تابناک می‌سازد، بلکه بر پرتو خود همه جا را نورانی می‌کند و حتی بر عبوس‌ترین آدم‌ها هم تأثیر می‌گذارد. اشخاصی که سعی می‌کنند زیاد نخندند در میان دیگران به بداخلاقی مشهور می‌شوند و در هر محفلی اسباب کدورت و ملال و گرفتگی خاطر می‌گردند. کسی که حاضر نیست از این موهبت رایگان استفاده نماید و اخم و بدخلقی را به خنده و نشاط ترجیح می‌دهد. طبعاً پیام‌آور شب و رسول تیرگی و ظلمات می‌شود. انسان‌ها بی‌اختیار به جانب کسانی‌که گشاده‌رو و متبسم هستند می‌روند. هنگامی‌که در جلوی دوربین عکاسی قرار می‌گیرید، بی‌اختیار سعی می‌کنید تا لبخندی به لب بیاورید و برای لحظاتی هم که شده چهره خود را خندان نشان دهید. چرا در زندگی کوتاه خویش چنین ژستی نمی‌گیرد و ندای عکاس درونی خویش را که به شما خاطرنشان می‌سازد: ”لبخند بزنید! مورد توجه قرار نمی‌دهید؟!“


نویسنده : رسول ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

تبسم لحظه ای بیش پایدار نیست،ولی یاد آن در سراسر عمر باقی میماند.
و یه جک:
بیماری میره پیش دکتر میگه آقای دکتر همش فکر میکنم که گاو شدم!
دکتر میپرسه از کی چنین احساسی داری؟
جواب میده: از وقتی که گوساله بودم..
اگه بیمزه بود هم بخندین که دلم خوش باشه...

نویسنده : رسول ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

بخند تا دنیا به روت بخنده
*************************
خنده بر هر درد بی درمان دواست

 

*************************
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

*************************

 

بیا تا یک دهن پر خنده داریم --- به می جان و جهان را زنده داریم

 

*************************
تلخی مکن که خنده نگه داشتن به زور --- می بارد از لب و دهن نوشخند تو

*************************

 

من از افتادن خود خنده کردم --- رخ گلبرگ را تابنده کردم

 

*************************

 

به خنده ای بت بادام چشم شیرین لب

 

شکر بریزد از آن پسته دهان که تو راست

 

*************************
بگشای لبت به خنده بنمای --- از لعل تو گوهر شب افروز

 

*************************

 

دوستانت به خنده و شادی --- دشمنانت به گریه و زاری

 

*************************

 

گشود لب به شکر خنده غنچه تصویر نشد --- که گل کند زلب، بهار
خنده تو

نویسنده : رسول ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


فرزند چندم خانواده هستید ؟ ....

فرزند چندم خانواده هستید ؟ ....


فرزندچندم خانواده هستید؟ (شخصیت شناسی)

آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پیببرید!


- تک فرزندان

نقاط مثبت:
این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.
نقاط منفی:
یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.

- فرزندان اول خانواده
نقاط مثبت:
آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.

نقاط منفی:
معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

- فرزندان وسط خانواده
نقاط مثبت:
فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها “آرامش به هر قیمتی” است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.

نقاط منفی:
نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

- فرزندان آخر خانواده
نقاط مثبت:
افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.


نقاط منفی:
خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

خانه آرزوهایم کلبه ایست کوچک , اما پر از آرزوهای بزرگ؛
کوچک است چون در قلب من جای دارد , اما آرزوهایش بزرگ است چون از مهر تو سرچشمه می گیرد.

خانه آرزوهایم کلبه ایست کهنه , اما طلائی؛
کهنه است چون زاده از عشق من است, اما طلائی است چون تو آنرا ساختی....

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

وقتی چشم امیدتان به خداباشد:
هیچ چیز انقدر عجیب نیست که پیش نیاید
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید

 

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


شناسایی خود و بازسازی روح

شناسایی خود و بازسازی روح


بیاییم خود بهتر بشناسیم و سپس به بازسازی روحی بپردازیم
1) حداقل 5 نفردر این دنیا تورا دوست دارند،آنقدرکه حاضرند برای تو بمیرند.
2) حداقل 15نفر دراین دنیا ترا به دلایلی دوست دارند.
3) تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که میخواهد مثل تو باشد.
4) یک لبخند تو میتواند برای هرکسی خوشبختی بیاورد حتی اگراوازتو خوشش نیاید.
5) هرشب کسی با فکرتو به خواب میرود.
6) توبرای یک نفر یک دنیایی.
7) بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
8) تو فردی بخصوص وبی همتایی اما به روش خودت.
9) کسی که توحتی از وجودش بی خبری ترا دوست دارد.
10) وقتی احساس میکنی دنیا به تو پشت کرده،نگاهی بینداز،بیشتربه مانند این است که
تو به دنیا پشت کرده ای.
11) وقتی فکر میکنی شانس نداری به آنچه که میخواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
12) همیشه شکایاتی را که به تو میشود را به یاد داشته باش وکلمات زشت آنرا فراموش کن.
13) همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن باخبر میشوند.
14) اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی را برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.
15) توباید دوست فوق العاده ای باشی چرا که این مطا لب را میخوانی.
برای هر روز از ماه، گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است.
روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید.
گفتار را چند بار تکرار کنید.
دفعه اول با صدای بلند ،بعد آرام تر،بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید.
با هر بار تکرار بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخودآگاه تان شود.
به تدریج مفهوم کاملی از این گفتارها بدست خواهید
آن صفحه ای که گفتار روزتان هست طی روز باز کنید،در هرفرصت آن را مرور کنید·
حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید
شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کنید.
سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنید و بگذارید با ضمیر آگاهتان یکی شود.

روز اول
با خودت صادق باش ونگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش.تعریفاتی را که آنها از تو دارند نپذیر،خودت خودت را تعریف کن.
روز دوم
از قدرت خود مایه بگذار وبر قدرت دیگران تکیه نکن .استعدادهای خود را پرورش بده و بر استعدادهای مردم غبطه نخور.
روز سوم
حتی گردابی از افکار ناراحت کننده ،با شوخی و خنده از ته دل از بین خواهد رفت.
روز چهارم
اگر می خواهی مشکلات خود حل شوند،به دل های دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.
روز پنجم
بزرگترین شفا بخش عشق است.
روز ششم
قدرت درک یافته هایی را که از تجربیات مختلف به دست می آوری،افزایش بده.آن را در سکوت باور کن و به صورت خود در اختیار دیگران قرار بده.
روزهفتم
بگذار که لبخند در قلبت باور شود و از دریچه چشم هایت به دنیا بتابد.مانند لبخند های دوستانه،شفابخش وسپاسگذار باش.
روز هشتم
نخواه که دیگران را با زیبایی و جذابیت زنانه جذب کنی ،زیرا هر چند داشتن اقتدار بر دیگران ارضا کننده است، اما به تدریج وجود ناقص و ضعیف خواهد شد.سعی کن با الهام بخشیدن به دیگران و تحسین اهداف عالی آن ها ،خود را قوی کنی.
روز نهم
هنگامی که وسوسه می شوی تا حرف های کنایه آمیز و نیش دار به دیگران بزنی یادت باشد که فلفل زیادی ،طعم غذا را خراب می کند.کلمات نسنجیده ، دوستی های با ارزشی را تباه کرده اند، اما مهربانی هیچ چیز را خراب نمی کند. اجازه بده دیگران هر طور مایلند پیش بروند.
روز دهم
ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و تمام زندگی افزایش بده .
روز یازدهم
همواره به دیگران کمک کن و همراهی شان کن تا به تعالی برسند.آنگاه خود نیز از درون به تعالی خواهی رسید.
روز دوازدهم
اگر می خواهی مشکلات خود حل شوند ، به دل های دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.
روز سیزدهم
با تحقیر دیگران ،سستی وتنزل خود را نشان می دهیم. نیکی و مهربانی با دیگران،انعکاس پیروزی درونی است.
روز چهاردهم
برای غلبه بر این گرایش که هر چیز را شخصی و خودمانی بدانی، به آنچه درباره غیر شخصی برخورد کردن و جدی بودن از دیگران می شنوی ،ترتیب اثر بده.
روز پانزدهم
با ور های قلبی ات تعیین کننده شخصیت آتی تو هستند.اگر بر مایل حقیر تمرکز کنی، حقیر خواهی شد و اگر بر افکار متعالی تمر کز کنی،افتخار نصیبت خواهد شد.
روز شانزدهم
افکار تو بر دریافتی که از دنیای پیرامون داری رنگ می دهد.افکار منفی حتی سفید را خاکستری نشان می دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا می کند.
روز هفدهم
آن ها معمولا احساسات و الهامات را به راحتی جذب می کنند.اگر احساساتشان آرام باشد،الهامات را به آرامی دریافت می کنند و دریافت آن ها رااحساس می کنند،تسلی و آرامش بده.
روز هجدهم
افکار را بر روند دراز مدت زندگی متمر کز کن.با فراز و نشیب های گذرا در نیفت و انرژی ات را برای کنار آمدن با واقعیت های همیشگی زندگی حفظ کن.
روز نوزدهم
بگذار افکارت را عقل و عوافت را عشق غیر خودخواهانه هدایت کند.
روز بیستم
خود را بدون هیچ چشم داشتی وقف دیگران کن.
روز بیست و یکم
زیبایی حقیقی نوری است که از درون ساطع می شود.منشا آن افکار مثبت، محبت و فضیلت های اخلاقی است.زیبایی صورتکی نیست که انسان به چهره بگذارد و به آن مباهات کند اشتباه است اگر فکر کنیم زیبایی حختص جوانی است .هر سنی زیبایی خاص خودش را دارد.
روز بیست و دومم
قدر شناس باش و قدر شناسی را ابراز کن. از دهنده هدیه بیش تر از خود هدیه قدر دانی کن.
روز بیست وسوم
به عیب جویی دیگران درست یا نادرست توجه نکن اما قلبا از آنها سپاسگذار باش اگر می خواهی برکسانی که به تو بدی کرده اند غلبه کنی از آن ها نزد دیگران به خوبی یاد کن.با تاریکی نمی شود بر تاریکی غلبه کرد ،سلاح موثر بر تاریکی نور است.
روز بیست و چهارم
بغض را از خودت دور کن.قناعت را در وجودت تقویت کن.از داشتن دوستان واقعی راضی و شاکر باش.
روز بیست و پنجم
بیشتر منشاءکنش باش تا واکنش ، واکنشهای احساسی مانند ابری واقعیات را می پو شانند.بگذار محبتت نسبت به دیگران مثل عقربه قطب نما عمل کند.مهم نیست که چند بار منحرف شود،زیرا نهایتا مسیر درست را نشان خواهد داد.کاری را که احساس می کنی درست است انجام بده،کاری که سودش به دیگران برسد.
روز بیست وششم
سعی نکن همواره دیگران را از خود راضی نگه داری،کافی است برای دیگران دوستی صادق باشی .
روز بیست وهفتم
اگر بگذاری،زندگی می تواند مثل سوار شدن بر یک چرخ و فلک تفریحی باشد.یک روز بالا برود و روز بعد پایین بیاید.از درونت فرمان بگیر ، خواه زندگی بر وفق مراد باشد،خواه توام با مشکل. همه چیز در حال تغییر است.از هیچ چیز زیادی خوشحال یا ناراحت نشو.
روز بیست و هشتم
هنگام صحبت با دیگران منصف باش و سعی کن نقطه نظرات آن ها را بفهمی و محترم شمری ،زیرا تنها با درک کردن دیگران است که می توان به تغییر آن ها امید وار بود
روز بیست و نهم
تنها حقیقت است که ارزش نهایی دارد،نه عقاید و نظرات مختص ، به دل های دردمند دیگران تسلی و آرامش بده
روز سی ام
هنگامی که دیگران به تو بدی می کنند ،با محبت ،مهربانی ، درک و بخشش ناهنجاری عدم تعادل آن ها را شفا بده.
روز سی و یکم
برای دیگران مانند یک مادر باش.بی هیچ انتظاری ببخش و توقع پاداش نداشته باش ، با این کار از زندگی هزاران برابر پاداش خواهی گرفت

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


دستانت را به من بده

دستانت را به من بده


دوران نوجوانی دورانی پر تنش و تربیت نوجوان نیز نیازمند به داشتن مهارت های ارتباطی است . نوجوانان از همه سو، مدرسه ، دوستانشان و خانه احساس فشار می کنند . ولی آنها معمولا برای کنترل اضطرابشان ، مجهز به اطلاعات و ابزار مناسبی نیستند . ما طی دو مقاله به بررسی علائم اضطراب در نوجوانان و ارائه راهکار های کمکی به والدین جهت کاهش این علائم می پردازیم.
در ذیل راهکارهایی را ارائه می کنیم که به شما کمک می کند تا در هنگام رویارویی نوجوانتان با استرس آگاهانه تر برخورد کنید.
نوجوانان و اضطراب
نخستین قدم برای مقابله با استرس تشخیص علائم آن است . برای کمک به نوجوانتان به علائم اضطراب توجه نمایید . با این کار ‌شما به او خواهید آموخت که چگونه مواقع اضطراب را تشخیص دهد .
علائم عمومی اضطراب عبارتند از:‌
- کم خوابی و یا خواب بیش از حد . سردرد ،‌کمردرد ، و دل درد . کشش عضلانی. وعده های غذایی مختصر و یا پر خوری . تند خویی. گریه های مداوم . نگرانی و دلواپسی . کناره گیری از دوستان و خانواده. کمبود انرژی .

برای مثال اگر شما در زمان نگرانی نوجوان از برنامه درسی متوجه شدید که فرزندتان میل کمتری به غذا دارد ، می توانید به او بگویید : " من متوجه شدم که در این هفته به اندازه کافی صبحانه نخوردی ، آیا نگرانی خاصی داری ؟‌"

با دانستن علت اضطراب در فرزند نوجوان خود قادر خواهید بود به او کمک کنید تا جهت فرونشاندن اضطراب اقدام نماید .
در مواقعی که نوجوان از صحبت در مورد راه های غلبه بر استرس طفره می رود به دنبال راهی برای صحبت با فرزندتان در مورد تشویش هایش باشید . ‌" من دیروز با مادر همکلاسی ات صحبت کردم او گفت که پسرش در مورد طلاق والدینش بسیار نگران بوده به طوری که در کلاس درس نمی توانست بر درس تمرکز کند .آنها چندین قرار ملاقات با مشاور مدرسه را ترتیب دادند ، و مشاور به او کمک کرد تا احساس بهتر و سازگاری بیشتری با مدرسه داشته باشد . "
بسیاری از والدین می پندارند فرزندانشان به اندازه کافی بزرگ شده تا قادر به تحلیل و همچنین سازگاری با رویدادهای پر تنشی همچون طلاق یا بحران مالی باشند . ولی این همیشه صحت ندارد . اگر خانواده شما دوره پر تنشی را سپری می کند ، اطمینان یابید که فرزند شما از حمایت و آسایش کافی برخوردار باشد .

کمک به نوجوانان در کنترل اضطراب
در اینجا راه هایی وجود دارد که به نوجوانتان در مقابله با اضطراب کمک می کند .
1- این اطمینان را کسب کنید که فرزند شما می داند که شما همیشه برای شنیدن صحبت های او بدون قضاوت و نصیحت آماده هستید .
ممکن است برای والدین دشوار باشد که به سادگی به سخنان فرزندشان گوش بسپارند ولی نوجوانان معمولا نیاز به سکویی برای سخنرانی دارند که بتوانند مشکلات خود را به طور کامل عنوان کنند .

2- تجربه های پر تنش خود را بافرزندتان در میان بگذارید . در مورد یک روز پر اضطراب در کار خود و اینکه چطور بر مشکل خود فائق آمده اید صحبت کنید و یا داستان هایی که از زمان نوجوانی خود و غلبه بر مشکلات داشته اید، نقل کنید .
3- درک موقعیت های اضطراب آلود از دیدگاه های متفاوت را به فرزندتان بیاموزید. برای مثال اگر فرزند نوجوان شما از اینکه در گروه خاصی به عضویت در نیامده ، نگران است. از او بپرسید که او کدام ویژگی های اعضای آن گروه را تحسین می کند و آیا خصوصیات آنها برای رابطه دوستی ایده آل او سازگار است .
4- فرزند خود را متوجه این موضوع نمایید که او پیش از این هم روش های موثری جهت تسکین اضطراب داشته است . گوش سپردن به موسیقی ، تمرین های ورزشی ، و ...همه راه های موثری در مقابله با اضطراب هستند .
5- به تفاوت میان فعالیت های سرگرم کننده و بازدارنده توجه کنید . تماشای تلویزیون ، تماس تلفنی، و ...همه فعالیت های سرگرم کننده ای هستند . ولی برخی مواقع این سرگرمی ها می توانند به راهی برای جلوگیری از نگرانی انجام تکلیف تبدیل شوند .
6- با فرزندتان در مورد اهمیت جایگزینی راه های غیر سالم در کنترل اضطراب با راه های درست و سالم صحبت کنید . به او کمک و یادآوری نمایید که عکس العمل های نا مناسب به اضطراب در واقع باعث افزایش آن می شود زیرا هرگز علل مشکلات را حل نمی کنند .
بسیاری از والدین می پندارند فرزندانشان به اندازه کافی بزرگ شده تا قادر به تحلیل و همچنین سازگاری با رویدادهای پر تنشی همچون طلاق یا بحران مالی باشند . ولی این همیشه صحت ندارد . اگر خانواده شما دوره پر تنشی را سپری می کند ، اطمینان یابید که فرزند شما از حمایت و آسایش کافی برخوردار باشد .

7- در مورد نقش تفکرات منفی در اضطراب صحبت کنید . "‌منفی اندیشی شدید " یا تکرار افکار منفی در بیشتر مواقع منتج به افزایش اضطراب می شود . به فرزندتان هدایت کردن افکار منفی را بیاموزید . یک متخصص اضطراب نوجوانان می گوید :‌نوجوان با تصور اینکه کنترل از راه دوری دارد که با آن می تواند کانال را عوض کرده و تبدیل به افکار مثبت نماید می تواند رشته افکار منفی را پاره کند .

8- به نوجوان خود کمک کنید تا بخشیدن خود را بیاموزد . فرزند شما نیاز دارد که بداند همیشه امکان بهترین بودن وجود ندارد و اینکه اگر او روز بدی داشته باشد امری کاملا طبیعی است .
9- ترس ها و نگرانی های فرزند نوجوان خود را بپذیرید و هرگز آنها را تحقیر نکنید . چرا که این عمل احساس عدم درک و بی اهمیتی نگرانی های او را تداعی می کند.
10- از بیان انتظارات بیش از حد از فرزندتان بپرهیزید . و تلاش ها و فعالیت های موفقیت آمیز او را مورد ستایش و تمجید قرار دهید .
__________________

نویسنده : رسول ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
پيام هاي ديگران () +


 

امید، به آن اندازه برای انسان اهمیت دارد که بال برای پرندگان!

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 


سه شمع به آرامی می سوختند. محیط پیرامون آن ها آن قدر آرام بود که صدای آن ها شنیده می شد.
شمع اول گفت: من صلح نام دارم!بنابراین هیچ کس نمی تواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که به زودی خاموش خواهم شد.
پس شعله ی آن به سرعت کم شد و سپس خاموش شد.
شمع دوم با ناراحتی گفت نام من عشق است من دیگر قدرت روشن ماندن ندارم چون همه مرا کنار گذاشته اند و اهمیت مرا درک نمی کنند.
مردم ، عشق ورزیدن به نزدیکانشان را نیز فراموش کرده اند
طولی نکشید که او هم خاموش شد...
ناگهان پسرکی وارد اتاق شد و دید که از 3 شمع دو تای آنها خاموش شده اند پسرک به آن دو شمع خاموش گفت شما چرا خاموش اید؟ مگر قرار نبود تا وقتی که تمام می شوید روشن بمانید؟ و سپس شروع به گریه کرد.
ناگهان ، شمع سوم که هنوز روشن بود ، به حرف آمد و گفت " نگران نباش نا زمانی که من هستم ، می توانی به وسیله ی من، آن 2 شمع خاموش را روشن کنی نام من امید است".
پس چرا وقتی امید در زندگی وجود دارد ما با هم در صلح زندگی نمی کنیم و به یکدیگر عشق نمی ورزیم؟

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


دلت را به دریا بزن

دلت را به دریا بزن

تا به حال به دریا فکر کردی؟ به قشنگی اش، به بزرگی اش، به مواج بودنش، به آن موج های قشنگش که فقط کافیست به آن نگاه کنی چنان می بردت توی حس که نگو. وقتی بالا و پایین می رود، وقتی می آید و برمی گردد، وقتی آرام است، نگاهش کردی چقدر زیباست؟ نمی دانم به نظر من که خیلی با احساس است. چطور یک سری می گویند دزد است؟ چه طور می گویند نامرد است؟ اما نه همیشه این جور نیست آن لحظه هم که خیلی عصبی است دوستش دارم. او زمان عصبانیتش هم به کسی کاری ندارد آن قدر خودش را به ساحل، صخره و این طرف و آن طرف می زند تا آرام بشود.
با وجودی که بزرگ است اما در آن دل بزرگش چیزی نیست و بیشتر از همه دلم برای تنهائی اش می سوزد.
از بحث اصلی دور نشویم نمی خواهم بحث را خیلی احساساتی کنم!
نمی دانم تا به حال به کشتی هایی که در حال گذر هستند در دریا نگاه کردید؟ یا اصلا به آنها فکر کردید؟
می گویم:
ناخداگری هم خیلی سخت است اما به جایش هیجانی است. بیشتر کیفش هم آن است که با دریا و آب سروکار دارد. شاید ناخداها هم احساسات آروم و لطیفی داشته باشند اما هر کاری سختی های خاص خود را دارد. مثلا همین ناخداگری به خصوص اگر کشتی مسافربری باشد که دیگر بدتر مسوولیت سنگینی بر عهده دارد و اگر خدای ناکرده اتفاقی افتاد باید جوابگو باشد. اما ناخدا هر چقدر هم در کارش خبره باشد باز هم بی ارتباط با دریا نیست. این دریا است که شرایط ناخدا، کشتی و مسافرها را ممکن است عوض کند.
ممکن است گاهی عصبانیتش به حدی باشد که دیگر رحم و انصاف را متوجه نشود. به نظر من زندگی ما انسان ها هم بی شباهت به دریا نیست. زندگی شبیه دریا. و من و تو هم شبیه آن ناخدا هستیم. گاهی اوقات لم زندگی کاملا در دستمان است می توانیم تغییرش دهیم کم و کاستی هایش را جبران کنیم از آن برداشته یا اضافه کنیم و حتی تلخ یا شادش کنیم و گاهی هم نه، فشاری وارد می شود که نه راه پس و نه راه پیش داریم. مجبور هستیم بسوزیم و بسازیم. آن زمان است که هوا ابری و دریا طوفانی است. هر کاری کنی نمی توانی کشتی ات را مهار کنی، سخت است، اما شدنی است. مطمئن باش اگر حتی هیچ راهکاری نداشته باشی خدا صبر را از تو نگرفته! صبور و آرام باش درست می شود. شیرینی زندگی به این سختی هایش است.
زندگی همه ما آدم ها سخت است
نترس!
فقط تو غم نداری مهم نیست چه کسی شاد و چه کسی ناراحت است، مهم این است که در زندگی ات چنان ناخدای خوبی باشی که بتوانی کشتی ات را بدون کمک دیگران کنترل کنی. مهم این است که یاد بگیری در زندگی چه طور با سختی ها مبارزه کنی، چه طور شادی هایت را تقسیم کنی و...
نترس!
بالاخره خشم دریا می خوابد. همیشه که طوفانی نیست. یک روزهایی هم آفتابی و قشنگ است. اما سعی کن پل پشت سرت را خراب نکنی و راهی را برای بازگشت باقی بگذاری. سعی کنید ناخدایی باشید که دیگران از شما درس زندگی را بیاموزند.

به قول معروف همه ما انسان ها در زندگی;
به ظاهر گرچه می خندیم
ولی اندر سکوت تلخ می گرییم
که ما دنیایی از دردیم
و با هر دردی می جنگیم

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

وقتی این داستان و خواندم . دیدم با این تاپیک هماهنگی خاصی داره.با این امید برای من که واقعا زیبا بود .
حالا شما هم بخوانید و استفاده کنید .


روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم.
شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم.
به خدا گفتم : آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟
و جواب او مرا شگفت زده کرد.
او گفت :آیا سرخس و بامبو را میبینی؟
پاسخ دادم :بلی .
فرمود : هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم ،
به خوبی ازآنها مراقبت نمودم .
به آنها نور و غذای کافی دادم.
دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت
اما از بامبو خبری نبود.
من از او قطع امید نکردم.
در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند
و زیبایی خیره کنندهای به زمین بخشیدند
اما همچنان از بامبوها خبری نبود.
من بامبوها را رها نکردم .
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند.
اما من باز از آنها قطع امید نکردم .
در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد.
در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود
اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.
5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند.
ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند
و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کردند.
خداوند در ادامه فرمود:
آیا میدانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی
در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی .
من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همان گونه که بامبو ها را رها نکردم.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند
اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنند.
زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی!
از او پرسیدم : من چقدر قد میکشم.
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد میکند؟
جواب دادم : هر چقدر که بتواند.
گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی ، هر اندازه که بتوانی.
به یاد داشته باش که من هرگز تو را رها نخواهم کرد.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


فرهنگ لغات

فرهنگ لغات

آدم خوار: انساندوست افراطی!

آدم مغرور: کسی که اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگوید: یه وجب بلند تر بزن!

احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد!

ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد!

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند!


اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند!


ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند!

چشم : عضوی که چشم چرانها با آن ارتزاق می کنند!

خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش

نشانی بدود!


اگر میخواهید شاد باشید:
در سازگاری روحیه ی خود با محیط کار ابتکار عمل به خرج دهید.
از مباحثه به شدت دوری کنید.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


*پاسخ مورد نظر چیست؟*

*پاسخ مورد نظر چیست؟*


مطلب زیر را به دقت بخوانید
جواب یک کلمه می باشد که قبلا در موردش تاپیک هم داشتیم البته فقط از یک جبنه .
من یار همیشگی شما هستم.
بزرگ ترین مسوولیت شما به حساب می آیم.
من شما را تا موفقیت ، بالا و یا تا ناامیدی ، پایین میکشم.
من به فرمان شما هستم.
نیمی از کارهایی که انجام می دهید ، بر پاشنه ی من میگردد.
زیرا کارها را به درستی ، با سرعت و سودمندی انجام میدهم.
من به راحتی اداره می شوم. تنها با من در کارها راسخ باشید.
انانی که بزرگ هستند بزرگی شان از من و آنانی که شکست خوردند ، شکستشان از من است.
من یک ماشین نیستم اما با دقت یک ماشین و با هوش یک انسان کار میکنم.
می توانید از من برای منفعت خود استفاده کنید و یا برای ویرانی تان.
به من تعلیم دهید ، آموزش دهید راهنمایی کنید و پاداش دهید.
و در نهایت من ..آن را خودکار انجام خواهم داد.
من در خدمت شما هستم.
به نظر شما من کیستم؟

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


عادت

عادت


یک عادت، عملی است اکتسابی است که به طور دائم و خودکار انجام داده شود و قطع کردن آن مشکل باشد. این تعریف ما را به یاد عملی می اندازد که به آن عادت عصبی میگوییم. عادات عصبی اعمال مداوم و خودکاری هستند که هیچ فایده شخصی یا اجتماعی ندارند، مانند تکان دادن دسته کلید در جیب، جویدن ناخن، ضرب گرفتن با پا، جویدن ته مداد و فهرست بی انتهایی از مثالهای دیگر.

من (از زبان یک روانکاو) حدث میزنم که هرکس لا اقل یکی از این عادات را دارد. من میگویم که اینها عادات عصبی هستند و عده زیادی عقیده دارند که اینها رفتارهایی بیضرر می باشند. اما در هر حال این عادات میتوانند برای بسیاری افراد مشکلاتی به بار می آورند. حداقل اینکه در زمانی که میخواهیم خونسرد و مطمئن جلوه کنیم، عصبی و گاهی دیوانه جلوه میکنیم.

واکنش طبیعی
گاهی اوقات یک عادت عصبی به صورت یک واکنش در مقابل آسیب جسمی یا روحی به وجود می آید. زمانی که این رفتار مدتها بعد از رفع شدن مشکل اولیه باقی ماند، شکل جدیدی به خود گرفت و دائما تکرار شد، تبدیل به یک عادت عصبی شده است. غالبا یک عادت، شکل تغییر یافته یا شدید شده یک عمل بسیار عادی است.

رفتارهای ناپسند
رفتارهای ناپسند معمولا به شدت نهی میشوند و توسط اشخاص یا جامعه به عنوان رفتاری غریب و نا مناسب معرفی میشوند. اما چنین عاداتی، آن چنان با رفتارهای عادی روزمره ترکیب میشوند که شخص به کلی از وجود آنها بی اطلاع است. این بی اطلاعی عامل اصلی باقی ماندن عادات عصبی است. اگر از آنها با خبر باشیم بهتر میتوانیم از آن دست برداریم.

اولین بار
به اولین باری که عادت خاص خود را انجام دادید فکر کنید. احتمالا این هم رفتاری بین تمام رفتارهای زندگی شما بوده است. شاید کاری بوده که موجب از بین رفتن خستگی، عصبیت یا حوصله سر رفتن شما شده باشد. بیشتر عادات عصبی چنین پیشینه ای دارند، اولین بار که آنرا انجام داده اید مشکلتان حل شده است پس دفعه دیگری که در موقعیتی عصبی قرار داشته اید هم آنرا تکرار کرده اید. انجام آن به تدریج وارد سیستم رفتاری شما شده است و طبعا شروع آنرا به خاطر نمی آورید.

هر نفر یک نوع عادت
اما چرا هر کس عادت خاص خودش را دارد؟ چرا یکی ناخن میجود و دیگری با مدادش روی میز میزند؟ کسی نمیداند! در اصل این عمل تصادفی به وجود آمده است. یک بار انجام وظیفه کرده و تمام! البته نباید از نقش ژنتیک و شرایط اقلیمی و اجتماعی هم غافل شویم. حتا ممکن است شما عادتی را از یکی از بستگان خود کپی کرده باشید. اما چرا ناخن خود را میجوید، در حالی که هیچ یک از اطرافیانتان چنین کاری نمیکند؟ آیا مادرتان ته مداد را میجود و پدرتان دسته کلیدش را میچرخاند؟ مسئله این است که شما متوجه شده اید که گاهی رفتارهایی میتوانند آرامش بخش باشند و عادت آرام بخش مخصوص خودتان را پیدا کرده اید.

جایگزین های خطرناک
جایگزین کردن مواد مخدر سبک و مشروبات الکلی یکی از راهای بسیار خطرناک رهایی از عادات عصبی است. به جای آن سعی کنید با خوردن و نوشیدن مواد غذایی پر انرژی در زمان خستگی یا عصبانیت، چای سبز و انواع دم کرده های مفید در مواقع بیخوابی یا کمی بستنی هنگام بی حوصلگی به مقدار فراوان شرایط روحی خود را بهبود ببخشید.




مهم این است که نباید کسی را مقصر بدانیم. اگر شما عادت عصبی دارید، بدانید که آنرا ناخودآگاه به دست آورده اید اما باید آنرا با آگاهی از بین ببرید. فکر کنید که آیا عادتی دارید؟ آیا این عادت فایده ای هم دارد؟

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

هر روز می گذشت از این زیر پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ما
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می رود
چادر نماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هر جا شده هویج هم امروز می خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها

کفگیر بی صدا
دارد برای ناخوش خود آش می پزد

او مُرد ودر کنار پدر زیر خاک رفت
اقوامش آمدند پی سر سلامتی
یک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:
این حرف ها برای تو مادر نمی شود.

پس این که بود؟
دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید
لیوان آب از بغل من زد کنار،
در نصفه های شب.
یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب
نزدیکهای صبح
او باز زیر پای من نشسته بود
آهسته با خدا،
راز و نیاز داشت
نه، او نمرده است.

او پنج سال کرد پرستاری مریض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسرچه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ
تنها مریضخانه، به امّید دیگران
یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.

در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود
پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سیاه
طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین
دریاچه هم به حال من از دور می گریست
تنها طواف دور ضریح و یکی نماز
یک اشک هم به سوره ی یاسین من چکید
مادر به خاک رفت.
...
این هم پسر، که بدرقه اش می کند به گور
یک قطره اشک مُزد همه ی زجرهای او
اما خلاص می شود از سرنوشت من
مادر بخواب، خوش
منزل مبارکت.

آینده بود و قصه ی بی مادریّ من
نا گاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ
من می دویدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پی من باز می کشید
دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه
خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع
ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه
باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نیمه باز:
از من جدا مشو.
می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود
انگار جیوه در دل من آب می کنند
پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه می گریختند
می گشت آسمان که بکوبد به مغز من
دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه
وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد
یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان
می آمد و به مغز من آهسته می خلید:
تنها شدی پسر.

باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی
دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود:
بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟
تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر
می خواستم به خنده درآیم به اشتباه
اما خیال بود
ای وای مادرم

استاد شهریار

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر میگویم به یادت در قفس غمگین وخسته
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی
ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

زیباترین جمله در مورد مادر

مادرم دوستت دارم

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

کودکى که آماده تولد بود نزد خداوند رفت و از او پرسید: «مى گویند که تا چند ساعت دیگر مرا به زمین خواهى فرستاد، اما من به این کوچکى و ناتوانى چگونگى مى توانم براى زندگى به آن جا بروم؟»
خداوند پاسخ داد: «از میان فرشتگان بى شمارم یکى را براى تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و حامى و مراقب تو خواهد بود...»
کودک همچنان مردد بود و ادامه داد: «اما این جا در بهشت من جز خندیدن و آواز و شادى کارى ندارم...»
خداوند با لبخند گفت: «فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد، تو عشق او را احساس خواهى کرد و شادخواهى شد.»
کودک ادامه داد: «من چطور مى توانم بفهمم که مردم چه مى گویند و در دل آن ها چه مى گذرد؟»
خداوند با لطافت گفت: «فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایى را که ممکن است بشنوى در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبورى به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنى.»
کودک دلش گرفت و با ناراحتى گفت: «اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟»
و خداوند براى این سوال هم پاسخى داشت... «فرشته ات دست هاى تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو مى آموزد که چگونه دعا کنى.»
کودک سرش را برگرداند و پرسید: «شنیده ام که در زمین انسان هاى بد هم زندگى مى کنند، چه کسى از من محافظت خواهد کرد؟»
و خداوند ادامه داد: «فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد حتى اگر به قیمت جانش تمام شود.»
کودک با نگرانى گفت: «اما من همیشه به این دلیل که نمى توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود.»
خداوند با مهربانى گفت: «فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگرچه من همیشه در کنار تو هستم.»
در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهایى از زمین به گوش مى رسید. گروهى در زمین با خوشحالى منتظر تولد نوزادى بودند تا جشنى مفصل آغاز کنند.
کودک مى دانست که به زودى باید سفر خود را آغاز کند...
پس سوال آخر را به آرامى از خداوند پرسید: «خدایا! اگر باید هم اکنون به دنیا بروم، لااقل نام فرشته ام را به من بگو...»
و خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: «نام فرشته ات اهمیتى ندارد ولى مى توانى او را مادر صدا کنى...»
***
و چنین بود که بهترین و عزیزترین فرشته خدا نام مادر بر خود نهاد تا با بال هاى مهربانى و عشق و ایثار و گذشت و فداکارى روزى چند بار برعرش خداوند پرواز کند و دیگر فرشتگان در برابر تمام از خود گذشتگى هایش بر او تعظیم نمایند.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

چه خوبه همیشه ما با هم باشیم
من و تو دشمن درد و غم باشیم

چه خوبه دلامون از امید پره
غم داره از من و تو دل می بره
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته می شن

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


ماههای تولد و ارتباط آن با بوسه

ماههای تولد و ارتباط آن با بوسه


برج حمل...فروردین
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند . بوسه های شما غافلگیر کننده وخود به خودی هستندکه باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند

برج ثور
..اردیبهشت

بوسه های شما باتعلل صورت می گیرد، اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و
برج جوزا خرداد
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود

برج سرطان
..تیر
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید

برج اسد....مرداد
بوسه های شماوحشی و پراحساس همراه با چن گزدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید ودوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند

برج سنبله
....شهریور
بوسه های شما بسیار دقیق،ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید

برج میزان...مهر
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید

برج
عقرب ....آبان
شما خیلی زود ازبوسیدن می گذرید و به سراغ چیزی می روید که پشت سر آن برسد

برج قوس...آذر
نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ وسوزان خیلی زود فروکش میکند

برج جدی...دی
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است
برج دلو ....بهمن

بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید
برج حوت ....اسفند

بوسه های شما رویایی، خیال
انگیز، عاشقانه و ابدی است

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


 

غم آمده ، غم آمده ، انگشت بر در می زند
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر می زند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟
غم با همه بیگانگی ، هر شب به ما سر می زند


نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


مطالبی پیرامون بوسه

مطالبی پیرامون بوسه


بوسیدن هم مثل خیلی از پدیده های دیگه ی دنیا، یه تاریخ مجهول داره. از نوشته های هندی حدود 1500 سال قبل از میلاد که به زبان سانسکریت نوشته شده ن، اینجور برداشت میشه که اون موقع، بوسه وجود داشته. اما نمی شه گفت که قبل از اون هم این رسم رایج بوده یا نه. در واقع هنرمندان و نویسندگان، بوسیدن رو اونقدر امری خصوصی می دونستن که اون رو تو نوشته ها یا نقاشی های خودشون نمی آوردن. بعد از اولین نوشته ها راجع به بوسه، سالیان سال گذشت تا این رسم دوباره مکتوب شد.
350 سال بعد از میلاد، هندو ها در شعری مذهبی که بر محور “کاماسوترا” سروده شده بود و قرن ها دهان به دهان چرخیده بود، بوسه های مختلف رو نقل کرده بودن. باستان شناسان معتقدند که بوسیدن، بعد از حمله اسکندر به هند در سال 326 قبل از میلاد رواج یافت. خیلی از عادات بوسیدن امروز ما، از اون زمان به ما منتقل شده. گفته می شه که در روم باستان، زن و مرد در برابر مردم یکدیگر رو می بوسیدن تا به
این صورت ازدواج خودشون رو اعلام کنن.


خیلی ها معتقدن که بوسیدن، ریشه در جویدن غذا وسط مادران برای کودکشون داره. گرچه متخصصان امر معتقدن که بوسه، ریشه ی خیلی از بیماری ها هم هست! مونونوکلیوسیس که در بزاق وجود داره و می تونه با بوسه منتقل بشه، تبخال، بعضی از باکتری هایی که ممکنه
باعث زخم معده بشن، در موارد نادر، ویروس هایی که منجر به مننژیت می شن و تا به امروز، والبته یک مورد خاص هم گزار شده که ویروس HIV از طریق بوسه منتقل شده (گرچه این روش انتقال تقریباً منتفیه)، از این دسته بیماریها هستند.

مردم شناسان می گن که بیش از 90 درصد مردم جهان همدیگه رو می بوسن. خیلی از این افراد، منتظرن تا اولین تجربه ی عشقولانه ی خودشون رو تجربه کنن و جالب اینجاس که همه ی اونها، اولین بوسه ی رومانتیکشون رو برای همیشه به خاطر می سپارن. پدر و مادر بچه هاشون رو می بوسن، تقدیس کننده ها، مقدس مذهبی خودشون رو و حتی بعضی ها موقعی که از هواپیما پیاده می شن، زمین رو می بوسن ! (چقدر تناقض…!!)


غیر از فرضیه ی بالا مبنی بر اینکه جویدن غذا ها به این شک نسل به نسل منتقل شده (که البته یه کمی غیرمنطقیه)، بعضی از دانشمندان میگن این رفتار، یه رفتار غریزیه و دلیل این حرفشون رو رفتار میمون های بونابو می دونن که خیلی به انسان نزدیکن. اونها همدیگه رو می بوسن تا از دلخوری هایی که بینشون پیش اومده یه جوری دلجویی کنن و به این صورت پیوند اجتماعی بینشون رو قوی نگه دارن. خیلی از حیوانات دیگه ،رفتارهایی دارن که گونه هایی از بوسیدن رو شبیه سازی می کنه. مثلاً خیلی از پستانداران، صورت همدیگر رو می لیسند، پرندگان نوک های خودشون رو با هم تماس می دن و حلزون ها، شاخک های خودشون رو به هم می زنن. رفتار حیوانات در لیسیدن و بو کردن همدیگه،حس صمیمت رو بینشون نشون می ده


عکس العمل انسان به بوسه به سه بخش تقسیم می شه:
  • عکس العمل روانی که به حالت روحی فرد بستگی داره و به اینکه کی داره شما رو می بوسه . از نظر روانی، بوسیدن کسی که می خواهین ببوسینش، یک حس جاذبه قوی در فرد ایجاد می کنه. در واقع اگر کسی رو که دوست ندارید، ببوسین یا مجبور به بوسیدنش بشید، حس، کاملاً متفاوته خواهید داشت.
  • بدن شما از نظر فیزیکی کاملاً به بوسیده شدن عکس العمل نشون می ده. بیشتر مردم دوست دارن که مورد تماس قرار بگیرن و همینه که باعث عکس العمل مذکور میشه. این بوسیده شدن، همه چی از خون تا مغز شما رو تحت تاثیر قرار

    می ده و هورمون هایی تولید می کنه که درباره شون صحبت می کنیم.
  • فرهنگی که توش بزرگ شدین، نقش بزرگی رو تو احساس شما نسبت به بوسیدن یا بوسیده شدن ایفا می کنه. در بیشتر کشورهای غربی، مردم یه جورایی آموزش می بینن تا مشتاقانه، منتظر اولین بوسه ی زندگیشون باشن. ولی در فرهنگ ریشه ی کشورهای دیگه ، قضیه می تونه کاملاً برعکس باشه. بنابراین رفتار مردم و رسانه ها و سایر فاکتورهای اجتماعی، به شکل کاملاً محسوسی روی احساس موردبحث تاثیر می ذاره.
این عکس العمل ها در تمام انواع بوسه نقش خودشون رو نشون می دن؛ منظورم اینه که نه فقط بوسیدن از روی رومانس، بلکه بوسیده شدن یک کوک توسط مادرش یا بوسه های از روی احترام و… هم از این قاعده مستثنی نیستند و هر دو طرف از این عکس العمل ها رو بروز میدن. نقطه ی مشترک تمام این بوسه ها اینه که همه شون از کشش طرفین و احساساتی که بهش می گیم احساسات مثبت، الهام می گیرن.


آناتومی بوسه

اکثر ماها مموقع بوسیدن یک آدم دیگه، حواسمون طرف اینه که چیکار داریم می کنیم و نه اینکه اون وسط الان چه اتفاقی داره می افته! منظورم از نظر تکنیکی و پزشکیه.جدا از اینکه کیو دارین می بوسیم یا برای چی اینکارو می کنیم، پایه ی بوسه، ماهیچه ای به نام Orbicular Oris هستش که دورتا دور دهان رو احاطه کرده.حدود دو سوم از آدماها موقع بوسیدن یکدیگر سرشون رو به راست خم می کنن که به عقیده ی دانشمندا، رفتاریه که از زمان تولد در ما وجود داره. دلیلش رو خودتون پیدا کنین! تمام کسانی که حداقل یکبار بوسه رو تجربه کردن می دونن که احساساتشون در اون زمان، ارتباطی به دهان پیدا نمی کنه.، بلکه اعصاب دهانی پیام های عصبی رو از پوست صورت، لب ها و زبان به مغز منتقل می کنن تا در اونجا با تولید هورمون های مرتبط، به این فرایند پاسخ مناسب داده بشه.

اکسیتوسین که به افراد احساساتی مث نزدیک بودن، اختیار دادن (و در اختیار داشتن) و از این دست رو القا
می کنه.

دوپامین که نقش پردازش احساسات، لذت ها و دردها رو بازی می کنه

سروتونین که حالت و وضعیت روحی شخص بهش وابسته س.

آدرنالین که ضربان قلب رو بالا می بره و در عکس العمل های تقابلی نقش اصلی رو داره

با ترشح این هورمون ها، احساسی در افراد ایجاد می شه که با بالا رفتن سرعت ضربان قلب، نیاز به اکسیژن بیشتری رو طلب می کنه.







مساله ی دیگه، نقش پروتئین های سیستم ایمنی بدنه که باعث می شه افراد، بوسه های مختلف رو متفاوت احساس کنند. محققان ثابت کرده ن که زنان، بوسه ی مردانی رو ترجیح می دن که دارای پروتئین های سیستم ایمنی متفاوتی از خودشون باشن. اونا ممکنه که بتونن این پروتئین ها را در لحظه ی بوسه احساس کنن و به اصطلاح بچشن و از این طریق، شریک خودشون رو جذاب بپندارن.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
پيام هاي ديگران () +


8 روش برای فائق آمدن بر احساس نا امیدی

8 روش برای فائق آمدن بر احساس نا امیدی

 

احساسی که شما دارید "ناامیدی" است
شاید گاهی با کمی ناراحتی و عصبانیت نیز همراه باشد. به شدت بر روی اهداف و پروژه های خود کار می کنید، اما راه به جایی نمی برید و اصلاً دلیلش را هم نمیدانید. تنها چیزی که می دانید این است که ناامید هستید و بدون توجه به این مطلب که تا چه اندازه به سختی تلاش می کنید، به هیچ جایی نمی رسید. انگار که آب در هاون می کوبید و تنها حسی که به شما دست می دهد چیزی نیست جز ناامیدی. تمام این نکات به نظرتان آشنا می آید، اینطور نیست؟
اینجا دقیقاً همان جایی است که همه می گویند: "من کم آوردم" و دست از کار میکشند. قبل از اینکه به چنین بن بستی برخورد کنید، در این مقاله 8 راه غلبه بر ناامیدی را به شما معرفی می کنیم:

1- از خود سؤال کنید "چه کاری در این شرایط جواب می دهد؟"
حتی زمانی که احساس می کنید هیچ کاری از دستتان بر نمی آید، به دقت فکر کنید و مطمئناً یک راه پیدا می کنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می توانید آنرا به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره منفی گرایی هایی نظیر "واقعاً ناامید کننده" است، نجات داده اید و می توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.
به این طریق شما راهی را پیدا کرده اید که شما را به نتیجه می رساند و راهی را به شما نشان می دهد که بتوانید از ناامیدی ها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

2- رکورد کارهای خود راثبت کنید
هر کاری را که با موفقیت انجام می دهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به صورت ماهانه انجام دهید آنوقت می توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده اید. خودتان از هم میزان موفقیت هایتان شگفت زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم های زیادی نوشته نشده اند، چشم هایتان باز می شود و متوجه می شوید که بیش از آنکه کار کنید، وقت گذرانی می کنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بی ارزش می کنید و باید حواس خود را بیش از این ها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیستتان از آیتم ها مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه لیست همچنین می توانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینه ها مؤثرتر عمل کرده اید و در کدام قسمت ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیشتری دارید.

3- بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید
هدف اصلیتان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجه مورد علاقه تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آنقدر شلوغ می شود و خودمان را سرگرم حل درگیری ها و مشکلات پیش پا افتاده می کنیم که یادمان می رود هدف اصلی زندگی مان چیست. سعی کنید تا آنجایی که می توانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟" پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سوال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفتتان را می گیرد. این سوال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمی کند. چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سوال زیر است:
- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟
- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟

4-"هیاهو" را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید
زمانیکه برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آنقدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که "ممکن" است این موارد به شما کمک کنند.
اگر نگاهی به سایت های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر "راههای ساده برای راه اندازی و اداره وب سایت" ، "راه های آسان کسب درآمد" و.... این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب می شوند و باید بدانید که حتی خواندن آنها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی ها فقط وقت شما را تلف کرده و پول هایتان را به تاراج می دهند. آنها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمی دهند. البته بیشتر افراد زمانیکه از روند کند کار خود خسته می شوند، معمولاً به چنین مواردی روی می آورند و تبلیغاتی نظیر "این همان چیزی است که شما نیاز دارید" و "ما همه چیز را برای شما آسان کرده ایم" روی می آورند. اگر آینده نگر باشید، می توانید به خوبی پیش بینی کنید که اگر برای 6 ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آنوقت از تمام این پیشنهاد های جور به جور منفعت بیشتری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی خواهیم در اینجا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریخته و همان اندازه ای که قرار بوده بابت این تبلیغ ها پرداخت کنید را جمع می کنید. ببینید چه چیزی در زندگیتان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف می کند و هیچچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه زندگیتان حذف شود.

5- راه حل های چند جانبه
شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راه های مختلف تمرکز کرده و آنها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال 8 راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل های متفاوتی پیش رویتان قرار دارند به شما کمک می کند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده اید، انتخاب های متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.

6- اهل عمل باشید
شما زمانیکه به ناامیدی می رسید معمولاً شور و اشتیاق اولیه خود را از دست می دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید. مسئله ای که برایتان پیش آمده دشواراست، از آن ناامید شده اید، و احساس می کنید که نمی توانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برایتان جالب تر به نظر می رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین دست اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همانطور که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست خورده کسانی هستند که متوجه نبوده اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده اند."
مسئله دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که شما وقت زیادی را صرف نگرانی می کنید. نگرانی یکی از بدترین راههای اتلاف انرژی است و اجازه نمی دهد که شما به جلو حرکت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که اهل عمل باشید. زمانیکه مجدداً توانستید به سمت جلو حرکت کنید، آنوقت متوجه می شوید که دیگر دلیلی برای نگرانی هایتان وجود ندارد.

7- تجسم نتیجه مثبت
بهتر است بیشتر آن وقتی را که می خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی بافی کنید، صرف مثبت اندیشی کنید. بزرگترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم می کنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می رسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهدافتان می رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهایتان رسیده اید، چه احساسی دارید؟ چه می گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید می دهد تا راهتان را ادامه دهید.

8- مثبت باقی بمانید
معمولاً موارد مختلف به آن اندازه ای که آن ها را در ابتدای کار می بینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آنچه هستند به نظر می رسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می تواند به شما کمک کند. این گونه احساس ها به سرعت از میان می روند و شما مجدداً به حالت عادی باز می گردید. یک ذهن باز خیلی راحت تر می تواند راه حل های متفاوت را پیدا کرده و آنها را به کار ببند تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز اینطور نگاه می کند: "فایده اش چیست؟" یک ذهن بسته نمی تواند راه حل های ممکن را بررسی کرده و آنها را تشخیص دهد. مثبت باقی بمانید. به هر حال باید همچنان بدانید که گزینه های مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید، و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید.
با استفاده از 8 تکنیک ارائه شده در بالا پس از مدتی درک می کنید که در زندگیتان مشکلات کمتری رخ می دهند و احساس ناامیدی کمتری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می رسید که موقعیت های بیشماری پیش رویتان قرار دارند و متوجه می شوید که چگونه می توانید از آنها به نفع خود استفاده کنید.

نویسنده : رسول ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


امید......

امید......


فکر میکنی آدم کوچکی هستی در حالی که دنیای عظیمی در درون توست. علی (ع) چیزی که انسان را قبل از مرگ می کشد یاس است و چیزی که برای انسان ننگ است نا امیدی است. علی (ع)
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند (بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .(بحارالانوار،ج78،ص119)


چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)
بال شکستهپر گشودن هنراست این را همه پرندگان میدانند.
بزرگترین گناه زندگی این است که بالهایت را برای پروازنگشائی و همواره بر روی زمین بخزی.

هیچگاه کوری را ، به خاطر آرامش تحمل نکن .

کشتی ها در بندرگاه در امانند اما کشتی برای این کار ساخته نشده .

هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید هر چند راه او سخت و ناهموار باشد .

طبیب عشق مسیحا دمست و مشفق لیک چو در تو درد نبیند که را دوا کند

بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او.

(همیلتون)
فکر میکنی آدم کوچکی هستی در حالی که دنیای عظیمی در درون توست. علی (ع)
یکی از مهمترین راههای خوشبختی، حقیر شمردن مرگ است. (لوبون)
زندگی شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست بگیرید.
من واقعاً فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی
می دانم سعی کنید همه را راضی نگه دارید. (بیل کازبی)
تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند. (الکس هیل)
کسی که پرده از روی اسرار دیگران برداشت، رازهای پنهانش آشکار شود.
(امام صادق «ع»)
هر که گره از کار مسلمانی بگشاید خداوند در دنیا و آخرت گره از کارش خواهد
گشود. (امام حسین «ع»)
کسی که به اندازه یک دانه خردل نخوت در دل داشته باشد وارد بهشت نمی شود.
(پیامبر «ص»)
کسی که شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگی به مقصود نخواهد رسید.
(محمدعلی کلی
زندگی دشوار است اما من از او سرسخت ترم.
گر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت.
(موریس مترلینگ)
پزندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد.
(ریچارد کارسون
دنیا بسیار وسیع است و برای همه جائی هست، سعی کنیم جای واقعی خود را
پیدا کنیم.
هر اقدامی اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر می رسد. (کارلایل)
آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده
است. (موریس مترلینگ)
به توانائی خود ایمان داشتن نیمی از کامیابی است. (روسو)
کسی که حق اظهار نظر و بیان فکر خود را نداشته باشد، موجودی زنده محسوب
نمی شود. (مونتسکیو)
دانش به تنهائی یک قدرت است. (فرانسیس بیکن)
بدون باختن برنده نمی شوی. (مثل روسی)
بدبختی انسان از جهل نیست از تنبلی است. (دیل کارنگی)
علت هر شکستی عمل کردن بدون فکر است. (الکس مکنزی)
کار و کوشش ما را از سه عیب دور می دارد، افسردگی، دزدی و نیازمندی. (ولتر)
سرچشمه همه فسادها بیکاری است، شیطان برای دست های بیکار، کار تهیه می
کند. (پاسکال)

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


امید

امید
چهار شمع
چهار شمع به آهستگی می‌سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می‌رسید.
شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هیچ کسی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می‌میرم ....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد
شمع دوم گفت: من ایمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد که دیگر روشن بمانم ......... سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت.
شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده‌اند و اهمیت مرا درک نمی‌کنند، آنها حتی فراموش کرده‌اند که به نزدیکترین کسان خود عشق بورزند .............. طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد.
ناگهان کودکی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید، گفت: چرا شما خاموش شده‌اید، همه انتظار دارند که شما تا آخرین لحظه روشن بمانید ......... سپس شروع به گریستن کرد ........... پــــــــس...
شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانیکه من وجود دارم ما می‌توانیم بقیه شمع‌ها را دوباره روشن کنیم، مـن امـــید هستم.
با چشمانی که از اشک و شوق می‌درخشید ..... کودک شمع امید را برداشت و بقیه شمع‌ها را روشن کرد.
نور امید هرگز نباید از زندگی شما محو شود

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


 

 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


 

در زندگی چنان مشغول کار باش که حتی فرصت پیدا نکنی که بیندیشی در دنیا چیزی به نام ,نام امیدی وجود دارد

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


نقش امید در زندگی

نقش امید در زندگی
یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است. از نظر جهانبینى توحیدى، امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش در مىآورد و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب مى کند. اگر روزى امید از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى‏رسد. امیدوار بودن هنرى است که باید همگان آن را فرا گیرند.

حقیقت امیدوارى:
امیدوارى حالتى نفسانى است که در آن انسان به امورى که انتظارش را دارد دلبستگى پیدا می کند. امید در انتظار چیزى بودن است؛ در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر امیدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزویى امیدوارى نیست. شاید بتوان امید را در زندگى به سکان کشتى تشبیه کرد؛ همان طورى که کشتى بدون سکاندار در دریاى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان ناامید نیز در این دنیاى پرهیاهو حیران خواهد ماند. برخی از افراد به علت شکستهایی که در گذشته خوردهاند امیدشان را از دست می دهند، به طورى که زندگى منهاى امید را تحمل نمی کنند و - در نهایت - مرگ را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.

امیدوارى، نه خیالپردازى:
انسان باید به اندازه اى براى خود امیدسازى کند که به مرز خیالپردازى نرسد. باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را بخوبى دانست تا یکى از آنها در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حرکتى» تشکیل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتایج کارش را - که باغستانی سرسبز و آباد است - تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند. از این رو، نوعى دلدادگى در او پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند و سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد.

بارها شنیده ایم که «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید و به یاری دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد..
بنابر این، اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد، باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است.


[B. مادر نماد عاطفه و مهربانى است. امید است که مادری را به مهربانى وا مى دارد و باران عطوفت وى را سرازیر مى کند. اگر روزى امید را از وى بگیرند، حتى حاضر نخواهد شد که نوزاد دلبندش را شیر بدهد.[/b]
در حدیثى از حضرت مسیح (ع)، مى خوانیم که در جایى نشسته بود و پیرمردى را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است. حضرت مسیح (ع) به پیشگاه خدا گفت: خدایا، امید و آرزو را از او بگیر.
ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید. کمى بعد، حضرت مسیح (ع) گفت: بارالها، امید و آرزو را به او برگردان.
... و مشاهده کرد که پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح (ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم: یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى؛ و در مرحله دوم برخاستى و مشغول به کار شدى!
پیرمرد در جواب گفت: بار اول، فکر کردم که پیر و ناتوان شده ام؛ چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم، ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد که از کجا معلوم سالهای زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، باید براى خود و خانواده اش تلاش کند؛ از این رو، برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم.

اقسام امید و آرزو:
به طور کلى، امید و آرزو به دو قسمت «کاذب» و «صادق» تقسیم می شود. «استاد مطهرى» مى گوید: بیشتر افرادى که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند؛ یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند. روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند؛ ولى افراد ضعیف - که مبتلا به بیمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد - بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند. پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود کنیم و بدانیم هر چیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزشمند و متعالى و تجدید نظر در امیدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

آفات امید و آرزو:
ناآگاهى و بی‏اطلاعی از واقعیات و غفلت از وظیفه اصلى و بلندپروازى و فاصله گرفتن از مبانى دینى و عوامل اجتماعى و فرهنگى حاکم بر جامعه از آفات عمده و مهم امید و آرزوست.



. آرزوى تعدیل نشده:
یکى از آفات امید و آرزو خروج از مدار اعتدال است. اگر امید و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگیرد، مفاسد جبران ناپذیرى در پی خواهد داشت. .
اگر آرزو در بعضى از آیات و روایات مذمت شده است، همین آرزوهاى دور و دراز است که پشتوانه عقلانى ندارد. .
آثار زیانبار آرزوهاى واهى را این گونه ترسیم فرموده اند: آرزوهاى دراز عقل انسان را مى برد؛ وعده آخرت را دروغ مى شمرد؛ انسان را به غفلت وا مى دارد؛ و سرانجام آن حسرت و ندامت است.
«آرزو بد نیست، طغیانش بد است»
هرگز نباید به بهانه امیدوارانه زیستن کارها را به آینده موکول کرد و اکنون را رها کرد؛ یعنى نباید «حال ممکن» را فداى آینده نیامده کرد. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیت توأم است؛ در حالى که کارها را به آینده واگذار کردن رخوت و سستى در پی دارد. توجه به گذشته و آینده برای فرار از دشواریهاى زمان حال بیمارى یا مقدمه بیمارى روانى است. .

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


اهمیت نوشتن اهداف و آرزوها برای رسیدن به آنها

اهمیت نوشتن اهداف و آرزوها برای رسیدن به آنها

 

چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟

نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط 5% از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.

نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. بااینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.

در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:

1. نوشتن اهداف به شکل مثبت

برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.

همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتا بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.

2. نوشتن اهداف با جزئیات کامل

به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری".

یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.

آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از کوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.

3. نوشتن اهداف به زمان حال

اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.

پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.

4. بازنویسی اهداف

وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.


نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر می شود .

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


 

 

چه خوبه همیشه ما با هم باشیم
من و تو دشمن درد و غم باشیم

چه خوبه دلامون از امید پره

غم داره از من و تو دل می بره
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته می شن

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


جواهری در قصر خود باشید

 

 جواهری در قصر خود باشید

 


انسان ها می توانند با یافتن "جواهر" وجودشان ، "قصری" از زیبایی ها را در زندگی خود خلق نمایند.
فقط می بایست ابتدا خود را در یافته و سپس برای خلق زندگی موفق اقدام نمایند.

(1)
یانگوم همیشه به آینده امیدوار است.

انسان های موفق و با نشاط ، همیشه به امید آینده ای زیبا زندگی می کنند.
آنان افسوس گذشته را نمی خورند و خاطره های آن را سدی در مقابل پشرفت خود قرار نمی دهند.
یانگوم به امید آینده ای بهتر هر روز تلاش میکند و از ناملایمت ها ، سختی ها و بد رفتاری های زمانه نمی هراسد و خود را از بازی زندگی کنار نمی کشد.

(2)

یانگوم انسانی صبور است

انسان های صبور ، خستگی را خسته میکنند! و برای رسیدن به هدف های شان لحظه ای غمگین و افسرده نمی شوند.
"یانگوم" نزدیک ترین عزیزانش را از دست داد ، انواع اتهام ها را تحمل کرد ، از قصر اخراج شد و حتی تا پای چوبه ی دار رفت .
ما نیز بیاییم با خود عهد کنیم انسانی صبور و با حوصله باشیم و از سایه ی این صبر به میوه ی موفقیت و شادابی برسیم.

 

(3)
یانگوم به راحتی می بخشید.

کلید اصلی کسب ارامش ، بخشش دیگران است. در این دنیا قانونی وجود دارد به نام قانون کاشت و برداشت باید بدانیم که هر عملی عکس العملی متناسب آن عمل در این دنیا نصیب ما خواهد کرد.
"یانگوم" این موضوع را به خوبی می دانست و مطمئن بود افرادی که به او ظلم کرده بودند ، به زودی نتیجه ی رفتار بدشان را خواهند دید. ولی او در عین اقتدار آنان را می بخشید و به انسان های اطرافش عشق می ورزد.

(4)
یانگوم انسانی هدفمند است
.
انسان های بدون هدف ، در بیراهه های زندگی گم می شوند و هیچ وقت به مقصد خود نمی رسند. چون در واقع از ابتدا نیز هیچ مقصدی نداشته اند که به آن برسند.
"یانگوم" می داند که هیچ وقت هدف، وسیله را توجیه نمیکند و برای رسیدن به هدف هایش اعمال ناشایست انجام نمیدهد.
اگر شما هم به دنبال موفقیت هستید هم اکنون یک قلم و کاغذ بردارید و هدف های زندگی تان را با سررسید زمانی مشخص ، تعیین نمایید و برای رسیدن به آن ها برنامه ریزی کنید و با ارده ای مصمم برای به دست آوردن شان تلاش کنید.

(5)
یانگوم همواره مهرات های لازم را می آموزد.

برخی از انسان ها برای این که خود را راحت کنند و به دنبال سعی و تلاش نروند ، همواره می گویند :دیگه از ما گذشته.
این جمله سمی برای پیشرفت و تعالی یک انسان است.
علم و مهارت به انسان اعتماد به نفس داده و قدرت جسارت و شجاعت او را بالا می برد." یانگوم هموراه به دنبال یادگیری است و هر مهارتی را که اراده میکند با عشق می آموزد و در آن بهترین می شود.
اگر شما هم بخواهید به پیروزی و موفقیت برسید راهی جز یادگیری مهرارت های لازم ندارید . پس در خلوت خود بیندیشید و سر فصل های یادگیری خود را مشخص نمایید.
در این زمینه تا میتوانید کتاب های خوب مطالعه کنید و در کلاس های مفید شرکت منید.

(6)

یانگوم همیشه شاد و پر انرژی است.

شادی و نشاط ، انسان ها را به تحرک وا میدارد.
"یانگوم" د مسیر پر پچ و خم زندگی اش همواره لبخند به چهره دارد و برای اوج گرفتن به خوبی میداند که می بایست از فرصت های موجود به نحو مطلوبی استفاده نماید.
او با چهره ی متبسم و معصوم با اطرافیانش ارتباط برقرار میکند و آنان را نیز در مسائل زندگی کمک کرده و این ، از ویژگی های انسان های موفق است.

(7)

یانگوم در عرصه ی زندگی الگو های خوبی دارد.
امروزه برای ساختن هرچیزی به الگو و متد نیاز است. حتی یک لباس و یا یک کفش نیز می بایست الگو و قالب مناسب خود را داشته باشد ، پس چطور ممکن است انسانی که قرار است کارهای بسیار بزرگ انجام دهد ، نیاز به الگویی نداشته باشد؟

"یانگوم" همواره با اندیشیدن به مادر مهربانش و هم چنین استاد عزیزش "بانو هن" سعی میکند رفتار خود را با آنان تطبیق دهد.
او از گفتن کلمه نمیدانم ، نمی ترسد ولی برای یادگرفتن و الگو قرار دادن دیگران هم ابایی ندارد.
یادمان باشد که انتخاب یک دوست خوب و الگوی مناسب می تواند زندگی ما را به طور کامل تغییر دهد.

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


نیایش و آرامش

 

نیایش و آرامش

 

به باورهای آیینی خویش بپردازیم،

بی تردید یکی از آرامش بخش ترین رفتارها،

روی آوردن به نیایش و نماز است.

 

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


همیشه میخواستم شادتر باشم

 همیشه میخواستم شادتر باشم

 

همیشه میخواستم شادتر باشم اما نمیشد . گاهی به صورت مصنوعی خودم را متقاعد میکردم که شادم اما حقیقتا نبودم . گاهی میخواستم تکرار کنم که شادم و به خودم تلقین کنم اما نتیجه ای نداشت . هیچوقت نمیدانستم شادی از راهی متفاوت از انچه می اندیشیدم به دست میآید .
همیشه فکر میکردم گذشت میکنم میبخشم و دوست میدارم و از نفرت تهی هستم ولی همه در چارچوب های منطقی بود که برای خودم ساخته بودم . میخواستم عدالت برقرار باشد و این حکم منطق بود . اما نمیدانستم که زندگی فراتر از منطق است . آنچه در زندگیمان رخ میدهد یکسره از چارچوب منطق بیرون است . من تازه این را فهمیدم .
بارها خوانده بودم که بی منت و بی قید و شرط باید عشق ورزید . همیشه در لابلای حرفهای بزرگ خوانده بودم که آنچه به دست می اوری در واقع ان چیزی است که میبخشی . اما همیشه به جای معنای عمیق این حرف من به پوسته ظاهری ان کفایت میکردم و میپنداشتم به مقصود رسیده ام اما نرسیده بودم .
من با یک کوله پشتی از خاطرات تلخ و ناکامی های بسیار و خاطری آزرده اینجایم . اما همه اینها من را به این رهنمون کرد که این پوسته را بشکافم و به اعماقش بروم و انگاه همواره چیزهای جدیدتری تجربه کردم و در نهایت به این موضوع رسیدم که آنچه قبلا خوانده و شنیده بودم مسیری درست برای زندگی هر انسانی از جمله من است
.
بله عاقبت به جایی رسیدم که دانستم میبایست قلبی گشاده داشته باشم . از انروز که فهمیدم و از ان زمان زیادی نمیگذرد شادتر هستم و هر روز شادتر از قبل هستم . دانسته ام که باید به جای گرفتن به جای انتظار دیگران را کشیدن باید ببخشم . دانسته ام که قلبم میبایست گشاده باشد . اکنون اگر دوستی از من کمکی طلب کند آنچه را میتوانم نثارش میکنم . اگر دوستی یا دشمنی موفقیتی حاصل کند برایش ارزوی خوشبختی میکنم و سپاسگزارانه میپذیرم . و اکنون به مراتب شادترم واحساس میکنم دستی مرا همراهی میکند . من سعی خواهم کرد که دوست بدارم و گشاده تر باشم چون میدانم که مرا شادتر خواهد کرد و مهمتر اینکه این را راه صحیح زندگی میپندارم .

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


شاد زیستن، ضامن سلامتی است

 شاد زیستن، ضامن سلامتی است

نتایج یک پژوهش جدید در انگلیس حاکیست، اگر مردم بتوانند شاد باشند و شاد بمانند، می‌توانند از سلامتی بهتری بهره‌مند شوند.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شادی یک حالت احساسی است که ویژگی آن احساساتی از لذت بردن، خرسندی و رضایت است. مطالعات قبلی نشان داده بود افرادی که با نگرش روانی مثبت دارند، در برابر استرس واکنش‌های متفاوتی بروز می‌دهند. در این پژوهش جدید معلوم شده است که همین افراد کمتر به بیماری‌هایی چون افسردگی، بیماری‌های قلبی و دیابت مبتلا می‌شوند.

اندرواستپتو، استاد روانشناس در کالج دانشگاهی لندن که سرپرستی این پژوهش را بر عهده دارد اظهار داشت که افراد شاد وابسته به بخش متفاوتی از سیستم عصبی هستند که ضربان قلب را آرام می‌کند و این افراد بسیار سریع‌تر از استرس بهبود پیدا می‌کنند و به همین خاطر شاید افراد شاد کمتر در معرض ابتلا به بیماری‌های مربوط به استرس قرار دارند.
.

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


احساس خوب

 

 

احساس خوب

 


داشتن احساس خوب در زندگی دارای دو بخش است :


بخش یک آن یادگیری اندیشیدن به خود با اتکا به روش های سلامت بخش است. این یک مهارت آموختنی است، هیچ کس چه زن و چه مرد آن را به صورت فطری در خود ندارد. گاه باید مانند کودکان بکوشیم تا اعتماد به نفس و عزت نفس به دست آوریم. اگر این کار را نمی کنیم، باید به مثابه یک بزرگسال بکوشیم تا راه دستیابی به اعتماد به نفس و عزت نفس را بیابیم.

بخش دومداشتن احساس خوب درباره زندگی، در گروه پاسخگویی به سئوالاتی از این دست است: آیا وقوع رخدادها یا پیشامدهایی را تسهیل می کنم؟ آیا خودم را موفق می دانم؟ آیا برای رسیدن به راههای اعتماد به نفس اندیشیده ام؟ و...

در اینجا ده شیوه برای کسب احساس شادمانی در زندگی ارائه می دهیم.

1 – هرگز از پرسش کردن بازنمانید.


هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدید، از خودتان بپرسید: "به چه نحوی کاری که انجام می دهم به من در رسیدن به هدف نهایی ام یاری می کند؟" "چگونه می توانم کارم را بهتر، سریع تر، ساده تر، آسان تر و سرگرم کننده تر انجام دهم؟"

2- احساس ناامیدی را از خودتان دور کنید.

درباره خودتان و دیگران کنجکاو باشید و به خود و دیگران علاقه نشان دهید، از چاپلوسی، خودشیفتگی، موذی گری و... بپرهیزید! هرگز فکر نکنید راهی را که پیش گرفته اید، آخرین راه است. پیوسته به دنبال گزینه های دیگر باشید.

3 –ضعف های خودتان را بپذیرید.


هر کس ضعف هایی دارد. این واقعیتی است! به جای فروماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشید بر ضعف هایتان غلبه کنید و با ضعف هایتان دوستی کنید تا دشمن روانتان نشود.

4 – یادگیری را هرگز فراموش نکنید.

مغز، ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزتان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهید، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز باید آن را با فعال کردن از طریق یادگیری عملی کرد.

5 –از مطلق گرایی دوری کنید.

ما در گستره ای از نسبیت ها زندگی می کنیم . تلاش کنید از هر چیزی به نسبتی که می توانید بهره بگیرید. هیچ کس در زندگی همیشه نمی تواند نمره بیست بگیرد ، ولی می تواند همیشه بیشترین تلاشش را انجام دهد و از نتیجه به دست آمده خرسند باشد ، خواه پیروز باشد ، خواه شکست خورده.

6 –با خودتان صادق و روراست باشید.

صادق نبودن با خود آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودتان روراست نبوده اید بنویسید و راه صادق بودن را با تفتیش خطاهای خود بیابید.

7 - گیاهی را که دوست دارید پرورش دهید.

گلی را در باغچه یا گلدان بکارید و آن را به زندگی تان تشبیه کنید. همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خودتان هم نیاز به مراقبت ، تقویت، پرورش و...دارد.

8 –در گذشته زندگی نکنید.

اجازه بدهید غبار گذشته از شانه هایتان فرو ریزد و دانه های شفاف و نورانی آن ، راه فرا رویتان را روشن سازد. هر اندازه در تیرگی گذشته گام بردارید از روشنایی آینده دورتر خواهید شد . فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید و ناپاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.

9 –در "حال" شنا کنید.

وقتتان را بر سر آنچه نمی توانید کنترل کنید سپری نکنید. به مردم و اطرافیانتان عشق بورزید. مهرورزی یکی از راه های شادمانگی است! بر آنچه می توانید کنترل کنید، متمرکز شوید. شما می توانید بخوانید، لبخند بزنید، بخندید، به دیگران کمک کنید، به سپاسگزاری بپردازید، کار کنید و...پس این کار را انجام دهید!

10- همچون کوه استوار باشید.

حقوق خودتان راباز شناسید و به حقوق اجتماعی آگاه شوید. برای رسیدن به حق خود پیوسته بکوشید . تلاش شما میزان دستیابی به حقوقتان را مشخص می کند.

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


شادابی و احساس مثبت کردن ...

شادابی و احساس مثبت کردن..

 

احساس فعال بودن و انگیزه داشتن در زندگی با برنامه ریزی شروع می شود، بخصوص اگر اضافه وزن داشته باشید و به علت درگیری های کاری کم تحرک باشید. روشهای مختلفی برای بدست آوردن شادابی و طراوت روحی و همچنین در فرم بودن بدن وجود دارد که در اینجا به یکی از این برنامه ها اشاره می کنیم.

مثبت فکر کنید

ذهنیت شما به تمام ابعاد روحی و جسمی شما اثر میگذارد. از هر آنچه می خورید تا هر برخورد کاری که در محیط اداری انجام می دهید همه به ذهنیت شما مربوط می شود. هر چقدر به زندگی مثبت تر نگاه کنید راه برای دستیابی به اهداف برای شما ساده تر می شود.

برنامه داشته باشید
برای خود برنامه داشته باشید بخصوص اگر اضافه وزن دارید. در این برنامه ریزی سعی کنید طریقه زندگی خود را نیز تغییر دهید، تحت این شرایط گرفتن دوستان جدید برای ایجاد تغییر، همواره از مهمتریت عوامل موفقیت می باشد.

خود را آموزش دهید
برای داشتن روح و جسمی سالم باید مهارت های زیادی داشت و رسیدن به وزن متعادل تنها یکی از آنها می باشد. مثلا" چگونه فعالتر بود، چگونه اهداف واقع بینانه انتخاب کرد، چگونه یک رژیم غذایی خوب انتخاب کرد، چگونه بر تمایلات غیر منطقی خود غلبه کرد و ...
بنابراین همانگونه که مشاهده می کنید برای رسیدن به سلامتی و احساس مثبت کردن باید مهارت های بسیاری را در زندگی فرا بگیریم. تنها در اینصورت هست که اعتماد به نفس پیدا خواهیم کرد و در نهایت احساس سلامتی و مثبت بودن را بدست خواهیم آورد.
کنترل سیکل رژیم گرفتن
کمک می کند
اگر اضافه وزن دارید و می خواهید آنرا کاهش دهید باید بسیار مراقب رژیم خود باشید. تعدد استفاده از روشهای مختلف رژیم لاغری گرفتن و شکست پیاپی در آنها اعتماد به نفس را در شما کاهش داده و عملا" به شما اجازه نخواهد داد تا در هیچ رژیمی موفق باشید. دقت کنید که معمولا" رژیم های لاغری کوتاه مدت - و اغلب دشوار - اثرات کوتاه مدت دارند، بنابراین سعی کنید با انتخاب یک رژیم لاغری بلند مدت در نهایت خود را به وزن ایده آل برسانید.

طبیعت سر منشا انگیزه ها است
تعجب نکنید، حتی اگر دارای وزن و اندام متعادلی هستید ممکن است بی انگیزگی در شما بی داد کند. مصرف غذاهای مناسب یکی از مهمترین پارامترهایی است که به شما کمک می کند تا به زندگی مثبت نگاه کنید. مصرف انواع سبزیجات و میوه ها، گوشت ماهی، تخم مرغ یکی از مهمترین عواملی است که به شما شادابی می بخشد. اما دقت کنید که همواره باید مصرف انواع گوشت قرمز و مرغ خود را کنترل نمایید.
نکته مهم بعدی لذت بردن از خوردن غذا می باشد، سعی کنید مقادیر کوچک غذا را در دهان خود بگذارید و در عوض به مدت بیشتری از مزه آن لذت ببرید.
برای خود اهداف واقع گرایانه انتخاب کنید
از دفتر یادداشت روزانه خود بهره ببرید :
- در آن بنویسید که در ماه آینده هر روز 30 دقیقه پیاده روی می کنم. (ننویسید روزی 3 ساعت ورزش می کنم!)
- اهداف و مواردی که می خواهید در کار و زندگی شخصی به آن برسید را یادداشت کنید و سپس با نگاه کردن به آن نیازمندی های هریک را در کنارشان یادداشت کنید.
- از قانون مورفی استفاده کنید، تمام نامحتمل هایی که ممکن است شما را در نرسیدن به اهداف مایوس کند یادداشت کنید و برای رفع آنها در صورت بروز فکر کنید.
- برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید. مثلا" اگر به هدف اول رسیدم یک Cd موسیقی مورد علاقه ام را خواهم خرید.

مایوس نشوید
آمار و تجربه نشان می دهد بزرگترین اکتشافات و پروژه های دنیا اغلب هنگامی به موفقیت میرسند که مجریان به نا امیدی نزدیک می شوند. اما رمز موفقیت آنها آن است که هرگز کار و تلاش را ترک نمی کنند. پس نا امید نباشید و برای رسیدن به اهداف خود در زندگی و کار تلاش کنید و مطمئن باشد هیچ مسیری نمی تواند تا ابد سر بالایی باشد بالآخره به قله خواهید رسید و از آن به بعد مسیر ساده تری در انتظار شما خواهد بود.

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


هفت ویژگی افراد شاد

 هفت ویژگی افراد شاد

 

اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!

هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایااین حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما ایا این حرف به این معنی است کهفرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟ مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاشخود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ایکسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ
با زندگی کنار بیایید؟
اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدناحساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه ترعمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان
چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود
اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.
اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سودببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود درعین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند.
اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند.
انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا دربرابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند.
برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژ و منابع محدود خود را برای

نویسنده : رسول ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤
پيام هاي ديگران () +


 
 
 
 لینــک ســــازاضافه کردن لینک